معاونت پژوهش و فناوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اينکه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاءهيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم :
1-اصل برائت : التزام به برائت جويي از هر گونه رفتار غير حرفه اي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غير علمي مي آلايند.
2-اصل رعايت انصاف و امانت :تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال ،تجهيزات و منابع در اختيار.
3-اصل ترويج :تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
4-اصل احترام :تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هر گونه حرمت شکني .
5-اصل رعايت حقوق :التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان ،حيوان و نبات )و ساير صاحبان حق.
6-اصل رازداري :تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد،سازمان ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7-اصل حقيقت جويي :تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8-اصل مالکيت مادي و معنوي :تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملي :تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظرداشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش .
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات
تعهدنامه اصالت پايان نامه
اينجانب افسانه جوشايي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته فقه و مباني حقوق که در تاريخ 8/11/1392 از پايان نامه خود تحت عنوان “بررسي فقهي پوشش در قرآن کريم” با کسب نمره 5/18 و درجه عالي دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمي وپژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
2) اين پايان نامه قبلا” براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي (هم سطح، پائين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي ازآن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيليام هيچ گونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي:
افسانه جوشايي
تاريخ و امضاء
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات کرمان
دانشکده علوم انساني، گروه الهيات
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته الهيات (M.A)
گرايش: فقه و مباني حقوق
عنوان:
بررسي فقهي پوشش در قرآن کريم
استاد راهنما:
دکتر امان الله عليمرادي
استاد مشاور:
دکتر ياسر سالاري
نگارش:
افسانه جوشايي
زمستان 1392
سپاسگزاري
(ويزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمه)
با تشکر و سپاس از اساتيد دانشمند و پر مايه ام آقايان دكتر امان االله عليمرادي و
دكتر ياسرسالاريکه از محضر پر فيض تدريس شان، بهره ها برده ام.
با امتنان بيکران از مساعدت هاي بي شائبه ي همسر عزيزم،پدر و مادرشوهر مهربانم.
تقديم به
به پاس عاطفه سرشار و گرماي اميدبخش وجودشان كه مي بايست در اين سردترينروزگار بهترين پشتيبان مي بودند.
به يادتان پدر و مادر مهربان كه دوست مي داشتيد اين روز را و كاش بوديد تا اين لحظه را با هم ثبت مي كرديم.
اين مجموعه را ابتدا به پدر و مادر مرحومم تقديم مي کنم
و
به همسروفادارم كه به صميميت باران است
ودختران دوست داشتني ام كه به طراوت شبنم اند
به پاس محبت هاي بي دريغشان که هرگز فروکش نمي کند.
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چكيده1
فصل اول: كليات تحقيق
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مساله4
1-3- ضرورت اهداف و اهميت موضوع4
1-4- سؤالات تحقيق5
1-5- فرضيه‏هاي تحقيق5
1-6- روش تحقيق7
1-7- مروري بر ادبيات و پيشينه تحقيق8
1-8- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات13
فصل دوم: مفهوم شناسي
2-1- حجاب15
2-2- خمار17
2-3- جلباب19
فصل سوم: حدود پوشش
3-1- حدود پوشش از نظر فقهاي پيشين شيعه22
3-2- حدود حجاب در روابط زن و مرد26
3-3- كيفيت پوشش زن و مرد27
3-4- کيفيت پوشش سراسري و شرايط آن31
3-5- آيات مربوط به كيفيت ارتباط با نامحرم36
3-6- تقسيم بندي حدود پوشش42
3-7- نگاهي بر شبهات44
3-8- بازتاب رعايت حدود پوشش مناسب48
3-9- حدود پوشش بين زن ومرد50
3-10- احاديث نبوي52
فصل چهارم: فلسفه پوشش
4-1- فلسفه پوشش55
4-2- فلسفه تائيد اسلام بر مسئله حجاب56
4-3- منظور از غض بصر58
4-4- فلسفه حجاب از ديدگاه موافقان حجاب58
4-5- فلسفه حجاب از ديدگاه مخالفان59
4-6- حجاب و پوشش60
4-6-1 فلسفه‌ي فردي حجاب و پوشش60
4-6-2 فلسفه اجتماعي حجاب و پوشش61
4-7- فلسفه اصل وجوب پوشش62
4-8- فلسفه حجاب از ديدگاه مسلمانان63
4-9- فلسفه حکم پوشش64
4-10- شواهد روايي65
4-11- فلسفه تفاوت پوشش زن و مرد67
4-12- فلسفه حجاب و افزايش التهاب69
فصل پنجم: نتايج و پيشنهادات
5-1- نتيجه گيري72
منابع و مآخذ 75
فهرست منابع فارسي 75
چکيده انگليسي77
چكيده
حجاب فيزيكي بدن، همان محوري است كه مورد توجه اكثر علما و فقها بوده است، اين بخش از حجاب محسوس ترين و ملموس ترين بُعد مي باشد. در پايان نامه حاضر، پوشش وحجاب از ديدگاه قرآن كريم مورد بررسي قرار گرفته كه در ابتدا به پيشينه و مفاهيم مختلفي درباره پوشش وحجاب اشاره شده است، سپس ازموضوعات زير سخن رفته است: حدود پوشش زن و مرد، فلسفه پوشش كه در قرآن كريم چون سوره هاي احزاب و نور به اين بعد از حجاب با عنوان خمار و جلباب تاكيد ويژه شده است. در پايان نتيجه حاصل از دامنه تحقيق كه از طريق منابعي چون تفحص درسور قرآن كريم و بررسي پايانامه هايي كه در زمينه پوشش و حجاب كار شده اند را ذكر نموده ايم.
واژگان کليدي: حجاب، خمار، جلباب

فصل اول:
كليات تحقيق
1-1- مقدمه
پوشش در کلام الله مجيد در سوره هاي نور و احزاب به صراحت و وضوح تبيين شده است. “در اين آيات شريفه حدود پوشش، آثار و کارکردهاي آن بيان گرديده است؛ در حقيقت، پوشش زن ومرد مسلمان به فتواي همه ي مراجع معروف تقليد در اين زمان يکي از ضروريات دين است.”
لزوم پوشيدگي براساس شش دليل قطعي قابل اثبات است که هر يک به تنهايي براي اثبات ضرورت پوشش کافي است: – قرآن کريم، روايات شريفه، سيره ي اهل بيت عليه السلام، براهين عقلي، فطرت و طبيعت انساني و تاريخ.
نکته مهم در بررسي پوشش از نظر دين مبين اسلام، اين است که نگرشي مطابق با فطرت و هويت حقيقي زنان است که نه تنها يک بُعدي نبوده، بلکه همهي ابعاد و جوانب شخصيت زن ومرد مسلمان در بُعد مادي و معنوي را مدّ نظر قرار داده است. از اين روي در اين پايانامه، پوشش از ديدگاه قرآن کريم مورد بررسي قرار گرفته است.
بدون شك، پوشش زن در برابر مردان بيگانه، يكي از ضروريات دين اسلام است. قرآن كريم مي‏فرمايد: “و به بانوان باايمان بگو چشم‏هاي خود را فروپوشند و عورت‏هاي خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينت‏هاي خود را، جز آن مقداري كه ظاهر است، آشكار نسازند و روسري‏هاي خود را بر سينه خود افكنند و زينت‏هاي خود را آشكار نسازند؛ مگر براي شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏كيششان، كنيزانشان و مردان سفيهي كه تمايلي به زنان ندارند و كودكاني كه از امور جنسي بي‏اطلاعند و پاهاي خود را بر زمين نكوبند تا زينت‏هاي پنهانشان آشكار شود و همگي به سوي خداوند توبه كنيد اي موءمنان؛ باشد كه رستگار شويد”. افزون بر آن، در آيات ديگر، پوشيدگي كامل اندام، نيك و شايسته، با وقار و بدور از تحريك سخن گفتن و دوري از آرايش‏هاي جاهليت نخستين،توصيه شده است.
در روايات نيز پوشيدن جامه بدن‏نما و نازك نزد نامحرم، آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه اختلاط فساد برانگيز زن و مرد، دست دادن و مصافحه با نامحرم و تشبه به جنس مخالف منع شده است و مردان با غيرت، به هدايت و كنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم و دوري از چشم‏چراني توصيه شده‏اند.
پس معلوم شد كه تفاوت اساسي حجاب اسلامي با حجاب اديان گذشته، در اين است كه اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعديل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفريط، سهل‏انگاري مضرّ يا سخت‏گيري بي‏مورد به جامعه بشري ارزاني داشته است. حجاب اسلامي همچون حجاب مورد توصيه پاپ‏ها، به معناي حبس زن در خانه يا پرده‏نشيني و دوري از شركت در مسايل اجتماعي نيست؛ بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موي سر و اندام خويش را بپوشاند و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد تا در جامعه، غريزه آتشين جنسي تحريك نگردد؛ بلكه در محيط خانواده، اين غريزه به صورت صحيح ارضا گردد.
1-2- بيان مساله
از ديدگاه اسلام حفظ عفت و پاکدامني نقش تعيين کننده اي در سالم سازي جامعه اسلامي دارد و حتي حفظ جايگاه و منزلت زن به حفظ و عفت او برمي گردد، اما نقطه مقابل يکي از راههاي اساسي دشمن جهت ضربه زدن به اسلام و ترويج و حمايت از بي بندباري و مقابله با عفاف و حجاب است.بي گمان بد حجابي و بي حجابي از ديدگاه شرع مقدس حرام بوده و از مصاديق منکر محسوب مي شود و نهي از آن به ضرورت دين و مذهب واجب است و بسياري از فقها به وجوب نهي از منکرات تصريح نموده اند. منظور از اين تحقيق بيان پوشش درکلام قرآن که در سوره هاي نور و احزاب به صراحت و وضوح تبيين شده است. و نيز حدود پو شش، آثار و کارکردهاي آن بيان گردد.
1-3- ضرورت اهداف و اهميت موضوع
از آنجايي که حجاب براي رشد تعالي انسان معرفي شده است با توجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگي و آسيب هاي فراوان آن ،که ازاين رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده و آمار و ارقام به خوبي نشان داده و به ضرورت رعايت حجاب تاکيد مي کندو آن را حريم امن براي خانم ها و رشد وسلامت خانواده و اجتماع ديده و معرفي مي نمايد.
پس مي توان از فوائد حدود پوشش در جامعه به موارد زير اشاره کرد:
* ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه، جلوگيري از تهييج تحريک جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني، کاهش چشمگير مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي؛
* حفظ و استيفاي نيروي کار در سطح جامعه اسلامي؛
* حضور معنوي گرايانه زنان در همه زمان ها و مکان ها؛
* سلامت و زيبايي موقعيت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي؛
* هدايت و کنترل و بهره برداري صحيح از اميال و غرايز انساني؛
* مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب و از بين بردي فشارهاي اجتماعي نامشروع ونا بهنجار.
1-4- سؤالات تحقيق
1- حدود شرعي پوشش در قرآن چگونه مشخص گرديده است؟
2- خداوند در قرآن چگونه از پوشش سخن نموده است؟
3- رنگ پوشش زنان ومردان چگونه بايد باشد؟
1-5- فرضيه‏هاي تحقيق
1-خداوند در قرآن کريم مساله پوشش را در آيات متعددي مورد تاکيد قرار داده است که با بررسي از آيات مي توان مصاديق پوشش کامل و محدوده آن را روشن نمود.
(به مردان مومن بگو که چشمان خويش را فرو گيرند و شرمگاه خود نگه دارند.اين برايشان پاکيزه تر است زيرا خدا به کارهايي که مي کنند آگاه است) وصف ايمان تنها براي مردان لحاظ شده است که ضمن پوشاندن خود نگاه از حرام نگه داشته اند.
(به زنان مومن بگو که چشمان خويش را فرو گيرند و شرمگاه خود نگه دارند) عدم نگاه نامحرم چه در مردان چه در زنان در واقع نقطه آغاز تقوا و پاکدامني و رشد معنوي براي آنان است. پوشش لازم و مناسب براي زنان به همراه کنترل نگاه از سوي مردان و زنان موجب سلامتي محيط خانواده و کاهش تحريکات جنسي و به دنبال آن کاهش مشکلات و معضلات اجتماعي و خانوادگي است.
(آشکار نسازيد زينت هايشان را مگر آن بخشي که ظاهر و آشکار است) در وجود زنان عناصر و اجزايي وجود دارد که بيش از ساير اعضاء نشان دهنده جذابيت زنان است مانند: مو، سينه، گردن، و اندام … بنابراين نه تنها اين عناصر در معرض تماشاي نامحرم قرار گيرد بلکه به طريق اولي نيز زينت هاي متصل به اين قسمت ها نيز بايد از ديد نا محرمان محفوظ ماند.
(اي پيامبر به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را به خود فرو پوشاند و روسري هايشان را بر سروگردن وسينه ….) که در اينجا از خمر به معناي مقنعه و يا روسري بلند و از جلباب براي پوشاندن سينه هايشان ياد کرده اند.
(نيز چنان پاي برزمين نزنند تا آن زينت که پنهان کرده اند دانسته شود) تجلي جازبه هاي زن حتي در را رفتن او در اجتماع بايد محدود و به گونه اي نباشد که اين جاذبه ها در غير مسير اصلي قرار گيرد و بر حيثيت انساني او خدشه زند.
2-قرآن کريم از دو نوع حجاب و شيوه پوشش زن سخن به ميان آورده است (خمار) و (جلباب). از خمار در آيه 30سوره نور سخن گفته (خمارهاي خود را برگريبان هاي خويش بيفکنيد) که در اين قسمت آيه بيان گر کيفيت پوشش است که زن بايد خود را بپوشاند.نوع دوم جلباب است که در آيه 59سوره احزاب بدان تصريح شده است که علامه طباطبايي در تفسير الميزان آورده است (جلابيب جمع جلباب است وآن لباسي است که زن آن را در برمي کند و همه بدن خود را مي پوشاند يا مقنعه اي است که سر وصورت خود را به آن مي پوشاند).
3-اما درباره رنگ لباس محدوديتي وجود ندارد و لباس مي تواند تنوع رنگي داشته باشد.فقط رعايت اين نکته لازم است که همچنان درباره لباس مردان نيز صادق است، نبايد موجب صدق (لباس شهرت) به معناي انگشت نما شدن فرد در جامعه شود. علاوه براينکه نبايد به گونه اي باشد که عنوان تبرج برآن صدق کند و پوشنده آن را در برج نگاه ديگران قرار دهد و توجه همگان را به خود جلب کند.
رنگ مشکي در لباس مردان مستحسن نيست و کراهت دارد .اين کراهت در سه پوشاک مردان يعني عبا (لباس رويين آن زمان) عمامه (سرپوش در آن زمان) و خف (نوعي کفش که رو و پشت آن بسته بوده و تا مچ پا يا حتي مانند چکمه تا زانو مي رسيده ) استثنا شده است. همچنان که رنگ سفيد در لباس مردان مستحسن و خوب است (وسائل الشيعه باب 38 :5).
اما در مورد لباس زنان بياني وجود ندارد و از مواردي که کراهت پوشيدن لباس با رنگ مشکي استثنا شده چنين برمي آيد که اين حکم خاص مردان است و تعميم آن به زنان بدون دليل است. جز اينکه در بيانات معصومان (ع) درباره پسنديدگي لباس سفيد،عموميت آن بدست مي آيد و ظاهرا هم شامل لباس مردان و هم لباس زنان مي شود.
بنابر نظر فقها پوشيدن لباس احرام با رنگ مشکي در حج براي زنان مکروه است.
برخي از رنگ‏ها ديدگان را خيره مي‏سازد و باعث جلب توجه مي‏شود. و علماي دين هر چند نسبت به اصل رنگ لباس‏ها، تأکيد چنداني ندارند ولي بر اين مسأله پاي مي‏فشارند که لباس نبايد موجب جلب توجه شود و عواقب سوئي داشته باشد. از اين رو در طول تاريخ، زنان مسلمان به ميل خود، لباس مشکي را براي حجاب برگزيدند و بدين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشتري مي‏کردند. اين سنت حسنه، مورد نظر و پذيرش پيامبر (ص) و امامان (ع) نيز قرار گرفت.
يکي از اعضاء جامعه مدرسين حوزه علميه قم اظهار داشت: در کتاب الدرّ المنثور سيوطي جلد پنجم صفحه 221، از امّ سلمه نقل شده که فرمود :لمّا نزلت هذه الآيه (يدنين عليهنّ من جلابيبهن)
خرج نساء الأنصار کأنّ علي رئوسهنّ الغربان (وقتي اين آيه‌ شريفه نازل شد زن‌هاي انصار همه با چادر مشکي از خانه خارج شدند)،
يعني آن زمان نه تنها مساله چادر را از جلباب مي‌فهميدند، بلکه اين مطلب که چادر بايد طوري باشد که اندام و بدن زن را نشان ندهد و مصداق آن چادر مشکي است. وي گفت: در زماني که عده‌اي از مسلمانان در دنياي غرب معتقدانه به سمت حجاب پيش مي‌روند و براي حفظ آن مبارزه مي‌کنند و حاضرند محروميّت‌هايي را متحمّل شوند، چه حرفهايي در مجلات ما زده مي‌شود که نتيجه‌اش تخريب حجاب است، حالا اينکه اين افراد واقعاً اين نيّت را دارند يا نه، خدا مي‌داند. ولي نتيجه اين مطالب چيزي جزتخريب حجاب نيست. اين استاد حوزه علميه اضافه کرد: در يک مجله اي آمده قطعاً چادر مشکي بدترين پوشش است، چون چهره‌ زن را قاب و نگاه را به چهره‌ زن متمرکز مي‌کند، يعني اگر زن يک چادر رنگي بدن‌نما بپوشد اين جلب توجه نمي‌شود اما اگر چادر مشکي که بدن او را نمايان نمي‌کند، اين جلب توجه مي‌کند. باز مي‌گويد در سفرهاي اروپايي ناصرالدين شاه، شب که به مجالس عيّاشي مي‌رفت مي‌ديد که در آنجا لباس مردها و کلاهشان مشکي است و زن‌ها هم با لباس مشکي مي‌آيند، به نظرش آمد که اين يک نوع سنگيني و وقار دارد و آن را به ايران آورد.
نويسنده اين مطلب اينگونه در پي خراب کردن پوشش چادر مشکي است و چيزي که زنان متديّن، عفيف و با حياي مسلمانِ ما به عنوان دستور خدا آن را مي‌پوشد ميراث عياشي‌هاي اروپايي عهد ناصرالدين شاه برشمرده است. اگر امروز به دختران متديّن ما بگويند اين چادر از اروپا آمده بلا فاصله موضع مي‌گيرند و مي‌گويند چرا من اين چادر را بپوشم.وي گفت: نويسنده اين مقاله در جايي گفته ما بايد از قرآن شروع کنيم، قرآن سه تکه‌ روشن براي لباس زن تعريف مي‌کند، روسري يا شال روي سر، پيراهن و پوشش پا. اين سه پوشش حداقل پوشش شرعي براي زن مسلمان است. وي اگر مقداري با قرآن آشنايي داشت، آيه “و يضربن بخمورهنّ علي جيوبهنّ” و آيه جلباب را هم ببيند، آيا باز مي‌تواند بگويد در قرآن براي زن پوشش سراسري نيامده است (ميرخندان 1389، 42).
1-6- روش تحقيق
جمع آوري آيات قرآني مربوط به پوشش، بررسي فلسفه آيات، بررسي نظرات مفسرين در ارتباط با آيات پوشش. بررسي کتب، پايان نامه ها و مقالات با موضوع پوشش .
متغيرمستقل: (پوشش) متغير هاي وابسته: (حکم فقهي پوشش، موانع آن از نظر قرآن، علت و فلسفه آن)
روش تحقيق که به صورت کتابخانه اي و از طريق فيش برداري جمع آوري مي شود. همچنين جمع آوري آيات مربوط به پوشش ونظرات مفسرين، استفاده از پايانامه هاي مربوطه، قرآن کريم و کتابهاي فقهي متقدم و متاخر، روش توصيفي از طريق کار کتابخانه اي و فيش برداري.
1-7- مروري بر ادبيات و پيشينه تحقيق
* حجاب و احکام آن در فقه اسلامي. سعدي، محمد، دانشگاه تهران، رشته فقه شافعي.
حجاب که در لغت به معني پرده، مانع و پوشش و در اصطلاح به حفظ شرم و حياي زن ومرد با چشم فرو بستن از نگاه به نامحرم و پوشاندن اندام زن به گونه اي که برجستگي هاي اندامش نمايان نباشد و پرهيز مردان از آراستگيِ که به شخصيت مردانگي آنان لطمه اي وارد کند و نيز ايجاد حايلي که مشارکت زن ومرد را همراه با حفظ وقار واحترام ممکن سازد گفته مي شود از جمله اموري است که در شرايع پيش از اسلام چون يهود ومسيحيت و در ميان مللي چون هند، روم، يونان، ايران و عربستان وجود داشته است و از جمله تأسيسات دين اسلام به شمار نمي رود. با اين حال شريعت اسلام براي اصلاح وضعيت زمان ظهور خود، احکامي را وضع نمود تا مردم آن عصر وساير دورانها با بکارگيري آن احکام در مسير تعالي و پيشرفت گام برداشته و از سقوط و فروپاشي رهايي يابند. به طورکلّي هدف از وضع احکام حجاب رعايت مصالح بندگان است. حجاب براي زنان مصونيّت و عفاف مي آورد. براي مردان مانعي است در مسير سقوط و بي بند و باري و براي جامعه سدّي در راه سقوط در دام رذايل و وسيله اي براي تعالي و پيشرفت. با وجود آن که در احکام حجاب در حالات متفاوت براي زنان و مردان اختلاف نظر وجود دارد با اين حال رأي راجح به شرح زير مي باشد:
1- تمام اعضاي بدن زن (ماعداي دست و صورت) مي بايست از نامحرم پوشانيده شود.
2- حضور زنان در اجتماع در صورت رعايت شئونات اسلامي بلامانع است و چه از نظر شکل و حجم لباس و چه از نظر رفتار وگفتار خود نبايد موجبات تحريک مردان بيگانه را فراهم نمايند.
3- زنان مي توانند زينت هاي خود را به غير از مابين ناف و زانو در برابر محارم، در صورت عدم بروز فتنه آشکار ننمايند.
4-مردان ضمن رعايت اصل پوشش، نبايد لباس نامناسبي بپوشند که در نزد مردم انگشت نما شوند وبه موازين اخلاقي جامعه آسيب رسانند و از چشم چراني و نگاه به نامحرم اجتناب ورزند. بر خلاف آنچه گروهي ادّعا کرده اند، مخاطبين حجاب، همسران پيامبر (ص) نيستند بلکه تمامي کساني که مکلّف اند مخاطبين نصوص رعايت حجاب اند.
گرچه براي برخي چون پيرزنان، بيماران درحال مداوا، مجانين، صغار و … تخفيفاتي وجود دارد. همچنين علي رغم گمان گروهي، حجاب نه يک امر شخصي است و نه يک موضوع مقيّد به زمان. رعايت و يا عدم رعايت حجاب آثار و تبعات ديني، حقوقي، رواني و اجتماعي در پي دارد و مراعات آن مختص به زمان يا مکان مخصوصي نيست و در دنياي امروزي نيز امري ممکن و مستحسن است.
اين پايان نامه از يک مقدمه، چهار فصل و يک نتيجه تشکيل يافته است.
در فصل اوّل به بيان مفهوم لغوي و اصطلاحي حجاب وارتباط آن با مفاهيم مشابه پرداخته شده است. در فصل دوّم قلمرو حجاب واحکام آن در حالات مختلف بيان شده است.
فصل سوّم به بيان آثار رعايت و عدم رعايت حجاب اختصاص دارد.
و در فصل چهارم مسايل متفرقه ي حجاب و پاسخ به برخي شبهاتِ موجود مطرح شده است.
* حجاب و حد آن در فريقين. مير حسيني نيري، سماويه، مقطع کارشناسي ارشد، رشته فقه و مباني حقوق اسلامي، دانشگاه تهران.
در اين تحقيق سعي شده به مسائل محوري که در مورد حجاب مطرح است پرداخته شود به اين صورت که ابتدا به معناي لغوي حجاب که عبارت است از سترو پرده و معناي اصطلاحي آن که به معاني پوشش زن مي باشد پرداخته شده. سپس پيشينة حجاب مورد بررسي قرار گرفته که با توجه به مطالب به دست آمده معلوم مي شود که حجاب قبل از ظهور اسلام در اديان الهي ديگر (زرتشت، يهود، مسيح) نيز و حتي در اديان غير الهي نيز وجود داشته و اين نشان از فطري بودن حکم حجاب است. بعد از آن آيات حجاب که همگي دال برتکليف بودن حکم حجاب بر زنان مسلمان است. مطرح و بررسي مي شود از جمله آيه 31 سوره نور که دال بر وجوب پوشش همه بدن زنان مگر زينت هاي ظاهري است که اين زينت ظاهري بنابر اکثر مفسرين وجه و کفين مي باشد و آيه 59 سوره احزاب که کلمه “جلباب” دال بر وجوب پوشش سراسري براي زنان است و طبق آنچه در کتاب صواب الخطاب في اتقان الحجاب آمده اين آيه صريح در وجوب چادر براي زنان مي باشد.
بحث بعدي حد لازم پوشش براي زنان است که 4 قول در اين زمينه وجود دارد.
1- وجوب پوشش همه بدن غير از وجه و کفين
2- وجوب پوشش همه بدن مطلقاً
3- وجو ب پوشش همه بدن غير از وجه و کفين و قدمين
4- وجوب پوشش همه بدن غير از وجه که قول اول در بين علماي شيعه و سني طرفدار بيشتري داردکه دلايل آنها عبارتند از:
الف: آيه 31 سوره نور که زينت ظاهري در اين آيه بنابر نظر اکثر مفسرين وجه و کفين است و روايات نيز اين نظر را تقويت مي کنند. ب: روايات بسيار زياد که در اين زمينه وجود دارد که بعضي مختص است به جواز آشکار نمودن صورت و دست ها و بعضي ديگر مختص است به سؤالهايي که دربارة حکم نگاه کردن به موي شماري از زنان مطرح مي شود که نشانگر عدم ترديد در جواز آشکار نمودن چهره است. ج: بر طبق قاعدة نفي عسرحرج، لازم مي آيد استثنا بودن وجه و کفين از حکم کلي پوشش و دلايل ديگر.
البته آشکار نمودن وجه و کفين با شرط عدم تبرج و زينت نمايي جايز مي باشد و طبق آيه 23 سوره احزاب آنچه که خودنمايي و زينت محسوب شود جايز نمي باشد.
* بررسي حجاب در قرآن و جامعه ديني. اصلاني، مينو، مقطع کارشناسي ارشد، رشته علوم قرآن و حديث، دانشگاه آزاد اسلامي تهران مرکزي.
اين پايان نامه در شش فصل به بررسي حجاب پرداخته است: فصل اول، تاريخچه حجاب؛ فصل دوم، ظهور اسلام و تأکيد بر حجاب در قرآن کريم؛ فصل سوم، حجاب از ديدگاه عقل و شرع؛ فصل چهارم، سير حجاب در ايران، فصل پنجم، شيوه هاي مقابله با فساد و بي حجابي از ديدگاه قرآن؛ فصل ششم، در اين فصل پرسشنامه و جداول مربوط آمده است. اين پرسشنامه به منظور دستيابي به ديدگاههاي مردم در زمينه وضعيت حجاب در جامعه تهيه و اجرا شده است.
* بررسي مباني حجاب و عفاف در قرآن
نام تحقيق ديگري است که توسط سرکار خانم فرزانه نيکوبرش راد؛ که درج در سايت سازمان تبليغات اسلامي تدوين گشته است. ايشان آورده است حجاب و عفاف در قاموس بشري، واژه هاي آشنايي هستند که در گذر زمان از سنت به سوي مدرنيته، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده است. در اين ميان مردان و زنان (بخصوص زنان) در مسير تندباد حرکت به سوي مدرنيسم، در معرض برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي قرار گرفته اند تا در توسعه سرمايه گذاري نقش ايفا کنند. اما با گذر زمان از هويت و شخصيت و ماهيت خود بيشتر دور شدند و در يک حرکت جديد با بازگشت دوباره به سوي منيت خويش و با توجه به سرشت و طبيعت و احتياجات حقيقي خود را در ميان معنويت، هويت خويش را در عفاف و حجاب جستجو کردند.
نگاهي به مباني عفاف و حجاب که برخواسته از حقايق دين و در افق بالاتر از عالم ماده تدوين و تبيين شده است در عصر برهنگي تنها پاسخ مثبت و حقيقي به نيازهاي دروني و بازگشت به گرايش هاي فطري جامعه انساني که سلامت، امنيت، معنويت و کمال را در خانواده و اجتماع ميسر مي کند و اين انتخاب تنها راه رسيدن به کمال و سعادت الهي است. مباني و ريشه و راه هاي اين حقيقت را مي توان از بطن قرآن و روايت هاي اصيل اسلامي به دست آورد.
از اين رو در اين تحقيق (مباني عفاف و حجاب) از قرآن مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.
* اثرات فردي حجاب از ديدگاه اسلام. مدرسه علميه قدسيه، انسيه گرايلي.
اين تحقيق شامل هفت فصل است. در فصل اول به تعريف حجاب در لغت و اصطلاح و عرف و عرفان پرداخته شده است. در فصل دوم به تاريخچه ي حجاب قبل از اسلام و بعداز اسلام پرداخته که گروهي معتقدند قبل از اسلام، حجابي نبوده اما از آن جا که مي دانيم زمان هبوط حضرت آدم عليه السلام به زمين با نوعي برگ درخت پوشيده بوده اند و خداوند کريم هم تمام قوانينش بر اساس فطرت انسان است که يکي از آن قوانين حجاب مي باشد.
فصل سوم با عنوان حجاب از ديدگاه آيات مي باشد که زن و مرد در بسيار امور مشترکند اما چون زن لطيف و ظريف است پوشيده بودن او به صلاح جامعه و بانوان است.
فصل چهارم به حجاب از ديدگاه روايات پرداخته شده است.
فصل پنجم شامل اثرات فردي حجاب مي باشد که اثرات حجاب بر انسان در جهت کاهش مفاسد، تلاش مي کند و موجب رشد فضايل اخلاقي و رشد کمالي انساني مي شود و موجب سلامت و امنيت و مصونيت زن از دست طمع بيگانگان خواهد بود و موجب سلامت نسل آينده.
فصل ششم به علل بي حجابي و اثرات بي حجابي و راههاي مبارزه با آن پرداخته شده است.
فصل هفتم با عنوان شخصيت زن و چادر برترين نوع پوشش و راه هاي ترويج حجاب مي باشد.
چادر برترين و کامل ترين نوع پوشش است. زيرا از دغدغه هاي ناشي از خودنمايي و تکلف هاي بيهوده کم مي کند و براي ترويج حجاب هم مي توان با آموزش در مدارس توسط معلمين و مسئولين و با تشويق خانواده و مسئولين و فعاليت هاي فرهنگي و هنري و علمي و … اثرات مؤثري در ترويج حجاب داشته باشيم.
* حجاب از منظر فقهي و حقوقي نام تحقيقي است که توسط ليلا ناصري ومصطفي ناصري،مجله طنين ياس، آماده شده است.
گرايش به پوشش و عفاف يک گرايش فطري در ميان زنان و مردان است. اما ميزان و شکل آن رابطة مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. احكام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع ‌مفاسد مبتني‌ بر فطرت پاك‌ انسان‌ و عدم‌ ضرر است‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد يا منبعي‌ مي‌داند كه‌ نياز فطري‌ انسان‌ چيست‌؛ زيرا بدون‌ ترديد اگر پروردگار را تنها علت‌ اصلي‌ پيدايش‌عالم‌ هستي ‌بدانيم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات ‌بي‌همتا اقتضا دارد كه‌منبع‌ اصلي‌ قانونگذاري‌ نيز براي‌ رفتار و گفتار شخصي‌ و اجتماعي‌ انسان ‌باشد.
تاريخ مكتوب انساني مدني، بر اين واقعيت گواهي مي دهد كه همزمان با آغاز زندگي اجتماعي بشر، در قالب خانواده، خويشاوندان و جامعه، مفاهيم محرم و نامحرم و گونه اي از حريم گيري و محدوديت، به عنوان معيار بايدها و نبايد ها در برقراري روابط جنسي، شكل معاشرت، چگونگي تماس گفتاري و پوشش بدني، مطرح بوده و جلوه حجب، حيا و عفاف او به حساب مي آمده است.
يكي از نمادهاي حيا و عفاف، نماد پوشش و لباس، بوده است و پايبندي به آن براي زنان يك كمال به حساب مي آمده است. ولي چهار قرن پيش، در اثر رنسانس در غرب فرهنگ شرم ستيزي و عفت گريزي، طراحي گرديد. با اين تحول، محرم و نامحرم معناي خود را از دست داد، شرم، حيا و عفت همراه با لباس زن فرو ريخت، تمام محدوديتها، در تعامل دو جنس مخالف، از ميان برداشته شد و پوشش اندام مشخص كنندة جنسيت زن، نشانه عقب ماندگي و مخالف حق آزادي او قلمداد گرديد.از آن جا كه در دهه‌هاي اخير برخي كشورهاي اروپايي محدوديت‌هايي براي پوشش زنان مسلمان وضع نموده‌اند، لذا تبيين حقوق اقليت‌ها در حقوق بين‌الملل ضروري مي‌باشد.
اين مقاله ضمن اشاره به مفاهيم ، مباني و تاريخچه ي حجاب ، به بررسي اين مقوله از منظر فقهي و حقوقي ( داخلي و بين المللي ) مي پردازد. در نهايت برآيند مقاله اين است كه با احراز شرايط در مورد مجرم، عمل بي حجابي، جرم تلقي مي شود و قابل مجازات است و ممنوع دانستن حجاب نقض حقوق بشري افراد و آزادي ديني آنان است و بيشتر ناشي از فشارهاي سياسي و اجتماعي مي‌باشد.
* دفتر مطالعات امور زنان نيز تحقيقي به عنوان حدود حجاب از منظر کتاب و سنت گردآوري نموده است که در اينجا آورده ام.
در اين تحقيق مانند ساير تحقيات حجاب به بيان تعريف لغوي حجاب پرداخته و در ارتباط با حدود حجاب آياتي را که در قرآن آمده است ذکر کرده است. از جمله آيه 31 سوره نور و يا آيه 59 سوره احزاب در خصوص حدود حجاب به طور کامل و مبسوط بيان نموده است.
بنابراين از تتبع در اقوال مفسران بزرگ شيعه وسني بدون هيچ ترديدي ميتوان فهميد که آيات مربوط به حجاب در کمال صراحت چگونگي پوشش بانوان را بيان مي داردو پيامش لزوم پوشش سر و گردن و سينه هاست و پنهان ساختن زينت هايي به صورت آشکار وظاهر نمي باشد که اتفاق نظر همه مفسران از زينت هاي آشکار وجه کفين است.علاوه برپوشش سروگردن وسينه، جلباب که از آن به روپوش با چادر …. تعبير مي گردد لزوم پوشش سرتاسري بدن را بنحوي که حجم آن مشخص نباشد روشن مي سازد. بنابراين اين طرح که براي پوشش بانوان در مجامع پيشنهاد مي گردد به هر صورتي که باشد از شاخص هاي روايي و قرآني فوق که بطور مبسوط بيان گرديد تبعيت نمايد.
1-8- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات
حجاب: از حجاب مي توان از دو بعد لغوي و معنوي تعريف کرد.در ساده ترين تعريف به معناي فاصله ميان دو چيز وحتي در جاي ديگر به معناي ستر که همان پوشش است (الفراهيدي 1408ق، 120).
خمار: جمع خمردر کتاب خمرآمده است.لباسي است که زن سررا باآن مي پوشاند.
قاموس قرآن-قرشي-سيداکبر
جلباب: جمع جلابيب است درآن لباسي است که زن را در بر مي کند و همه بدن خود را مي پوشاند (محمدبن مکرم 1417ق، 78).
فصل دوم:
مفهوم شناسي

2-1- حجاب
حِجاب پوشش سر و سينه ويژ? زن مسلمان بالاتر از سنِّ بلوغ در برابر مردانِ بالغ است. حجاب دوگونه است: حجابِ شرعي و حجاب اجتماعي. در قرآن، خدواند زن رابه حجاب شرعي فرمان داده است و آن “منع اختلاط او با مردان در جاهايي که شبهه مي آورد” و “خودداري او از آنچه که شايسته اش نيست.” امّا حجاب اجتماعي (پوشاندن سر و چهره)، شيو? پوشاک کشورهاي گوناگون اسلامي است و اين حجاب از دين نيست و مربوط به فرهنگ اجتماعي و جايگاه زنان در آن کشور است.
حجاب از ديدگاه فقها يکي از احکام اسلامي است که براي پوشش زنان و مردان وضع شده‌است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروري مو و ساير اعضاي بدن به جز صورت و دو دست و گاهي دو پا توسط زنان مسلمان تنها در صورتي که کنيز نباشند. در برابر مرداني است که طبق شريعت اسلامي نامحرم شمرده مي‌شوند. درباره پوشش مردان نيز، حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتين است.
امروزه حجاب در کاربرد عام به پوشش ضروري زنان اطلاق مي‌شود و به يکي از نمادهاي بسياري از جوامع اسلامي تبديل شده و در برخي کشورها از جمله ايران رعايت آن در مکان‌هاي عمومي براي همه زنان (با هر اعتقاد ديني) اجباري است. با وجود اين، گروهي از نوانديشان ديني شيعه و سني وجوب حجاب در اسلام را زير سوال برده‌اند.
(حجاب) از مفاهيمي است كه كثرت استعمال آن در مباحث مختلف، تبيين معناي دقيق آن را ايجاب مي‌كند. اين واژه در اصطلاح عرفان به معناي فاصله ميان خالق و مخلوق است كه سالك بايد در رفع و ازالة آن به جد بكوشد تا به مقام لقاء الله نائل گردد.
در علم فقه مراد از حجاب، پوشش خاص زنان است كه همه بدن را به جز صورت و كف دو دست تا مچ شامل مي‌شود. اين واژه در آيات و روايات نيز به كار رفته، اما معناي لغوي آن (مانع و حائل) مراد بوده است. لذا استفاده از اين لفظ در معناي پوشش زنان نسبتاً جديد است.
حجاب فقهي را نمي‌توان دقيقاً مترادف واژه پوشش دانست؛ زيرا هر پوششي، حجاب نيست.
يا به صورتي دقيق‌تر گفته‌اند: )اصل الحجاب الستر الحائل بين الرائي و المرئي(
مطابق اين دسته از تعاريف حجاب پرده‌اي است كه ميان بيننده و آنچه مي‌بيند، حـائـل مـي‌شـود. البته لغت‌دانان “ستر” را هـم بـه مـعنـاي پـرده و هـم پـوشـش آورده‌انـد.
علم ديگري كه واژه حجاب در آن مصطلح است و معنا و كاربرد خاصي دارد، علم فقه مي‌باشد كه در آن احكام شرعي تبيين و تشريح مي‌گردد. همچنين به نظر مي‌رسد فهم عرف از واژه حجاب بيشتر ناظر به معناي فقهي آن است.
فقها در تعريف حجاب گفته‌اند: “الحجاب ما تلبسه المرأة من الثياب لستر العورة عن الأجانب”
حجاب لباسي است كه زن براي حفظ عورت از اجانب مي‌پوشد.
تحقيق و تفحص در كتب فقهاي مسلمان (اعم از سني و شيعه) ما را به اين حقيقت رهنمون مي‌سازد كه حجاب به عنوان يك تكليف شرعي و حكم الهي جايگاه خاص و ويژه‌اي در شرع مقدس اسلام دارد؛ به‌گونه‌اي كه اصل اين حكم از ضروريات دين بوده و تنها اختلاف در جزئيات مسأله است.
همچنين در كتب و منابع فقهي بيش از سي دليل عقلي و نقلي بر وجـوب و ضـرورت حجاب اقامه شده است كه خود نشان‌دهنده اهميت ويژه آن مي‌باشد. پوشش عنوان ديگري از سوي برخي از انديشمندان از جمله مرحوم مطهري مطرح شده است.پوشش معادل (دستور زبان عربي) است که اين تعبير در قرآن و روايات و کلمات فقها هم بکار رفته است.ستر در لغت به معناي پوشش وآن چيزي است که به وسيله آن چيز ديگريپوشانده مي شود. معناي اصلي اين کلمه در وجه مصدري آن: ستر قرار داشتن شي ء در زير ساتر و پوشاننده و پوشيدگي مطلق باهر وسيله اي است.
در قرآن در ماجراي ذوالقرنين ،ستر بهمين معنا بکار رفته است: تا اينکه زماني که به محل برآمدن خورشيد رسيد، آن را چنان يافت که بر قومي طلوع مي کرد که برايشان در برابر آن پوششي قرار نداديم، کهف90 آنچه از نظر شارع مهم است اندازه و حدود پوشش است و مصاديق آنکه به صورت لباس هاي مختلف در ميان اقوام و مليت ها و فرهنگ هاي مختلف ظهور پيدا مي کند و تابعي از فرهنگ و شرايط جغرافيايي اجتماعي و اقتصادي است، اهميت قابل ملاحظه اي ندارد.
نام بردن از برخي پوشش ها در قرآن و روايات نيز منوط به اين دليل بوده است که استفاده از آنها در آن زمان و از پيش در جزيره العرب متداول بوده است و از ويژگي خاص برخوردار نبوده اند.
براين اساس، پوشش اسلامي بانوان از نظر نوع لباس مي تواند به لحاظ فرهنگ ها و ملل مختلف و در زمان ها و دوره هاي مختلف تنوع داشته باشند و با در نظر گرفتن سليقه هاي متنوع اين تنوع زيادتر خواهد بود.
آيا مي دانيد که در کتاب آسماني علاوه بر آن حجابي که ديده ايد دو پوشش ديگر هم براي ما اعم از زن و مرد توصيه شده است؟ ما سه پوشش داريم!!
بله،



قیمت: تومان


پاسخ دهید