امروزه یادگیری و پیشرفت تحصیلی یکی از گسترده ترین و متنوع ترین فعالیت های بشری است که اساس برنامه های درسی در آموزشگاه های مختلف، دانشگاه ها و … را تشکیل می دهد. موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بیانگرنظام آموزشی کارآمد و موفقی است که توسعه ی پایدار از نتایج منفی چنین نظامی خواهد بود، بنابراین توجه بیشتر به تعلیم و تربیت مهمترین عامل پیشرفت تحصیلی است، زیرا یکی از پیچیده ترین مباحث مطرح شده در تعلیم و تربیت امروزی، مسأله پیشرفت تحصیلی است. برای پیشرفت تحصیلی باید از روش های نوین استفاده کرد که یکی از این روش ها،کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات است. فن آوری اطلاعات و ارتباطات باعث می شود که انگیزه یادگیری و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان افزایش یابد( زمانی و همکار،1385).
پژوهش های زیادی، نشان می دهد که عملکرد تحصیلی دانش آموزان و فعالیتهای مرتبط با آن در دوره ی آموزش مدرسه ای از پیشرفت چندانی برخوردار نیست. دانش آموزان مستعد ازتوانایی های خود به خوبی استفاده نمی کنند، دانش آموزان اکثراً روحیه ی علمی و انگیزه ی کافی ندارند و از امکانات آموزشی، استفاده مطلوب و مناسب صورت نمی گیرد و معمولاً به جای توجه به ارتقای سطح علمی خود به ارتقای سطح تحصیلی (اخد مدارج بالاتر) می اندیشند(نظری کتولی، 1384). همچنین از جمله اهدافی که در فرایند تعلیم و تربیت دانش آموزان حائز اهمیت است، تبدیل آنها به یادگیرندگان راهبردی و برخوردار از توانایی خودتنظیمی در یادگیری است.
اسکراو و بروکس4 ( 2000) خودتنظیمی در یادگیری را، توانایی دانش آموزان برای درک و کنترل یادگیر یشان می دانند که برای موفقیت در مواد درسی بسیار مهم است و آنها را به یادگیرندگانی اثربخش و کارامد تبدیل می کند. بنابر تعاریف بالا، می توان نتیجه گرفت که راهبرد یادگیری خودتنظیم برای آموزش این موضوع به دانش آموزان است که رفتارشان آموختنی است و می توانند اثرهای رفتاری خود را بررسی کنند و محیط یادگیری خود را چنان سازمان دهند که رفتارها و تلاش هایشان بازدهی بیشتری داشته باشد (زیمرمن، 2003)
راهبردهای یادگیری ، فنون یا روش هایی هستند که یادگیرندگان برای اکتساب اطلاعات از آنها استفاده می کنند (دمبو ، 1994) .زیمرمن ( 2001 ) یادگیری خودتنظیمی را یک فرایند خودهدایتی می داند که از طریق آن یادگیرندگان توانایی های ذهنی شان را به مهارتهای علمی مرتبط به تکلیف تبدیل می کنند ؛ این رویکرد یادگیری را فعالیتی می داند که یادگیرندگان به روشی فعال انجام می دهند.
یکی از مهمترین اصول روانشناسی تربیتی این است که دانش آموزان باید آگاهی را در ذهن خویش بسازند، آموزگار میتواند نردبانی را در اختیار دانش آموزان قرار دهند که به درک عالیتر منتهی می شود، اما دانش آموزان خودشان باید از این نردبان بالا بروند. اسلاوین، با استناد به پژوهشهایی که درباره اثربخشی آموزش راهبرهای یادگیری و مطالعه انجام شده، بیان داشته که می توان به دانش آموزان راهبردهای گوناگون را آموزش داد . واینستاین و هیوم( 1998) هم تعدادی پژوهش با این نتایج ذکر کرده اند که معلمان می توانند از راه آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی به دانش آموزان خود کمک کنند تا یادگیرندگان موفق تری باشند و در سرنوشت تحصیلی خویش نقش فعال تری ایفا کنند( اسلاوین، 2006).
آنچه رابطه ی بین یادگیری خودتنظیم و پیشرفت یادگیری را مشخص می کند، رابطه ی بین مهارتها و راهبردهای این نوع یادگیری، یعنی راهبردهای شناختی و فراشناختی با پیشرفت یادگیری است.

بسیاری از پژوهشگران همچون باتلر و واین5 (1995) ساراسون6 (1962 ) و هانسفورد7 ( 1995 ) در پژوهش های خود به چنین رابط های اشاره کرده اند. برای مثال، پژوهش های هانسفورد حاکی از آن است که بین یادگیری خودتنظیم و مهار تهای شناختی و فراشناختی، ارتباط و همبستگی معناداری وجود دارد.به طور کلی محققان دریافته اند، دانش آموزانی که در فرایند مطالعه و یادگیری خود
از مهار تهای فراشناختی همچون: برنامه ریزی، کنترل و نظارت و ارزشیابی بهره می برند، به طور قابل توجهی عملکرد بهتری نشان می دهند.
در همین باره، ساراسون معتقد است، نخستین گام برای دست یابی به یادگیری خودتنظیم و در نهایت پیشرفت در یادگیری، آموزش و ارتقای یادگیری دانش آموزان در زمینه ی مهارتهای شناختی و فراشناختی است.
یکی از نظریه های مطرح دراین خصوص، نظریه یادگیری خودتنظیمی پینتریچ ودی گروت ( 1990) است. آنها خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان را به عنوان باورهای انگیزشی8 و راهبردهای شناختی 9 و فراشناختی10 را تحت عنوان یادگیری خودتنظیمی معرفی کردند( راهب، 1389).
خود تنظیمی به فعالیت مستقل دانش آموزان در آموختن می انجامد، دانش آموزان خودتنظیم کنشهای شناختی و رفتاری خود رادرجهت دستیابی به هدفهایشان به کار میگیرند (زیمرمن، 1989 ). انگیزه آموزندگان برای دستیابی به هدف برگرفته از قضاوتی است که در مورد عملکرد خودگردانشان دارند، خود تنظیمی منجر به آموختن بهتر و بروز احساس کفایت بیشتر در آموزندگان میشود (راهب، 1389).
پنتریچ ( 2000) بیان میکنند که فراگیران خود تنظیم با یک کار آموزشی،کارشان را شروع میکنند، به ارزیابی کار می پردازند، هدف را تعیین می کنند، راهکارهایی را برای دستیابی به هدف مشخص میکنند و به پیشرفتشان برای دستیابی به هدف نظارت می کنند، راهبردها را ارزیابی میکنند و بر اساس اطلاعات به دست آمده از بازخوردهای درونی و بیرونی کار را دوباره بازبینی میکنند (راهب، 1389).
برای توصیف خودتنظیمی تا به حال الگوهای بسیاری پیشنهاد شده است که یکی از این الگوها الگوی خودتنظیمی پنتریچ است:
پنتریچ و همکاران او سه مقوله عمومی از راهبردها را که مورد استفاده فراگیران خود تنظیم قرار میگیرند شناسایی کرده اند، شامل: 1- راهبردهای شناختی 2- راهبردهای فراشناختی 3- راهبردهای کنترل و مدیریت منابع (پنتریچ، 2004).
منظور از راهبردهای فراشناختی، مجموعه فرایندهای برنامه ریزی، بازبینی و اصلاح فعالیت های شناختی است و راهبردهای شناختی به چاره اندیشی که فراگیران برای یادگیری، به خاطر سپاری و درک مطلب از آنها استفاده میکنند اشاره دارد( پنتریج، 2004).
همچنین بسیاری از متخصصان معتقدند که محیط یادگیری الکترونیکی مستلزم این است که یادگیرنده مسئولیت یادگیری را بر عهده بگیرد (دباغ وکیت سانتز ،2004، کینگ، 2001، شانگ و زیمیرمن ، 1998). بعلاوه،بسیاری از این متخصصان متفق القول اندکه مهارت های خود تنظیم کننده ضرورتی برای موفقیت در یادگیری سطح بالای خود گردا نی هستند و اینکه رشد این مهارت ها می تواند بوسیله ی تکنولوژی ها ی یادگیری الکترونیکی (فن تعلیمی مبتنی بر وب ) پشتیبانی شده باشد (دباغ وکیت سانتز ،2004،زیمیرمن و تیسیکالاس2005) . بدین معنی که محیط یادگیری الکترونیکی مستلزم آن است که یادگیرنده در استفاده از این سیستم یادگیری ، راهبرد های فراشناختی (تفییر و اصلاح سرعت یادگیری ،تنظیم زمان یادگیری ،ارزشیابی از عملکردش در رسیدن به هدف، نظارت بریادگیری وبرنامه ریزی برای یادگیری )را بکار گیرند. واین امر خود مبین آن است که یادگیرنده ای که در محیط یادگیری الکترونیکی از مهارت خود تنظیمی کمک می گیرد ، در عین حال آن را درجهت بکار گیری این سیستم رشد و پرورش می دهد.
عصر جدید را عصر انقلاب در ارتباطات نیز نامیده اند و روشن ترین نشانه ی این قرن، انفجار اطلاعات است. اما آیا این انفجار، لزوماً در بردارنده ی انرژی مثبت و بالنده برای رشد و تعالی انسان است و یا حاوی سموم خطرناک و تخریب گر؟ پاسخ به این سؤال، به نوع کاربرد این انرژی و مدیریت تصرف و بهره برداری آن توسط کاربران مختلف، با انگیزه ها و جهت گیری های متفاوت بستگی دارد. مثلاً اینترنت
به عنوان یک پدیده جهان شمول، امکان و فرصتی برای کاربران فراهم می کند که بتوانند تمام اطلاعات و خدمات مورد نیاز خود را هر زمان، هر کجا و به هر میزان که بخواهند، دریافت کنند،یا امروزه در خانه ها، خیابان ها، مدارس، محیط های دانشجویی، اماکن عمومی، مغازه ها، ادارات و همه جا افرادی را می بینیم که گوشی تلفن همراه در دست، مدت های طولانی را با آن مشغول اند. و گاه این اشتغال چنان به افراط می کشد که توجه دیگران را جلب می کند. با توجه به آمار و ارقام با گذشت زمان استفاده از این وسایل رو به ازدیاد است، بطوری که تعداد کودکان 2 تا 17 سال که کامپیوتر را در منزل استفاده می –
کنند از 48 درصد در سال 1996 به 70 درصد در سال 2000 صعود کرده است. استفاده از اینترنت نیز از 15 درصد به 52 درصد در این دور ه 5 ساله افزایش پیدا کرده است. سرعت انتشار اینترنت 9 برابر سریع تر از رادیو، 6 برابر سریع تر از کامپیوترهای شخصی و سه برابر سریع تر از تلویزیون بوده است. و از نظر مقدار زمان استفاده هم جای تأمل دارد. چون بررسی های آماری در سال 2000 بیانگر این مطلب است که کودکان سن 7-2 سال بطور متوسظ 34 دقیقه در روز از کامپیوتر استفاده می کنند که این زمان با افزایش سن ( 5 – 2 سلگی 27 دقیقه در روز ، 11-6 سالگی 49 دقیقه در رزو و 12-17 ساللگی 63 دقیقه در روز ) ظولانی تر می شود( شیلد، 2000).
بی شک اینترنت و دیگر ابزار فناوری اطلاعات از پیشتازان انقلاب صنعتی جدید هستند و هر کدام از آنها به نوعی در اوج قله انقلاب صنعتی دیجیتالی قرار دارند.بسیاری از روانشاسان در این واژه تردید دارند که واژه اعتیاد برای توصیف زمانی که مردم وقت زیادی را صرف استفاده از فناروی اطلاعات می کنند، واژه مناسبی است. اعتیاد پدیده ای است که از زمان های گذشته، انسان ها در جوامع گوناگون با مفهوم آن آشنا بودند در حال حاضر با تغییر تدریجی شیوه زندگی به موازات پیشرفت های علمی و فن آوری و افزایش غیر قابل تردید سطح شعور و آگاهی مردم موضوع اعتیاد در زمینه های گوناگون به وجود آمده و مشاهده می گردد.امروزه ، اعتیاد به فناوری اطلاعات یکی از مشکلات معمول می باشد که به صورت استفاده نادرست از ابزار فناور ی اطلاعات از قبیل اینترنت ، موبایل ، تلویزیون و … تعریف می شود. دسترسی به این ابزار پدیده ای رو به گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان از این ابزار قرار می گیرند.به عنوان مثال اینترنت و موبایل در همه جا حضور دارد: در خانه، مدرسه، ادارات، و حتی مراکز خرید و در بین کاربران آن ، جوانان و نوجوانان بیشترین استفاده از آن را دارند(بالن11 و هری12 ، 2000).
در یک بررسی که روی 267 دانش آموز بین 11 تا 18 سال به انجام رسید، مشخص شد نزدیک به 63 درصد از آنها به اینترنت و 53 درصد از آنها به تلفن همراه خود اعتیاد پیدا کرده اند و بدون این وسایل زندگی آنها از روال معمول خود خارج می شود(کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1388 ). باتوجه به آمار مرکز آمار ایران؛ از مجموع کاربران اینترنت کشور،8/69 درصد ،15 تا 29 ساله و 8/31 درصد 10 تا 19 ساله ، 50/4 درصد محصل بوده و 3/71 درصد از خانواده های کشور دارای حداقل یک عضو با تلفن همراه بوده اند(مرکز آمار ایران، 1387 ). بنابراین در جهان امروز، فرهنگ رسانه ای با برتری رسانه اینترنت و تلفن همراه فراگیرترین و مسلط ترین فرهنگ تأثیر گذار در جامعه است. مرکز ثقل این تأثیر روی نسل در حال رشد، یعنی نوجوانان و جوانان است. به عبارتی دیگر، بخش قابل توجهی از زندگی جوانان امروز، به ویژه دانش آموزان را ارتباط با اینترنت و تلفن همراه تشکیل می دهد. هر چند این ارتباط می تواند به رشد مهارت های مختلف یادگیری منجر شود. اما در کنار این مهارت ها و مزایا، باید در کمین خطرهای پنهان آن نیز بود. همزمان با دسترسی گسترده افراد به اینترنت، شاهد نوع جدیدی از اعتیاد یعنی « اعتیاد اینترنتی» نیز هستیم که مسأله خاص عصر اطلاعات است. همانند تمامی انواع
دیگر اعتیاد ، اعتیاد به اینترنت نیز با علایمی همراه است . همچون اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری، تفکرهای وسواسی و یا خیالبافی راجع به اینترنت. از طرفی، در عین حال که روابط این افراد (به ویژه کودکان و نوجوانان) در جهان مجازی افزایش می یابد. در مقابل از دامنه روابط آنان در جهان واقعی
کاسته می شود. ضمن آنکه، احتمال لطمه دیدن عملکرد آموزش نیز وجود دارد(سامسون و کین13، 2005)
لذا این سئوال مطرح می شود که اعتیاد به فناوری اطلاعات در خودتنظیمی و پیشرفت دانش آموزان چه اثراتی دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی در فرایند تعلیم و تربیت و لزوم ارتقای کیفیت آموزش و بهره گیری هر چه بهتر از پدیده ICT، اتخاذ تمهیداتی برای بکارگیری این نوآوری ها در فرایند یاددهی و یادگیری بسیار حیاتی است. از این رو بررسی آثار پدیده های کاربرد فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در عرصه های مختلف حائز اهمیت است. اهل علم به طور کلی و دانش آموزان به طور خاص، از مصرف کنندگان اصلی این فناوری ها هستند. اینترنت بخش مهمی ازفعالیت های آموزشی و فراغتی دانش آموزان را به خود اختصاص می دهد، و این احتمال وجود دارد که بهره مندی از این پدیده بر پیشرفت یا پسرفت تحصیلی آنها تأثیر داشته باشند. از این رو مطالعه پیامدهای استفاده از فناوری های نوین، از نظر شناخت پیامدها و آثاری که ممکن است بر دانش آموزان داشته باشند، قابل مطالعه است.
همچنین با توجه به نقش تعیین کننده متغیرهای شناختی و فرشناختی و فرایند یادگیری دانش آموزان در عملکرد و موفقیت تحصیلی آنان، ضرورت دارد مسئله نگرش به عنوان عاملی موثر بر موفقیت تحصیلی مد نظر قرار گیرد.
پژوهش حاضر کوششی است در جهت افزایش دانش موجود در زمینه پیشرفت تحصیلی. از نظر علمی باید بگوییم که باورهای خودتنطیمی از شرایط و زمینه های بسیار متنوعی تأثیر می پذیرند. اگر بین این متغیرها با پیشرفت تحصیلی رابطه ای برقرار باشد، می توان شرایط و زمینه های بهبود باورهای خودتنطیمی را به  وجود آورد و در نتیجه به پیشرفت تحصیلی مطلوب دست پیدا کرد. معلمان ومشاوران به عنوان مهمترین عناصر تعلیم و تربیت می توانند به اصلاح باورهای نامناسب دانش آموزان بپردازند و شرایط محیطی را برای تأثیرگذاری بر روی آنها فراهم نموده و تغییرات لازم را در شناخت، تفکر و رفتارهای آنها در جهت بهبود پیشرفت تحصیلی به وجود آورند. بنابراین با بررسی ابعاد مختلف باورها و ادراکات فرد با پشتوانه شناختی و نحوه ارتباط آنها و شناخت و نحوه ارتباط آنها و شناخت عوامل مؤثر بر آنها می توان بر کارآیی مدرسه، خانواده و دیگر نهادهای اجتماعی افزود..
همچنین گرایش روزافزون جوانان و نوجوانان به ابزارهای الکترونیکی و فناروی اطلاعات و نقش غیر قابل انکار این فناورهاری ها در زندگی روزمره افراد و تاثیرات مثبت و منفی که گرایش به این ابزار در افراد و به خصوص جوانان و نوجوانان خواهد داشت ضرورت و اهمیت تحقیق در خصوص موضوع مورد پژوهش را تبیین می کند.
1-4 اهداف تحقیق
1-4-1 هدف کلی :
هدف کلی از این تحقیق بررسی نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای خود تنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می باشد.
1-4-2 اهداف جزیی :
تعیین نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای شناختی دانش آموزان
تعیین نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای فراشناختی دانش آموزان
تعیین نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای مدیریت منابع دانش آموزان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تعییین نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
1-5 سؤالات تحقیق:
1-5-1 سئوال اصلی:
آیا اعتیاد به فناوری اطلاعات برراهبردهای خود تنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیردارد ؟
1-5-2 سئوالات فرعی:
آیا اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای شناختی دانش آموزان تاثیر دارد؟
آیا اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای فراشناختی دانش آموزان تاثیر دارد؟
آیا اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای مدیریت منابع دانش آموزان تاثیر دارد؟
آیا اعتیاد به فناوری اطلاعات در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد؟
1-6 تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
1-6-1 تعاریف مفهومی:
اعتیاد به فناوری اطلاعات :
در تعریف اعتیاد به فناوری اطلاعات می گویند ؛ اگر چه مفاهیمی مانند اعتیاد به تکنولوژی (گریفیتز 2000 تا 1996 )و اعتیاد به رایانه (شاتون 1991) مورد مطالعه قرار گرفته بودند ،اما اعتیاد به فناوری اطلاعات اصطلاحی بود که اولین بار توسط یانگ (1996) معرفی گردید که مورد توجه روان شناسان ،روان پزشکان، پژوهندگان درمانگران، دانشمندان و بخصوص کاربران اینترنت قرار گرفت.
راهبردهای خود تنظیمی :
یادگیری خودتنظیم بدین معنی است که دان ش آموز مهار تهایی برای طراحی، کنترل و هدایت فرایند یادگیری خود کسب می کند و برای یادگیری تمایل دارد و قادر است کل فرایند یادگیری خود را ارزیابی کند و در مورد آن بیندیشد (بری، 1992).
پیشرفت تحصیلی :
سیف (1379)، پیشرفت تحصیلی را عبارت از میزان یادگیری آموزشگاهی فرد بصورتی که توسط آزمون های مختلف درسی سنجیده می شود، می داند.
1-6-2 تعاریف عملیاتی:
اعتیاد به فناوری اطلاعات :نمره ای که آزمودنی ازپرسشنامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ( 1999) کسب می کند.
خوتنظیمی : نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودانگیخته پنتریچ و درگروت (1990) کسب می کند.
پیشرفت تحصیلی: منظور نمره معدل نیمسال اول92-91 دانش آموزان می باشد.
فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
مقدمه
در این فصل در ابتدا تعاریف و پیشینهی نظری مربوط به هر کدام از متغیرهای پژوهش و مبانی نظری آن‌ها آورده شده است و در ادامه آن به ارتباط این متغیرها اشاره شده است. در بخش دوم این فصل، پیشینهی پژوهشی به تفکیک پژوهشهای انجام‌شده در ایران و پژوهشهای انجام‌شده در خارج از ایران آورده شده است.
2-1 پیشرفت تحصیلی
2-1-1 تعاریف پیشرفت تحصیلی
در مورد پیشرفت تحصیلی تعاریف گوناگونی وجود دارد: پیشرفت تحصیلی عبارت است از موفقیت دانش آموزان در یک یا چند موضوع درسی(مثل: درک، فهم خواندن یا محاسبه عددی)، چنین پیشرفتهایی توسط آزمودنهای میزان شده تحصیلی اندازه گیری می شود. همچنین این اصطلاح بر پیشرفت فرد در کلاس، آنطور که در کار مدرسه ارزیابی می شود دلالت دارد(ماهر، 1376، به نقل از دو دانگه، 1376).
پیشرفت تحصیلی به جلوه ای(نمایی) از جایگاه تحصیلی دانش آموزان اشاره دارد که این جلوه ممکن است بیانگر نمره ای برای یک دوره، میانگین نمرات در دوره ای مربوط به یک موضوع یا میانگین نمرات دوره های مختلف باشد. برای پیشرفت تحصیلی می توان ملاک های گوناگون را در نظر گرفت که مشهورترین آنها میانگین نمرات کلی می باشد.(پالسون، 1994).
از پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از شاخص های پیشرفت در نظام آموزش و پرورش مفهوم «انجام تکالیف و موفقیت دانش اموزان در گذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص» یا «موفقیت دانش آموزان در امر یادگیری مطالب درسی» استفاده می شود. وجه مخالف آن اُفت تحصیلی است که یکی از معضلات نظام آموزشی می باشد که به شیوه های گوناگون همچون عدم موفقیت دانش آموزان در دست یابی به هدف های مقاطع تحصیلی مربوطه، مردودی و تکرار پایه های تحصیلی، ترک تحصیل زودرس، بیکاری و بلاتکلیفی خود را نشان می دهد(پورشافعی، 1370) باقری(1376) نیل به اهداف آموزشی را با اصطلاح پیشرفت تحصیلی بیان می کند.
2-1-2 معیارهای پیشرفت تحصیلی
در مورد معیارهای پیشرفت تحصیلی باید گفت که پیشرفت تحصیلی از راههای مختلف و با معیارهای متفاوت مشخص می شود، یکی از این معیارها معدل دانش آموزان در یک نیم سال تحصیلی و محاسبه معدل یک سال وی است. معیار دیگر مشخص کردن پیشرفت تحصیلی، محاسبه نمرات دانش آموزان در یک درس است. شیوه دیگر استفاده از مجموعه نمرات دروس یک سال می باشد و معیار آخر تعیین پیشرفت تحصیلی در طی چند سال و یا یک دوره تحصیلی است(فراهانی، 1387). اگر یک نمره از یک دوره تحصیلی یا میانگینی از یک گروه از دروس مختلف در حیطه موضوعی خاص یا میانگینی از دوره های مختلف تحصیلی، ملاکی برای پیشرفت تحصیلی باشد، این ملاک ها مسائل و مشکلات تشخیصی را به دنبال خواهد داشت. مثلاً کاربرد یک نمره واحد از یک دوره تحصیلی ویژه دارای روایی و پایایی کمتر است تا نمره ای که بر اساس ترکیب چندین نمره بدست می آید. کاربرد نمره های بدست آمده از دوره های مختلف تحصیلی در موضوعات مختلف نیز به منظور بدست آوردن معدل نمرات کلاس مسأله ای دشوار و غامض است، زیرا این گونه نمرات شامل نمرات است که از دوره ها و رشته های تحصیلی متفاوت بدست آمده است و در یک مقیاس واحد ترکیب شده اند، در صورتیکه هر یک از دانش اموزان می توانند سطوح متفاوتی از پیشزفت را در هر موضوع داشته باشند(پالسون، 1994).
به نظر میرسدکه پذیرش یک مقیاس چند بعدی از پیشرفت به جای مقیاس یک بعدی از پیشرفت تحصیلی، مفیدتر است. این بدین دلیل است که میانگین نمرات کلاسی برای هر مجموعه از دوره های تحصیلی پیش بینی کننده بهتری از پیشرفت تحصیلی می باشد تا ترکیب مجموعه ای از دروس متفاوت تحصیلی در یک مقیاس واحد. به هر حال می توان مقیاس های پیشرفت یک فرد را در یک حیطه خاص مانند ریاضیات، علوم، تاریخ و ادبیات و غیره تحت عنوان معدل کلاسی ویژه طبقه بندی کرد. در حالی که مقیاس های معدل کلاسی عمومی به پیشرفت فرد در همه موضوعات اشاره
می کند. از طریق انتخاب یک مقیاس های معدل کلاسی ویژه این امکان وجود دارد که پیشرفت تحصیلی هر فرد در یک گروه ویژه از موضوعات مربوطه تعیین کرد، ولی زمانی که «معدل کلاس عمومی» به کار برده می شود امکان پیگیری پیشرفت فرد در حیطه های موضوعی مختلف وجود ندارد. خلاصه اینکه میانگین نمرات کلاسی، ملاکی رایج برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی می باشد(فرهانی، 1994، به نقل از مهرافروز، 1378).
2-1-3 عوامل مهم تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی
سالهای متمادی است که محققان و پژوهشگران تعلیم و تربیت و روان شناسان اجتماعی مطالعات فراوانی در مورد عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش اموزان انجام داده و همیشه در نظر انها بوده است(محمدی باغملایی، 1374)، چرا که پیشرفت تحصیلی موضوعی است که به خصوص در حال حاضر مورد توجه تمامی کشورهای جهان است و هر ساله مقدار زیادی از بودجه جوامع صرف تحصیل کودکان و نوجوانان می شود و پژوهش های زیادی به بررسی عوامل مختلفی که می تواند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشته باشد، عواملی مانند: خانواده، محیط زندگی، مدرسه و برنامه های آموزشی اختصاص یافته است(قاجاریه، 1373).
مطالعه عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مسأله پیچیده ای است که چرا که پیشرفت عنصری چند بعدی است و به گونه ای ظریف به رشد جسمی اجتماعی، شناختی و عاطفی دانش آموزان مربوط است. در گذشته بسیاری از پژوهشگران بروی تأثیر توانایی های ذهن و شناختی بر پیشرفت تحصیلی تأکید می کردند.
پیاژه ها با تبیین تحول ذهن با این فرض که فرایند تفکر در نوجوانی و بزرگسالی به لحاظ کیفی با فرایند تفکر در دوران کودکی تفاوت دارد و نیز با تأکید بر ساختار تفکر و نه محتوای آن، جریان رشد شناختی را در طی چهار مرحله (حسی- حرکتی – پیش عملیاتی، عملیاتی عینی و عملیات صوری) تبیین می کند که ترتیب عبور از این مراحل برای همه افراد یکسان است. پژوهش ها نشان می دهند که بین رشد شناختی، و پیشرفت در مدرسه رابطه وجود دارد. به این صورت که دانش آموزان دارای رشد ذهنی بالاتر از پیشرفت بهتری در مدرسه بر خوردارند. اما دانش آموزانی که از لحاظ رشد شناختی در مرحله عینی قرار دارند، تنها 30 درصد از مفاهیم سطح عملیات عینی را درک می کنند و تقریباً قادر به درک هیچ یک از مفاهیم انتزاعی نیازمند به استدلال صوری نیستند. پژوهشهای بسیار دیگری نشان داده اند که هوش و سطح توانایی دانش آموزان در پیش بینی موفقیت تحصیلی در مدرسه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. اما به مرور زمان مشخص شد که هر چند توانایی های ذهنی و شناختی تا اندازه ای با پیشرفت تحصیلی رابطه دارند و تا حدود زیادی پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کنند، اما تنها کلید پیش بینی موفقیت تحصیلی نیستند (گریگرسون و هوروتیز،2002).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید