دانشگاه آزاد اسلامي
واحد رشت
دانشکده مديريت وحسابداري
گروه آموزشي حسابداري
پايان نامه تحصيلي جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد
رشته: حسابداري

عنوان:
بررسي دقت پيش بيني بهاي عوامل توليد توسط مديران، در زمان انتشار گزارشات پيش بيني مديريت
استاد راهنما
دکتر غلامرضا محفوظي
نگارش
فرهاد عاشوري گسکري محله
شهريور 1393
تقديم به :

” به ساحت مقدس و ذات پاک ايزد منان
كه به بنده فرصت تحصيل اعطا فرمود
به پدر و مادرم كه در تمام طول تحصيل حمايتم كردند”
فهرست مطالب :
چکيده1
فصل اول: کليات تحقيق
1 – 1 مقدمه3
2 – 1 پيشينه و تاريخچه مطالعاتي داخلي و خارجي6
2-2-1 پيشينه ي خارجي7
3- 1 بيان مسئله7
4 – 1 تعريف موضوع7
5 – 1 فرضيه پژوهش8
6 – 1 اهداف و علت انتخاب موضوع10
7 – 1 اهداف علمي10
8 – 1 اهداف کاربردي11
9 – 1 اهميت پژوهش12
10 – 1 قلمرو پژوهش12
11- 1 روش تحقيق12
12- 1 تعريف کليد واژه ها و عبارات14
1- 12- 1 پيش بيني هاي مديريت:14
2-12-1 خطاي پيش بيني در رابطه با نرخ تغييرات هزينه:14
13-1 ساختار پايان نامه15
14-1 خلاصه فصل15
فصل دوم: مباني نظري تحقيق
1 – 2 مقدمه17
5 – 2 اهداف گزارشات پيش بيني مديريت و افشاء اطلاعات23
6 – 2 گزارشات پيش بيني مديريت و استفاده کنندگان از اين گزارشات24
7- 2 فوايد پيش بيني هاي مديريت براي مديران ، سرمايه گذاران و ساير اشخاص25
8 – 2 خوش بيني مديريت در پيش بيني عايدي26
9-2 تعريف تصميم گيري28
10-2 رفتار هزينه بر اساس نظريه جديد29
11-2 پيش بيني مديريت و خطاي پيش بيني مديريت29
12-2 عوامل موثر بر دقت سود پيش بيني شده31
1-12-2 ساختار سرمايه33
2-12-2 رابطه طول عمر شرکت، و تاثير آن بر دقت پيش بيني مديران33
3-12-2 نوع اظهار نظر حسابرس نسبت به گزارشات پيش بيني مديريت34
13-2 فرضيه انتظارات تطبيقي و تاثير گزارشات پيش بيني مديريت بر آن34
14-2 خلاصه فصل37
فصل سوم: روش تحقيق
1 – 3 مقدمه39
2- 3 روش پژوهش39
3 – 3 تنظيم فرضيه ي پژوهش40
4 – 3 جامعه آماري و نحوه ي انتخاب نمونه40
5 – 3 نحوه ي بررسي فرضيه پژوهش43
6 – 3 چگونگي شکل گيري روابط محاسبه ي بتا هاي مورد استفاده در پژوهش45
7- 3 روش و ابزار هاي جمع آوري اطلاعات47
8 – 3 خلاصه فصل47
فصل چهارم :تجزيه و تحليل داده ها
1-4 مقدمه50
2-4 روش تجزيه وتحليل داده ها50
3-4 آمار توصيفي:50
1-3-4 آمار توصيفي داده هاي تحقيق51
4-4 آمار استنباطي53
1-4-4 آزمون ديکي فولر تعميم يافته (ADF)53
2-4-4 تعيين مدل مناسب براي تخمين مدل رگرسيون – آزمون چاو54
3-4-4 آزمون فروض کلاسيک رگرسيون54
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
1- 5 مقدمه62
2- 5 نتايج آزمون فرضيه62
3- 5 نتيجه گيري63
4 – 5 پيشنهاد ها63
1- 4 -5 پيشنهاد هاي مبتني بر نتايج پژوهش:63
2 – 4 -5 پيشنهاد هايي براي پژوهش هاي آتي:64
5- 5 خلاصه فصل64
منابع و ماخذ65
پيوست ها68
فهرست جداول:
جدول(1-4) جدول آماره هاي توصيفي متغير ها ……………………………………………………………………………………..51
جدول(2-4) جدول درصد تغييرات پيش بيني و واقعي بصورت تفکيک حالات متغيير مجازي ……………………..52
جدول(3-4) نتايج آزمون ديکي فولر……………………………………………………………………………………………………. 53
جدول 4-4. آزمون چاو……………………………………………………………………………………………………………………… 54
چکيده
هدف اصلي اين پژوهش، بررسي دقت برآورد بهاي عوامل توليد توسط مديران در زمان انتشار گزارشات پيش بيني مديريت در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. به عبارت ديگر در اين پژوهش سعي شده است به اين سوال، پاسخ داده شود که آيا ظهور آثار چسبندگي در زمان کاهشي شدن فروش، مي تواند باعث ايجاد خطا و شکاف بيشتر، در پيش بيني مديران از نرخ تغييرات بهاي عوامل توليد، با نرخ تغييرات واقعي ارائه شده در گزارشات پيش بيني مديريت، شود يا خير؟ براي پاسخ به اين پرسش نمونه اي به حجم 400 مشاهده (سال- شرکت)، از 201 شرکت، طي سالهاي 1387تا سال منتهي به 1391 هجري شمسي، جمع آوري شد. براي آزمون فرضيه پژوهش، مبني بر اينکه مديران در زمان کاهشي بودن فروش، نسبت به زمان افزايش بودن آن؛ در پيش بيني نرخ تغييرات هزينه، دچار خطاي بيشتري مي شوند، از بتاهاي مدل کنجي ياسوکاتا 2013 استفاده نموديم. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد که در حالت کلي، مديران در زمان کاهشي بودن فروش، مديران در پيش بيني نرخ تغييرات بهاي عوامل توليد، که در گزارشات پيش بيني مديريت ارائه مي کنند؛ دچار خطاي بيشتري نسبت به زمان افزايشي بودن فروش، مي شوند.محقق نيز با توجه به نتيجه حاصل، پيشنهاد ميکند که در زمان استفاده از گزارشات پيش بيني مديريت، همواره ميزان خطاي تعيين شده در پژوهش، مد نظر قرار گيرد تا از انحراف در نتايج پيش بيني هزينه هاي شرکت تا حد امکان کاسته شود.
واژه هاي کليدي: پيش بيني هاي مديريت، پيش بيني هاي بهاي عوامل تـوليد، رفتـارهزينه، چسـبندگي هزينه،هزيـنه هاي چسبنده
فصل اول: کليات تحقيق
1 – 1 مقدمه
شرکت هاي ثبت شده در بورس تهران، با توجه به الزامات دستورالعمل افشاء، گزارشات پيش بيني مديريت را ارائه مي کنند؛ اين گزارشات معمولا” قبل از شروع دوره ي مالي يا بصورت دوره اي و يا حتي به صورت مقايسه اي در انتهاي دوره، ارائه مي شود.
اين گزارشات اطلاعات مفيدي را در رابطه با پيش بيني مديريت از آينده بنگاه تجاري، در اختيار تحليلگران، حسابرسان، سرمايه گذاران و ساير علاقه مندان از اطلاعات مالي و غير مالي قرار مي دهد.
تحقيقات اخير پيرامون رفتار هزينه؛ اصول سنتي شناخته شده ي رفتار هزينه را زير سوال مي برد؛ زيرا در گذشته ما معتقد بوديم که هزينه ها، فارغ از سمت و جهت حرکتشان، همواره با يک رفتار خطي، از محرک خود متاثر خواهند شد؛ حال آنکه تحقيقات اخير، مفهوم چسبندگي هزينه را به ادبيات حسابداري مديريت مي افزايد؛ که اين مفهوم نوين، معتقد است؛ هزينه ها علاوه بر محرک هزينه، تحت تاثير سمت و جهت حرکت محرک نيز قرار مي گيرند؛ وبين رفتار هزينه در زمان مثبت (افزايشي) بودن جهت حرکت محرک هزينه1(عامل هزينه) و در زمان منفي (کاهشي) بودن جهت حرکت محرک هزينه تفاوت قائل مي شود.
از آنجايي که در بيشترموارد، پيش بيني تغييرات هزينه، تابعي از پيش بيني تغييرات در فروش است22؛ پس هزينه ها زماني افزايش مي يابند که فروش افزايش يابد؛ با اين تفاسير، توجه به ارتباط و يافتن رابطه ي بين و هزينه هاي پيش بيني شده، و با بستر قرار دادن اصول چسبندگي هزينه ها، زمينه لازم براي عمق بخشي به تصميم گيري ها را فراهم خواهد آورد.
ارائه گزارشات پيش بيني مديريت، فراهم كننده ي فرصتي مناسب براي بررسي ميزان تطابق پيش بيني مديران و واقعيت موجود مي باشد؛ همچنين مي توان ميزان اشتباه مديريت درپيش بيني ها را سنجيد تا شايد بتوان توجيهي براي رفتار چسبنده هزينه و پيش بيني مديريت يافت.
با بستر قرار دادن مدل هايي همچون مدل “پيش بيني هزينه هاي مديران” و مدل “چسبندگي هزينه” مي توان تحقيقات جديدي، در رابطه با پيش بيني نرخ تغييرات هزينه هاي توليد در قياس با نرخ واقعي تغييرات آنها به عمل آورد. در اين تحقيق بررسي خواهد شد؛
پيش بيني مديران در رابطه با فروش و هزينه هاي عملياتي تا چه ميزان با واقعيت تطابق دارد؛ و همچنين بررسي اين موضوع كه آيا مي توان شاهد رفتار مشابهي همچون مدل چسبندگي هزينه هاي اندرسن در مدل پيش بيني مديران، بود يا خير.
پي بردن به ميزان اشتباه مديران در پيش بيني فروش و هزينه هاي عملياتي، مي تواند ديدعميق تري را براي تجزيه و تحليل اطلاعات فراهم آورد تا بتوان با نگاهي منطقي تر تصميم گرفت.
زماني که مديران با کاهش فروش مواجه مي شوند، ممکن است اين وضعيت را موقتي تصور کرده و انتظار بازگشت فروش به حالت اوليه را داشته باشند. از اين رو، برخي مديران در دوره هايي که فروش، روندي نزولي دارد، منابع لازم براي انجام فعاليت هاي عملياتي را کاهش نمي دهد. اين رفتار از آنجا قابل توجيه و منطقي است که همواره حفظ منابع، موجب کاهش هزينه ها در بلندمدت مي شود، زيرا در صورت کاهش منابع و دارايي ها در واکنش به کاهش فروش مقطعي؛ احتمال آن مي رود که با افزايش فروش در آينده مواجه شويم و نياز به بازگرداندن مجدد همان منابع و دارايي هاي خارج شده از سيستم داشته باشيم، که متاسفانه هزينه هاي تحصيل مجدد همان منابع و دارايي ها به شرکت، هزينه هاي مضاعف را تحميل خواهد کرد.از اين رو، مديران براي کاهش هزينه ها و در نتيجه افزايش سود شرکت در بلند مدت، اقدام به حفظ منابع مي کنند.( اندرسن و بنکر3 ، 2003)
پيش بيني هاي مديريت از سود يكي از مكانيزم هاي كليدي افشاي اختياري (در مورد شرکتهاي پذيرفته شده در بورس، اجباري) است كه به وسيله ي آن مديران، انتظارات بازار از سود را تعديل مي كنند. با اين وجود، اطلاعات مديران از چشم اندازهاي سود شركت، مي تواند به دليل عدم اطمينان هاي محيط اقتصادي و عملياتي شركت، همراه با خطا باشد. از طرفي مديران ممكن است كاربرد انتخابهاي حسابداري را در گرفتن تصميمات عملياتي يا پيش بيني هاي سود ناديده بگيرند. علاوه براين پيش بيني مديران مي تواند تحت تاثير انگيزه هاي خود خدمتي4 به جاي انگيزه ي پيش بيني صحيح سود قرار گيرد. بنابراين پيش بيني مديران از سود الزاما” خالي از خطا نيست ( سان و ژو5، 2012). به علت حفظ منابع بلا استفاده در دوره هاي کاهش فروش، چسبندگي هزينه ها، موجب افزايش هزينه ها و کاهش بيشتر سود مي شود و کاهش مضاعف سود، نوسان پذيري سود پيش بيني را افزايش مي دهد. از اين رو، در دوره هاي افزايش سطح فعاليت نيز تحليلگران، سود مربوط به شرکتي را که هزينه هايش چسبنده است، کمتر پيش بيني مي کنند. به همين علت، خطاي پيش بيني سود، هم هنگام افزايش سطح فعاليت و هم هنگام کاهش سطح فعاليت، بيشتر خواهد بود (وايس دن6، 2010).
اما بررسي ها نشان مي دهد که مديران برغم رفتار چسبنده هزينه ها، در زمان پيش بيني هزينه ها، باز هم دچار خطا و افزايش شکاف بين هزينه هاي واقعي و هزينه هاي پيش بيني مي شوند.
در اين بررسي، به منظور بالا بردن دقت؛ پيش بيني هاي مربوط به فروش و هزينه ها بصورت مجزا مورد تحليل قرار مي گيرد؛ به عنوان مثال ما مي توانستيم ميزان سود ناويژه واقعي و پيش بيني شده را، که حاصل جمع جبري
دو مورد بالا است (عايدي وهزينه ها) را بررسي کنيم، ولي اين کار خالي از اشکال نخواهد بود زيرا اگر جمع جبري سود واقعي وپيش بيني شده با هم برابر مي نمود، اين به معني نيست که خطايي در پيش بيني رخ نداده و دقيقا” رقم پيش بيني شده ي عايدي وهزينه ها با رقم واقعي عايدي و هزينه ها برابر بوده است؛ فرض کنيد که ميزان عايدي و هزينه هاي واقعي شرکت آلفا، به ترتيب 30 و 10 باشد، و ميزان عايدي و هزينه هاي پيش بيني شده ي مديريت، براي همان دوره ي مالي، به ترتيب 50 و 30 باشد؛ پس از محاسبه، سود واقعي معادل 20 واحد (10-30) و سود پيش بيني شده نيز 20 واحد (30-50) است؛ درظاهر خطايي در پيش بيني رخ نداده؛ اما ما در پيش بيني عايدي و هزينه ها شاهد خطا هستيم.
علاوه برمباحث فوق، ما معتقد به اين هستيم که همواره خطا در پيش بيني هزينه ها، هم از اشتباهات مديريت در پيش بيني ميزان فروش آينده، نشأت مي گيرد و هم از اشتباهات در پيش بيني نرخ تغييرات هزينه و هم ازجهت تغييرات فروش پيش بيني شده ناشي مي شود؛ در فصول مربوط، نحوه دخالت عوامل بالا، به روشني نشان داده خواهد شد.
2 – 1 پيشينه و تاريخچه مطالعاتي داخلي و خارجي
در زمينه بررسي دقت برآورد بهاي عوامل توليد7 توسط مديران در زمان انتشار گزارشات پيش بيني مديريت با مد نظرقرار دادن تاثير چسبندگي هزينه ها در پيش بيني مديريت؛ تحقيقي در ايران يافت نشد؛ و تنها مقاله اي لاتين تحت عنوان:
” پيش بيني مديريت در ژاپن: آيا مديران، بهاي عوامل توليد را در زمان انتشار گزارشات پيش بيني مديريت، بدرستي برآورد مي کنند؟ ” (ياسوکاتا، 2013).
و از متون مقالات داخلي وخارجي ذيل براي بستر سازي مفهوم چسبندگي هزينه ها در پايان نامه استفاده شده است:
1-2-1 پيشينه ي داخلي
1. معمولا” مديران نسبت به گزارش زيان ها بي ميل هستند؛ وجود استانداردهايي مبني برالزام به تاييد پذيري كمتربراي شناسايي زيان ها، مي تواند موجب شود اطلاعاتي را كه مديران تمايلي به افشاء آن ندارند؛ افشاء شود. دوم اينكه اطلاعات قطعي، معياري را فراهم مي آورد تا با استفاده از آن حتي مي توان از منابع غير قطعي هم اطلاعات معتبري را سود هاي تاييد پذير، كسب كرد (مشكي و فتاحي،1390).
2. انتظار افزايش فروش آتي توسط مديريت، موجب كاهش چسبندگي بهاي تمام شده فروش مي شود و هرچه اين خوش بيني بيشتر باشد، چسبندگي بهاي تمام شده فروش بيشتر كاهش مي يباد. اما خوش بيني مديريت، چسبندگي هزينه هاي فروش، عمومي واداري را افزايش مي دهد؛ و چسبندگي اين هزينه ها در صورت خوش بيني زياد مديريت، بيشتر از حالت خوش بيني كم است (كردستاني و مرتضوي، 1391).
3. حسابداري محافظه كارانه به عنوان جايگزيني براي پيش بيني هاي مديريت عمل ميكند .در واقع چون حسابداري محافظه كارانه به واسطه ي افشاي به موقع اخبار بد، عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و سهامداران را كم ميكند و نيز ريسك حقوقي مديران را كاهش ميدهد، بنابراين مديران انگيزه ي كمتري دارند كه به منظور كاهش عدم تقارن اطلاعاتي، با درنظرگرفتن محافظه كارانه بودن حسابداري، پيش بيني سود را صحيح تر ارايه نمايند (علي پناه و مشايخي، 1392).
2-2-1 پيشينه ي خارجي
1. تحقيقات نشان داد هزينه ها در قبال افزايش سطح فروش افزايش مي يابند. اما در زمان كاهش فروش، به همان نسبت، كاهش نمي يابند (اندرسن و همکاران8، 2003).
2. ارتباط مثبتي بين نامعلوم بودن افق و آينده شركت هاي توليدي و اشتباه مديريت پيدا كرد. افق نامعلوم هم بر ميزان توليد واقعي وهم پيش بيني عايد ها اثر مي گذارد (گونگ گوجين9، 2008).
3. تاييد ميشود كرد كه هر چه چسبندگي هزينه هاي شركت بيشتر باشد، اشتباه مديريت درپيش بيني هزينه ها بيشتر خواهد بود (وايس دن10، 2010).
4. تاييد ميشود كه اگر مديران پيش بيني افزايش فروش در سال آتي داشته باشند؛ نرخ رشد بهاي عوامل توليد را كمتر از واقع محاسبه و پيش بيني مي كنند. وبرعكس زماني كه پيش بيني كاهش فروش در سال آتي داشته باشند؛
نرخ كاهش بهاي عوامل توليد را بيشتر از واقع محاسبه و پيش بيني مي كنند (ياسوكاتا كنجي11، 2013).
3- 1 بيان مسئله
ارائه گزارشات پيش بيني مديريت، فراهم كننده ي فرصتي مناسب براي بررسي ميزان تطابق پيش بيني مديران و واقعيت موجود مي باشد؛ همچنين مي توان ميزان اشتباه مديريت درپيش بيني ها را سنجيد تا شايد بتوان توجيهي براي تاثير رفتار چسبنده هزينه ها و پيش بيني مديريت يافت.
با بستر قرار دادن مدل هايي همچون مدل”چسبندگي هزينه” و مدل ” پيش بيني هزينه هاي مديران” که در ادامه بصورت کامل تشريح خواهد شد؛ مي توان تحقيقات جديدي در رابطه با پيش بيني نرخ تغييرات هزينه هاي توليد در قياس با نرخ واقعي تغييرات آنها به عمل آورد.
در اين تحقيق بررسي خواهد شد: پيش بيني مديران در رابطه با فروش و بهاي عوامل توليد تا چه ميزان با واقعيت تطابق دارد؛ و همچنين بررسي اين موضوع كه آيا پيش بيني مديران با مدل چسبندگي اندرسن همخواني دارد يا خير. پي بردن به ميزان اشتباه مديران در پيش بيني فروش و بهاي عوامل توليد، مي تواند ديدعميق تري را براي تجزيه و تحليل اطلاعات فراهم آورد تا بتوان با نگاهي منطقي تر تصميم گرفت.
4 – 1 تعريف موضوع
تاييد ميشود كه اگر مديران پيش بيني افزايش فروش در سال آتي داشته باشند؛ درگزارشات پيش بيني خود، نرخ رشد هزينه هاي عملياتي را كمتر از واقع محاسبه و پيش بيني مي كنند (ياسوكاتا كينجي،2013).
به زبان ساده تر، اگر مديران براي فروش سال آينده ي شرکت خود، فضا را مثبت ارزيابي کنند؛ سعي مي کنند اينگونه القاء کنند که اقدامات مديريتي آنان براي افزايش هزينه هاي شرکت در سال آتي، باعث بالا رفتن شديد نرخ رشد هزينه ها نخواهدشد؛ وبلعكس زماني كه پيش بيني كاهش فروش در سال آتي داشته باشند؛ نرخ كاهش هزينه هاي عملياتي را بيشتر از واقع محاسبه و پيش بيني مي كنند. يا به زبان ساده تر، اگر مديران فضاي آينده ي فروش شرکت را منفي ارزيابي کنند؛ اينگونه القاء مي کنند که اقدامات مديريتي آنان، به سرعت هزينه ها را کاهش مي دهد يا به عبارت ديگر نرخ کاهش هزينه ها با شدت بيشتري کاهش مي يابد.
با توجه به مفهوم چسبندگي، که معتقد است نرخ رشد هزينه ها در زمان افزايش فروش به مراتب بالا تر از نرخ کاهش هزينه ها، در زمان کاهش فروش است. ما نيز شاهد اين مدعا هستيم که در زمان پيش بيني نيز، مديران دچار اشتباه مضاعف خواهند شد. زيرا به خودي خود هزينه ها از خود رفتار چسبنده نشان مي دهند و اگر مديران در پيش بيني خود نيز اين رفتار را مد نظر قرار ندهند؛ دچار خطاي مضاعف در پيش بيني نيز خواهند شد.
5 – 1 فرضيه پژوهش
فرضيه تحقيق به شرح زيراست:
” مديران در زمان کاهشي بودن فروش، نسبت به زمان افزايش بودن آن؛ در پيش بيني نرخ تغييرات هزينه، دچار خطاي بيشتري مي شوند.”
به زبان ديگر؛ زماني که مديران پيش بيني ميکنند در آينده فروش کاهش پيدا ميکند؛ ميزان اختلاف بين نرخ کاهش هزينه هاي واقعي و پيش بيني شده، بزرگتر از ميزان اختلاف بين نرخ افزايش هزينه هاي واقعي و پيش بيني شده در زماني است که مديران پيش بيني افزايش فروش دارند؛ فرضيه معتقد است، که به علت ظاهر شدن آثار پديده ي چسبندگي هزينه و نيز کنترل سخت تر هزينه ها در زمان کاهش فروش، ما شاهد وجود شکاف و خطاي مضاعف در پيش بيني نرخ تغييرات هزينه توسط مديران در همان زمان کاهش فروش، خواهيم بود.
در نمايه فوق، ما ترسيم عيني خود را از فرضيه ارائه کرده ايم؛
محقق بصورت پيش فرض، نحوه ي رفتار پيش بيني هزينه ها توسط مديران را همانند نمودار زير در ذهن خود مي پروراند:
R : خط نرخ رشد(ناحيه اول) ، خط نرخ کاهش (ناحيه سوم) هزينه هاي واقعي
F : خط نرخ رشد(ناحيه اول) ، خط نرخ کاهش (ناحيه سوم) هزينه هاي پيش بيني شده
: لگاريتم طبيعي فروش پيش بيني شده در سال t
: لگاريتم طبيعي فروش واقعي در سال t
: لگاريتم طبيعي هزينه پيش بيني شده سال t
: لگاريتم طبيعي هزينه واقعي سال t
6 – 1 اهداف و علت انتخاب موضوع
هرچه ميزان تطابق يا عدم تطابق (اشتباه مديريت) درپيش بيني شرايط آتي و شرايط واقعي، آشكارتر باشد؛ بر قدرت تصميم گيري مي افزايد. قصد ما سنجش اين مهم است تا همواره زمينه را براي منطقي تر كردن تصميمات مديران و سرمايه گذاران، فراهم آوريم. پيش بيني مديران، زمينه بودجه بندي در شركت ها است و اگرپيش بيني ها، اشتباه باشند يا با واقعيت شکاف زيادي داشته باشد؛ حتما” مسيررسيدن به اهداف شركت را تحت تاثير قرار مي دهد. پس با شناخت رفتار مديريت در پيش بيني و نيز بستر قرار دادن رفتار هزينه هاي عملياتي، مي توان سوء تفاهم هاي پيش بيني و تصميم گيري را شناخت و در صدد حل و رفع آن برآمد. بايد قبول کرد که اطلاعات ارائه شده در گزارشات پيش بيني، زماني سودمند است که نقاط ضعف و قوت آن بصورت کامل مشخص شود.
بر طبق شواهد و فرضيه اصلي اين تحقيق، زماني که مديران پيش بيني ميکنند در آينده فروش کاهش پيدا ميکند؛ ميزان اختلاف بين نرخ کاهش هزينه هاي واقعي و پيش بيني شده، بزرگتر از ميزان اختلاف بين نرخ افزايش هزينه هاي واقعي و پيش بيني شده در زماني است که مديران پيش بيني افزايش فروش دارند (ياسوكاتا كنجي12، 2013).
اگ+ر سرمايه گذاران چنين تصور کنند که در شرکت هاي با هزينه چسبنده تر، دقت پيش بيني سود، کمتر است، اين رفتار هزينه، برواکنش آنها نسبت به نوسان هاي سود تاثير مي گذارد. با کاهش پيش بيني پذيري سود، سودهاي گزارش شده، اطلاعات مفيد کمتري براي ارزيابي ها و پيش بيني سودهاي آتي در اختيار قرار مي دهد که اين امر موجب کاهش ضريب واکنش سود مي شود 13(ليپ آر14، 1990). همچنين، شواهد نشان مي دهد که ضريب واکنش قيمت به سود، با افزايش دقت پيش بيني ها افزايش مي يابد (آباربانل، لانن و ورکچيا15، 1995).
7 – 1 اهداف علمي
بنابراين، اگرسرمايه گذاران تصور کنند که چسبندگي هزينه ها، دقت پيش بيني سود را کاهش مي دهد، اطمينان آنها به سود هاي تحقق يافته نيز کاهش مي يابد.
از آنجايي گزارشات پيش بيني مديران مي تواند اطلاعات مفيدي در رابطه با چشم انداز احتمالي واحد انتفاعي در اختيار تصميم گيرندگان قرار دهد؛ شناخت وتعيين ميزان اشتباه مديريت در پيش بيني خود، از شرايط واقعي آتي مي تواند باعث عمق بخشي به تصميمات و منطقي تر شدن تصميمات مديريت و سايرتصميم گيرندگان، شود.
1. درک رفتار مديران در پيش بيني شرايط آتي
2. درک و شناخت اختلاف بين گزارشات واقعي و گزارشات پيش بيني مديريت
3. کمک به سرمايه گذاران، با آشکار سازي ميزان اختلاف پيش بيني مديريت و واقعيت
4. کمک به مديران به منظور اصلاح پيش بيني هاي خود درآينده و در نتيجه بهبود بودجه بندي مديريت
5. بهبود ادبيات رفتار مديريت در پيش بيني آينده، رفتار هزينه وچسبندگي هزينه
8 – 1 اهداف کاربردي
گزارشات پيش بيني مديريت، بعنوان تامين کننده بخشي از اطلاعات موجود در بازار، زماني مي تواند مفيد و مناسب باشد که اخبار منصفانه و کم اشتباه از شرايط آينده فراهم آورد. بايد ابزاري را فراهم کرد تا استفاده کنندگان از اين گزارشات، از ميزان ضعف پيش بيني ها آگاه شوند؛ يکي از نقاط ضعف اين گزارشات، وجود اختلاف پيش بيني ها با شرايط واقعي درآينده است؛ اين اختلاف، علامت هاي غلطي به سرمايه گذاران براي تصميم گيري مي دهد و از طرف ديگر اين احتمال مي رود که مديران با توجه به پيش بيني هاي خود، که گزارش نموده اند، اقدام به بودجه بندي هاي لازم کنند که اشتباه موجود در پيش بيني ها مي تواند باعث دورشدن تصميم گيري هاي مديران براي رسيدن به هدف خاص مديريت خواهد شد.
بنابراين تعيين ميزان اشتباه در گزارشات پيش بيني مديريت با شرايط واقعي آينده، باعث بهبود عملکرد سرمايه گذاران و مديران در تصميم گيري خود خواهد شد، همچنين تحليل گران مالي با ديد عميق تري، تفسير خود را، از وضعيت آينده ارائه خواهند کرد.
نتايج حاصل از اين پژوهش، مي تواند بر توانايي تصميم گيري کليه ي استفاده کنندگان از گزارشات پيش بيني مديريت بيفزايد؛ زيرا مي توان از آن، براي تعديل کردن گزارشات پيش بيني مديريت ارائه شده استفاده نمود.
اين تعديلات، هم مي تواند شامل بودجه بندي هاي درون سازماني باشد، وهم موجبات تعديل در تصميم گيري هاي برون سازماني را فراهم آورد.
9 – 1 اهميت پژوهش
از آنجايي که گزارشات پيش بيني مديريت، در سالهاي گذشته بصورت پراکنده توسط برخي شرکت ها ارائه مي شد و در سالهاي اخير نيز اين گزارشات بصورت منظم تري ارائه مي گردد و نيز با توجه به رونق بورس اوراق بهادار تهران در سالهاي اخير، اين تحقيق مي تواند کمکي براي تجزيه و تحليل بهتر اطلاعات گزارش شده و افشائات اجباري و اختياري که توسط مديران ارائه مي گردد؛ براي سرمايه گذاران و ساير استفاده کنندگان باشد.
حسابرسان و تحليلگران مالي نيز از طريق مقايسه روابط ميان اطلاعات مالي و غير مالي، منطقي بودن مبالغ صورت هاي مالي را ارزيابي مي کنند. آنها هنگام اجراي روش هاي تحليلي، فرض مي کنند که هزينه ها متناسب با نوسان هاي فروش، تغيير مي کنند. بنابراين، درک بهتر از ميزان صحت گزارشات پيش بيني مديريت، مي تواند باعث بهبود اجراي رويه هاي تحليلي شود.
10 – 1 قلمرو پژوهش
قلمرو تحقيق از نظر مکاني، شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد که شرکتهاي نمونه بصورتي انتخاب شدند که، حداقل اطلاعات و داده هاي مورد نياز براي آزمايش فرضيه را دارا باشند.
قلمروتحقيق از نظر زماني، مربوط به گزارشهاي مالي ارائه شده براي سال مالي منتهي به1387 لغايت 1391 مي باشد.
قلمروتحقيق از نظر موضوعي، اطلاعاتي در مورد بررسي دقت برآورد بهاي عوامل توليد توسط مديران در زمان انتشار گزارشات پيش بيني مديريت ارائه خواهد شد.
11- 1 روش تحقيق
اين تحقيق براساس هدف از نوع کاربردي و داده هاي آن با استفاده از رويکرد گذشته نگر يا پس رويدادي و با روش آرشيوي (استفاده از اطلاعات ارائه شده توسط بورس اوراق بهادارتهران) واز نوع توصيفي طرح ريزي شده است. براي تجزيه وتحليل داده ها و آزمون فرضيه پژوهش ازآمار استنباطي استفاده مي شود. جامعه آماري هم کليه شرکتهاي پذيرفته در بورس اوراق بهادار تهران که گزارشات پيش بيني مديريت از نوع حسابرسي شده، از سال (1387) هجري شمسي تا پايان سال (1391) هجري شمسي و دارا بودن حداقل اطلاعات و داده هاي مورد نياز براي آزمايش فرضيه، مي باشد.
گردآوري منابع و داده ها در دو گام صورت مي پذيرد؛ در گام اول با استفاده از مقالات لاتين در ارتباط با موضوع که تعداد آن به علت جديد بودن تحقيق، معدود بوده است. گام دوم استفاده از اطلاعات رسمي ارائه شده توسط
بورس اوراق بهادار تهران که بصورت آرشيوي بوده است؛ صورت پذيرفته است. همچنين مدل به گونه اي طراحي شده که اگر جهت پيش بيني فروش و فروش واقعي عکس هم باشد؛ نمونه از تجزيه و تحليل حذف خواهد شد. نحوه ي گردآوري و انتخاب نمونه، در فصل مربوط به صورت تفضيلي بيان خواهد شد.
نمودارکلي اشتباه پيش بيني مديران در زماني که:
مدل نوسانات هزينه هاي واقعي با ضرايب مشترک ()
– – – – – – – مدل پيش بيني هزينه هاي مديريت با ضرايب مشترک ( + *)
اگر: + = + مديريت نرخ کاهش هزينه را بدرستي پيش بيني کرده است.
اگر: + > + مديريت نرخ کاهش هزينه را بيشتراز واقع پيش بيني کرده است.
اگر: + > + مديريت نرخ کاهش هزينه را کمتر از واقع پيش بيني کرده است.

12- 1 تعريف کليد واژه ها و عبارات
1- 12- 1 پيش بيني هاي مديريت16:
در اين تحقيق منظور، پيش بيني هايي است که مديران در ابتداي سال مالي، در مورد ميزان فروش و هزينه هاي عملياتي، براي انتهاي همان سال مالي، ارائه مي کنند.
2-12-1 خطاي پيش بيني در رابطه با نرخ تغييرات هزينه17:
عبارت است از ميزان خطايي در نرخ تغيير هزينه هاي پيش بيني شده، که مديران انتظار دارند درازاي 1درصد تغير درفروش پيش بيني شده، درصد تغيير مشخصي در هزينه هاي پيش بيني شده، رخ دهد.
3-12-1 پيش بيني هزينه ها18:
انتظاراتي (پيش بيني) که مديران در انتهاي سال مالي از ميزان وقوع بهاي تمام شده ي کالاي فروش رفته دارند.
4-12-1 رفتار هزينه19 :
در اين تحقيق، واکنشي است که هزينه ها، در زمان پيش بيني و در زمان وقوع، با توجه به تغيير محرک هزينه و همچنين جهت تغيير محرک هزينه، از خود نشان مي دهند.
5-12-1 چسبندگي هزينه20 :
شدت کاهش هزينه ها بر اثرکاهش حجم فعاليت، کمتر از شدت افزايش هزينه ها در اثر افزايش حجم فعاليت است. به اين رفتار نامتقارن هزينه ها، چسبندگي هزينه ها گفته مي شود.
در اين تحقيق، بصورت پيش فرض، در رابطه با پيش بيني مديران از رفتار هزينه ها، ما انتظاري کاملا” عکس رفتار چسبنده هزينه ها داريم. يعني مديران در زمان پيش بيني افزايش حجم فروش، نرخ رشد هزينه ها را کمتر از واقع، پيش بيني مي کنند؛ و در زمان کاهش حجم فروش، نرخ کاهش هزينه ها را نيز بيشتر از واقع، پيش بيني مي کنند؛ که با توجه به رفتار چسبنده ي هزينه ها در واقعيت، مديران دچار خطاي مضاعف در پيش بيني هزينه ها مي شوند.
6-12-1 هزينه هاي چسبنده21:
اگر شدت کاهش هزينه ها بر اثر کاهش حجم فعاليت، کمتر از شدت افزايش هزينه ها در اثر افزايش حجم فعاليت باشد؛ در اصطلاح گفته مي شود که آن هزينه ها چسبنده هستند.
13-1 ساختار پايان نامه
پايان نامه مورد نظر از پنج فصل تشکيل شده است. فصل اول طرح تحقيق پايان نامه مي باشد، فصل دوم از ادبيات و مباني نظري تحقيق تشکيل گرديده و شامل تاريخچه بررسي دقت پيش بيني مديريت و گزارشات پيش بيني مديريت بوده است؛ فصل سوم که تحت عنوان روش تحقيق مي باشد به بيان فرضيات تحقيق و روش نمونه گيري و آزمونهاي مورد استفاده جهت تائيد يا رد فرضيات مي باشد؛ فصل چهارم درصدد تجزيه و تحليل داده هاي گردآوري شده و بيان آنها با استفاده از آمار توصيفي است و فرضيه ها را به جامعه تعميم مي دهد و در نتيجه صحت يا سقم آنها را مي سنجد؛ فصل پنجم نيز به نتايج و پيشنهادات تحقيق مي پردازد.
14-1 خلاصه فصل
در اين فصل، پيشينه وتاريخچه اي از موضوع بيان شده است، سعي گرديد تا مسئله ي پژوهش آشکار و تعريف شود. فرضيه و اهداف کاربردي وعلمي به تفکيک تشريح شدند.
در همين فصل قلمرو و روش تحقيق نيز به منظور ايجاد ديد کلي از پژوهش، ارائه گرديد؛ سعي شد، اصطلاحات پر کاربرد يا جديد در پژوهش نيز بصورت مفصل تعريف شود.
فصل دوم: مباني نظري تحقيق
1 – 2 مقدمه
ما با مبنا قرار دادن مدل “چسبندگي هزينه” که توسط اندرسن و همکارانش در سال 2003 پايه گذاري شد؛ در صدد آن برآمديم که رفتار مديران ايراني را در نحوه ي پيش بيني هاي عائدي هاي سالانه، مورد بررسي قرار دهيم.
در ادامه تحقيق بر آن شديم که نحوه ي پيش بيني فروش و هزينه ها را به تفکيک مورد بررسي قرار دهيم؛ زيرا عايدي ها، خود حاصل جبري فروش و هزينه هاست؛ و پيدا شدن هرگونه خطا در پيش بيني عايدها را مي توان به خطا در پيش بيني فروش، خطا در پيش بيني هزينه ها و يا خطا درپيش بيني هر دو، نسبت داد.
از نظر تئوري، “بها” عبارت است ازفدا کردن منابع، به منظور ايجاد خدمت يا محصول براي فروش، با هدف بدست آوردن منافع در آينده (عثماني، 1385).
ازآنجايي که فرآيند بودجه بندي با پيش بيني فروش شروع مي شود (آتکينسن، بنکر و يانگ22، 1997). عقل سليم حکم مي کند؛ که تنها در صورت انتظار از وجود فروش (بنگاه هاي توليدي)، مديران مبادرت به صرف هزينه کنند؛ پس عموما” بايد انتظار داشت که، هزينه ها با افزايش انتظار فروش، افزايش يابند؛
و با کاهش انتظار فروش، هزينه ها نيزکاهش يابند. در واقع مديران زماني هزينه مي کنند که اطمينان معقولي از منفعت آتي آن داشته باشند.
موارد بالا نشان مي دهد که توجه به ارتباط بين فروش پيش بيني شده و هزينه هاي پيش بيني شده، فراهم کننده ي اطلاعات عميق تري در رابطه با چارچوب رفتار پيش بيني مديران از عائدي ها در اختيار ما قرار مي دهد.
با توجه به بندهاي 6 ، 7 و 8 ماده 7 دستورالعمل اجرايي افشاي اطلاعات شرکت‌هاي ثبت شده نزد سازمان که در تاريخ 3/5/86 هجري شمسي، به تصويب هيئت مدير? سازمان بورس و اوراق بهادار رسيد.
بندها به شرح ذيل مي باشند:
6- برنامه‌هاي آتي مديريت و پيش‌بيني عملكرد سالان? شرکت اصلي و تلفيقي گروه حداقل 30 روز قبل از شروع سال مالي جديد و اظهارنظر حسابرس نسبت به آن حداکثر 20 روز پس از ارائه توسط ناشر.
7- پيش‌بيني عملكرد سالان? شرکت اصلي و تلفيقي گروه، بر اساس عملكرد واقعي3، 6 و 9 ماهه وسالانه، حداكثر 30 روز پس از پايان مقاطع سه ماهه و اظهارنظر حسابرس نسبت به پيش‌بيني براساس عملکرد واقعي 6 ماهه حداکثر 20 روز پس از ارائه آن توسط ناشر.
8- پيش‌بيني عملكرد حسابرسي شده در ساير مواردي که منجر به تغيير با اهميت در پيش‌بيني عملکرد‌ مي‌گردد، حداكثر 20 روز پس از ارائ? اطلاعات حسابرسي نشده توسط ناشر.
دسترسي به پيش بيني هاي مديريت در ايران، فراهم کننده ي فرصتي منحصر به فرد براي پي بردن به چگونگي رفتار مديريت در رابطه با پيش بيني هزينه ها، فراهم مي آورد.
طبق نظر اندرسن 2003، در زماني که مديران پيش بيني کاهش فروش را دارند، براي خود، شروع به برآورد ميزان کاهش هزينه ها به همان ميزان مي کنند؛ حال آنکه هزينه به راحتي بالا رفتن، پايين نخواهد آمد؛ واين ناشي از چسبندگي هزينه است.
تحقيقات تجربي نشان مي دهد که در زمان انتظار کاهش فروش در آينده توسط مديريت، نرخ پيش بيني کاهش هزينه ها بزرگتر از نرخ واقعي کاهش هزينه ها، خواهد بود . به زبان ساده تر اگر مديران پيش بيني کاهش فروش را داشته باشند، شايد به علت خوش بيني، خود خدمتي، درنظر نگرفتن چسبندگي هزينه ها، کمبود اطلاعات و يا ساير عوامل، انتظار دارند هزينه ها نيز سريع کاهش يابند (ياسوکاتا، 2013)؛ حال آنکه نه تنها پيش بيني آنها با واقعيت فاصله دارد ، بلکه در شرايط واقعي نيز به علت چسبندگي هزينه، هزينه ها به نسبت واقعي کاهش فروش، کاهش نمي يابند.
اگر؛انتظار(پيش بيني)کاهش فروش <
وهمچنين،
در زمان انتظار افزايش فروش در آينده توسط مديريت، نرخ پيش بيني افزايش هزينه ها کوچکتر از نرخ واقعي افزايش هزينه ها، خواهد بود . به زبان ساده تر اگر مديران پيش بيني افزايش فروش را داشته باشند، شايد به علت خوش بيني، خود خدمتي23، درنظر نگرفتن چسبندگي هزينه ها، کمبود اطلاعات و يا ساير عوامل، انتظار دارند هزينه ها به کندي افزايش يابند (علي پناه و مشايخي، 1392)؛ حال آنکه نه تنها پيش بيني آنها با واقعيت فاصله دارد، بلکه در شرايط واقعي، هزينه ها به رشد خود ادامه خواند داد. و اين رفتار، باعث خطاي مضاعف در پيش بيني، و کاهش مطلوبيت گزارشات پيش بيني مديريت، خواهد شد.
اگر؛انتظار(پيش بيني)افزايش فروش >
2- 2 گسترش ادبيات رفتار هزينه و پيش بيني مديريت
تفکر ايجاد ارتباط بين هزينه ها و فعاليت ها در اواخر دهه 1960 و اوايل 1970 ميلادي، در آثار برخي از دانشمندان از جمله سولومون و استابوس ارائه گرديد. پس از آن نظرات فراواني در اين زمينه ارائه شد. از جمله نظريه نوريين24 که عنوان مي کند، هزينه ها در ارتباط با سطح فعاليت به ثابت و متغير تقسيم مي شوند و هزينه هاي متغير، متناسب با تغيير در سطح فعاليت تغيير مي کند (نورين و سدرستن25 ،1994). برآورد رفتار هزينه ها در ارتباط با سطح فعاليت با ناديده گرفتن چسبندگي هزينه ها گمراه کننده خواهد بود. در جايي ديگر مينتز مي گويد اگر يک افزايش نامتناسب با فروش در هزينه هاي فروش، اداري و عمومي صورت گيرد، تحليل گران صورت هاي مالي آن را به عنوان ضعف کنترلي مديريت در نظر مي گيرند. اين تحليل ممکن است گمراه کننده باشد. زيرا اگر هزينه هاي توزيع و فروش و عمومي واداري چسبنده باشند؛ با افزايش فروش، متناسب با آن حرکت مي کنند اما با کاهش فروش متناسب با آن حرکت نمي کنند (مينتز26، 1994). مطالعات اندرسن، بنکر و جان کرمن در سال 2003 نيز نشان دهنده رفتار چسبنده هرينه هاي توزيع و فروش بود.
سوبرامانيام و ويدنماير27 2003، شواهد چسبندگي را به رفتار مديريتي نسبت داده مي شود.
کوپر وکاپلان28 2004، اين رفتار هزينه ها را ناشي ازملاحظات و ويژگي هاي مديريتي بر مي شمارند. راجر29 2005، نيز بيان مي کند که رفتار خودخدمتي مديران، باعث خوش بيني زياد در پيش بيني مديريت قبل از انتشار سهام مي شود. کاتو30 2009، نيز بيان مي کند که مي توان تمايلات خوش بينانه را در ابتداي دوره مالي، براي پيش بيني هاي هزينه را ديد.
طبق مطالعاتي که در سال 2011 در بورس توکيو، ژاپن، انجام شد؛ نشان داد که پيش بيني مديريت، مبناي بودجه بندي داخلي مديران قرار مي گيرد.
از نظر تئوري، اگر در سال آينده انتظار افزايش فروش داشته باشيم؛ تصميم معقول اين است که، مديران، طرح افزايش هزينه ها را داشته باشند تا حاشيه سود به صفر ميل کند (کم شود)؛ در واقع اين کار باعث هموارسازي سود مي شود. همواره اين کار باعث جلوگيري از نوسان شديد سوددهي و در نتيجه کاهش ريسک سرمايه گذاران مي شود (گراهام، هاروي و راجگپال31، 2005).
اين موضوع، که مديران مانع ابراز سود بسيار بالا هستند وتمايل دارند که سود به آرامي تغيير کند در سال 2002 توسط لئونه اي جي32 ارائه گرديد.
پس مي توان انتظار داشت که اگر مديران براي فروش، پيش بيني افزايش داشته باشند، براي پايين نگهداشتن هزينه ها تحت فشار نخواهند بود؛ و حتي شايد براي افزايش هزينه ها تشويق شوند؛ اين در حالي است که به دلايل مختلف، در پيش بيني رشد هزينه ها ، دچار کم برآوردي مي شوند.
اما مشکل زماني شروع مي شود



قیمت: تومان


پاسخ دهید