دانشگاه آزاد اسلامي
تعهد نامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب وفا بهمني دانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد در رشته مشاوره و راهنمايي كه در تاريخ 13/10/1393 از پايان نامه/ رساله خود تحت عنوان” پيش بيني شادکامي،افزايش صميميت و رضايت از زندگي زناشويي در بين زوجين دانشجو دانشگاه کردستان “با كسب‌ نمره 70/17 و درجه بسيار خوب دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1) اين پايان نامه/ رساله حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، كتاب، مقاله و …. ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده ام.
2) اين پايان نامه/ رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي(هم سطح، پائين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد ازفراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ كتاب، ثبت اختراع و ….. از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطعي زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي:
وفا بهمني
تاريخ و امضاء:

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد کرمانشاه
دانشکده علوم تربيتي ،گروه مشاوره و راهنمايي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته مشاوره و راهنمايي (M.A)
عنوان:
پيش بيني شادکامي،افزايش صميميت و رضايت از زندگي زناشويي در بين زوجين دانشجو دانشگاه کردستان
استاد راهنما:
دکترحسن اميري
نگارش:
وفا بهمني
زمستان 1393
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکيده
فصل اول: کليات تحقيق
1-1مقدمه5
1-2 بيان مساله7
1-3 اهميّت و ضرورت تحقيق9
1-4 اهداف10
1-5 بيان فرضيه ها11
1-6تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها11
1-6-1-تعريف مفهومي صميميت11
1-6-2 تعاريف عملياتي صميميت11
1-6-3تعريف مفهومي شادکامي11
1-6-4تعريف عملياتي شادکامي11
1-6-5 تعريف مفهومي رضايت زناشويي12
1-6-6 تعريف عملياتي رضايت زناشويي12
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق و پيشينه تحقيق
2-1 پيشينه نظري14
2-1-1 بخش اول:شادکامي14
2-1-1-1کليّات، تاريخچه و تعاريف شادکامي14
2-1-1-2 جايگاه شادکامي در چهارچوب هيجانها15
2-1-1-3 شاخص هاي شادکامي16
2-1-1-3 ديدگاه شناختي و شادکامي17
2-1-1-3 نظريه هاي شادکامي18
2-1-2-4 عوامل تأثير گذار بر شادکامي20
2-1-2بخش دوم:صميميت27
2-1-2-1 کليّات، تاريخچه و تعاريف صميميت27
2-1-2-2 نقش صميمت در ازدواج و تداوم زندگي29
2-1-2-3مهارت ايجادصميمت در روابط زناشويي34
2-1-2-4 مدل مثلث عشق استرنبرگ36
2-1-2-5 نزديکي وفاصله در تداوم زندگي38
2-1-3 بخش سوم: رضايت زناشويي39
2-1-3-1نظريه هاي رضايت زناشويي40
2-1-3-2 عوامل تعيين کننده موفقيّت ازدواج و رضايت زناشويي42
2-2 پيشينه پژوهشي55
2-2-1پژوهش هاي داخلي55
2-2-2پژوهش هاي خارجي59
فصل سوم: روش اجراي تحقيق
3-1روش پژوهش64
3-2 معرفي متغيرها64
3-3 جامعه آماري و شيوه نمونه گيري64
3-4ابزارهاي اندازه گيري64
3-4-1 آزمون شادکامي آکسفورد65
3-4-2 مقياس صميميت(الكسيس جي واكر و ليندا تامپسون)66
3-4-3 پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ68
3-5 شيوه اجرا68
3-6روش تجزيه و تحليل داده ها69
فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده ها
4-1 بررسي نتايج آمار توصيفي71
4-2 بررسي نتايج آمار استنباطي72
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1بحث و نتيجه گيري77
الف -فرضيه اصلي77
ب -فرضيات فرعي78
5-2 محدوديتهاي پژوهش82
5-3 پيشنهادات پژوهشي82
منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسي85
فهرست منابع لاتين87
پيوست ها
چکيده انگليسي
چکيده
پژوهش حاضر با هدف جستاري در توسعه اجتماعي وتربيتي خانواده به پيش بيني رابطه بين شادکامي افزايش صميميت ورضايت از زندگي زناشويي درزوجين دانشجو دانشگاه کردستان مي پردازد.روش تحقيق دراين پژوهش توصيفي و از نوع همبستگي بوده که جامعه آماري آن شامل دانشجويان دانشگاه کردستان که در نيم سال اول سال 93-94 به تحصيل اشتغال دارند و زوج مي باشند است.در اين پژوهش از روش نمونه گيري تصادفي استفاده شده است که حجم نمونه شامل 35 زوج مي باشد.دراين پژوهش براي جمع آوري داده ها از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه شادکامي آکسفورد و رضايتمندي زناشويي اينريچ و پرسشنامه عشق استنبرگ استفاده شده است .براي تحليل آماري داده ها از آمار توصيفي و آمار استنباطي شامل آزمون ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون خطي استفاده شد.نتايج آزمون ضريب همبستگي و رگرسيون نشان داد که بين شادکامي و صميمت با رضايت از زندگي زناشويي زوجين دانشجو دانشگاه کردستان رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.
در معادله رگرسيون ميزان رضايت زناشويي با شادکامي رابطه معنادار و مستقيم دارد ولي باصيميت رابطه معنا داري ندارد.پس نسبت به متغيرصميميت ،متغير شادکامي توانسته است سهم زيادي در پيش بيني رضايت مندي زناشويي داشته باشد ،به عبارتي از روي نمره شادکامي به عنوان متغير پيش بين مي توان رضايت مندي زناشويي را به عنوان متغيرملاک مورد پيش بيني قرار داد .
کليد واژه: شادکامي ،صميميت ،رضايتمندي زناشويي ،دانشجويان .
فصل اول
کليات تحقيق
1-1مقدمه
در طول زندگي مشترك، متغير‌هاي گوناگوني بر نحوة ارتباط زوجين با يكديگر تأثير مي‌گذارند و اين متغيرها رضايت يا عدم رضايت زن و شوهر را از روابط زناشويي به همراه دارند ،مطالعات نشانگر آنست که رضايت از زندگي زناشويي بيش از همه از ويژگيهاي زوجين مانند شادکامي و صميمت زوجين متاثر است .رضايتمندي زناشويي را نمي‌توان صرفاً بر اساس فشارهاي رواني بيروني تبيين كرد؛ زيرا تمامي ازدواجها دست كم با چند فشار رواني مواجه هستند. در بسياري از خانواده‌ها، فقر، تعدّد فرزندان و بيماري وجود داشته، اما در عين حال، ‌موفق هستند و بسياري از ازدواجهايي كه هيچ كدام از اين موارد در آنها وجود نداشته، به شكست منتهي شده‌ است. تفاوت ازدواجهاي شادكام و ناشاد را حداقل تا حدودي مي‌بايست در پرتو شيوه‌اي تبيين كرد كه طرفين به فشار رواني پاسخ مي‌دهند و يا با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند (حسين شاهي برواتي،1370).
يکي از فرآيند هاي مهمي که رضايت زناشويي را تحت تاثير قرار مي دهد ،صميميت مي باشد (فراست و ديگران ،1383).مهترين حوزه اختلافات زوجين فقدان صميمت و نشان ندادن علاقه زوجين به يکديگر است (مظلومي ،1386).صميمت با ايجاد بعد خاص و مثبت در زندگي زناشويي و تامين بهداشت رواني اعضاي خانواده ،عاملي محافظت کننده و نيرومند در برابر مشکلات فردي و اجتماعي است و تاکيد بر ديدگاه هاي فردي ،به درک و شناخت بهتر رفتار هاي مساله ساز و تغيير آنها کمک مي کند (لورنسو ،بارت و راوين1 ،2005)درمانگران خانواده سعي ميکنند تا بادر نظر گرفتن فرد در متن روابط صميمانه اي که در خانواده دارد،مشکلات فردي را صرفا حاصل رشد و تحول فردي ندانند و در درمان ،موقعيتي را ايجاد کنند که زوج ها صميميت خود را با يکديگر افزايش دهند و سبک هاي متفاوت صميمت را درک کنند (بارنز2 ،1998).از طرفي با افزايش شادكامي در زندگي، خلق افراد بالا رفته و ديدگاه هاي آنها در مورد مسائل زندگي جنبه مثبت تري به خود مي گيرد. همچنين در خلق بالا رفتارهاي مثبت و منطقي بيشتر است و واكنش هاي مثبت ديگران را نيز به همراه دارد و اين مي تواند باعث رضايتمندي زناشويي گردد. با افزايش شادكامي در زندگي، هيجانات مثبت در زوجين بيشتر شده و باعث مي شود كه مشكلات را به عنوان يك پديده مثبت ارزيابي كنند .در اين صورت با ارتباط متقابل مناسب كه ريشه در هيجانات مثبت دارد مشكلات را حل مي كنند و به رضايت در زندگي مي رسند (اميري مجد و زري مقدم ،1389). پژوهش حاضر در پنج فصل ارائه مي شود در فصل اول طرح مسئله تحقيق شامل بيان مسئله و سوالات تحقيق ، در فصل دوم، ادبيات تحقيق مورد بررسي قرار مي گيرد که شامل ادبيات نظري و پژوهشي است. فصل سوم تحقيق نيز به روش شناسي تحقيق مي پردازد که روش تحقيق، جامعه آماري، نحوه تجزيه و تحليل داده ها اعتبار و پايايي مورد بررسي قرار مي گيرد. فصل چهارم تحقيق به يافته هاي پژوهش مي پردازد که به دو بخش نتايج توصيفي و تحليلي تقسيم مي شود و در فصل پنجم پژوهش نيز نتايج پژوهش ارائه مي گردد.
1-2 بيان مساله
روان شناسي قرن بيستم، بيشتر بر هيجان هاي منفي نظير افسردگي و اضطراب تمركزكرده بود تا بر هيجان هاي مثبتي نظير شادي و بهزيستي . هدف مطالعات روانشناختي بيشتر آن بوده است كه بيماري هاي رواني را مورد بحث و گفتگو قرار دهد و درمان آنها هدف اصلي بوده است. به عبارتي ديگر، تعريف سلامتي مترادف با فقدان بيماري هاي رواني و علايم بيمارگونه تلقي شده است، در حالي كه از دهه ي 1980 به بعد در تعريف سلامتي تغيير و تحول بسياري پديد آمده است. متون روان شناسي سلامت تنها به جنبه هاي منفي بيماري ها و رفع آثار منفي آنها در افراد محدود نمي شود، همان طور كه در تعريف سازمان بهداشت جهاني به سلامت از جنبه ي مثبت آن تأكيد شده است و فرد سالم كسي است كه، به لحاظ زيستي، رواني و اجتماعي از شرايط معيني برخوردار باشد(بوم و همكاران ، 2001).در گذشته درموردجنبه هاي مختلف شادکامي پژوهشهاي زيادي انجام شده است.،شادکامي سه جز، اساسي داردشامل هيجان مثبت ،رضايت از زندگي و نداشتن هيجانات منفي مانند افسردگي و اضطراب (آرگيل و مارتين لو3 ،1995).هر چقدر شادكامي در زندگي زوجين بيشتر باشد به همان اندازه نيز ميزان رضايت اززندگي بيشتر است.اين ممكن است به دليل اين باشد كه با افزايش شادكامي و صميميت در زندگي، خلق افراد بالا رفته و ديدگاه هاي آنها در مورد مسائل زندگي جنبه ي مثبت تري به خود مي گيرد.همچنين در خلق بالا رفتارهاي مثبت و منطقي بيشتراست و واكنش هاي مثبت ديگران را نيز به همراه دارد و اين مي تواند باعث رضايتمندي زناشويي گردد(والانينگام4، جانسون5 و آماتو6، 2001 ).
صميمت يكي ديگر از متغيرهاي مهمي است كه در اين پژوهش به آن پرداخته مي شود. صميميت يک نزديکي،تشابه و روابط عاشقانه يا هيجاني با شخص ديگر است که مستلزم شناخت و درک عميق از فرد ديگر و همينطور بيان افکار و احساساتي است که نشانه تشابه با يکديگر است.صميميت يک فرايند تعاملي است.محور اين فرايند شناخت ،درک،پذيرش ،همدلي با احساسات فرد ديگر،قدرداني يا پذيرش ديدگاه منحصر بفرد فرد ديگر از دنياست.صميميت يک نياز اساسي و واقعي انسان است،وتنها يک تمايل يا آرزو نيست(باگاروزي،2001).صميميت به صورت الگوي رفتاري بسيار مهمي مفهوم سازي شده است و داراي جنبه هاي عاطفي – هيجاني و اجتماعي نيرومندي است که بر پايه (تجربه ي مثبت همسويي و برابري).رضايت خاطر (تجربه مثبت مشارکت)،و عشق شکل مي گيرد (اسپچر ،ونزل و هاروي7 ،2007).
رويا مشاک (1386)نشان داد که بين صميميت با رضايت زناشويي در دانشجويان زن و مرد رابطه معني داري وجود دارد (مقدار ضريب همبستگي بين صميمت و رضايت زناشويي در کل دانشجويان 67/0 با سطح معني داري0001/0 )و مولف صميمت پيش بيني کننده مناسبي براي رضايت زناشويي مي باشد.
دراين پژوهش ميانگين صميمت در کل دانشجويان 88/119 با انحراف معيار 34/19 که اين مقدار در دانشجويان مرد 72/117 و براي دانشجوان زن 80/118 بدست آمد. ميانگين رضايت زناشويي در کل دانشجويان 11/108 باانحراف معيار 66/25 که اين مقدار براي دانشجويان مرد 47/107 و در دانشجويان زن 75/108بدست آمده است. رضايت از زندگي زناشويي عبارت است از وجود يک رابطه دوستانه همراه با حس تفاهم و درک يکديگر، وجود يک تعادل منطقي بين نيازهاي مادي و معنوي زوجين . رضايت زناشويي در خانواده مهمترين رکن سلامت رواني افراد خانواده است. (کجباف ؛ 1383). رضايت زناشويي نشانگر استحکام و کارايي نظام خانواده است. خانواده و جامعه سالم از پيوند هاي آگاهانه و ارتباط سالم و بالنده زوجين شکل مي گيرد.چنانچه پايه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات منفي آن نه تنها براي خانواده بلکه براي کل جامعه خواهد بود. (ابراهيمي؛1387).
رضايت زناشويي را از احساساست مرتبط با خشنودي ،رضايت و لذت تجربه شده توسط زن يا شوهر ناشي مي داند .دونلان و همکاران (2004) ، با اشاره به تحقيقات متعدد انجام شده بر اين نکته اشاره مي کنند که رضايت زناشويي بيش از همه از ويژگي هاي شخصيتي زوجين متاثر است (به نقل از عباسي ،1388) شخصيت،بيانگرآن دسته ازويژگي هاي فرديا افراد است که شامل الگوهاي ثابت فکري ،عاطفي ورفتاري آنهاست(پروين،ترجمه جوادي و کديور،1386 ).مسلماًاين ويژگيهاي شخصيتي درتمام زمينه هاي زندگي و روابط اجتماعي انسان جلوه گر مي شود و در مساله پر اهميتي چون ازدواج ، سازگاري زن و شوهر و رضايت زناشويي آنهارا تحت تاثير قرارمي دهد(دانش ،1384 ).معمولا رفتارهاي فردي موجب شکل گيري قواعد مراودات در بين زوجين مي شود بنابراين پذيرش سليقه ها و رفتار همسر و يا به عبارتي ديگر ، بروز رفتارهاي مقبول از سوي همسر مي تواند روابط دوتايي را شکل دهد و زمينه را براي برقراري تفاهم در بين زوجين ايجاد کند و در واقع مي توان گفت رضايت زناشويي يک ارزيابي کلي از وضع فعلي ارتباط ارائه مي دهد (احمدي، 1382).
زنجيره هاي تعاملي بين همسران بهترين پيش بيني كننده رضايت تجربه شده توسط زوج از ازدواجشان است . در طي تحقيقي نشان داده شده كه نزديكي عاطفي ، كلامي و جسماني مي تواند تا حد زيادي شاخص رضامندي بوده و همچنين رفتارهاي تعيين كننده بالقوه براي طلاق را پيش بيني كنند (تولسلدت و استاكس،1983).لذا با توجه به پژوهش هاي انجام گرفته دراين پژوهش با هدف تعيين ميزان صميميت ،شادکامي و رضايت زناشويي در بين زوجين دانشجو به اين مسئله پرداخته شده است که آيا رابطه اي معني داري بين صميميت و شادکامي با رضايت زناشويي وجود دارد؟
1-3 اهميّت و ضرورت تحقيق
رضامندي زناشويي عاملي مهم در حفظ و پايداري خانواده به شمار مي رود. با نگرش بيش تر به ريشه هاي نارضايي زناشويي در زن و شوهر مي توان از طلاق در سالهاي آينده پيش گيري كرد.رضايت زناشويي نشانگر استحكام و كارايي نظام خانوادگي است. خانواده و جامعه سالم از پيوندهاي آگاهانه و ارتباطات سالم، و بالنده زوجين شكل مي گيرد. چنانچه پايه خانواده از استحكام لازم برخوردار نباشد تبعات منفي آن نه تنها براي خانواده بلكه براي كل جامعه خواهد بود.ارتباط با همسر جنبه مركزي زندگي عاطفي و اجتماعي يك شخص است. و نارضايتي زناشويي مي تواند به توانايي زن و شوهر براي برقراري روابط رضايت مندانه با بچه ها و ساير اشخاص خارج از خانواده آسيب برساند (وينچ، 1974) .
بررسي عوامل مؤثر در رضايت زناشويي دانشجويان از اين جهت حائز اهميت است كه دانشجويان نقش مهمي در آينده کشور دارند و وجود مشکل در زندگي اين قشر از جامعه مي تواند تاثير مهمي در کل جامعه داشته باشد .بر اساس يافته هاي به دست آمده از پژوهش مي توان با برگزاري كارگاه هاي آموزشي براي زوج ها، ضمن روشن ساختن نقش صميميت و شادکامي در روابط زناشويي، جهت رفع مشكلات ناشي از صميميت در روابط زوج ها اقدام نمود و با تمركز بر اَبعادصميميت در روابط زوج هاي دانشجو ، ضمن تقويت ابعاد صميميت و شادکامي در آنها كه منجر به رضايت زناشويي و كيفيت زندگي بهتر مي گردد، از بسياري از آسيب هاي روابط زناشويي مانند اختلافات زناشويي، خيانت، طلاق و … پيشگيري كرد و با استفاده از مفاهيم در جهت استحكام روابط زناشويي و همبستگي خانواده اقدام نمود.
1-4 اهداف
هدف کلي:
پيش بيني ميزان صميميت و شادکامي و رضايت از زندگي زناشويي در بين زوجين دانشجو.
اهداف فرعي:
1- پيش بيني ميزان شادکامي ورضايت از زندگي زناشويي در بين زوجين دانشجو .
2- پيش بيني افزايش صميميت و رضايت از زندگي زناشويي در بين زوجين دانشجو .
3-تعيين ضريب همبستگي ميان شادکامي و رضايت از زندگي زناشويي
4-تعيين ضريب همبستگي ميان افزايش صميميت و رضايت از زندگي زناشويي

1-5 بيان فرضيه ها
1-بين شادکامي .صميميت و رضايت از زندگي زناشويي زوجين دانشجو رابطه وجود دارد.
2-بين شادکامي و رضايت از زندگي زناشويي زوجين دانشجو رابطه وجود دارد.
3- بين صميميت ورضايت از زندگي زناشويي زوجين دانشجو رابطه وجود دارد.
1-6تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
1-6-1-تعريف مفهومي صميميت
صميميت شامل فرآيندي است که درآن افراد تلاش مي کنند به يکديگر نزديک شوند و شباهتها و تفاوتهايشان در احساسات ،افکار و رفتار ها را کشف کنند. اسکنارچ8 (1991)صميميت را فرآيند در تماس بودن،درک خود و افشاي خود در حضور همسر مفهوم سازي مي کند .
1-6-2 تعاريف عملياتي صميميت
در اين پژوهش، منظور از صميمت نمره اي است که زوجين در پرسشنامه مقياس صميميت(الكسيس جي واكر و ليندا تامپسون) فرم 17 سئوالي کسب مي کنند.
1-6-3تعريف مفهومي شادکامي
شادكامي كه هدف مشترك انسان‌هاست و همه درتلاش براي رسيدن به آن‌اند. ارزشيابي افراد از خود و زندگي‌شان است(باس9 ،2000).
1-6-4تعريف عملياتي شادکامي
شادکامي در اين پژوهش عبارت است از نمره اي که پاسخگويان از پرسشنامه شادکامي آکسفورد که توسط مايکل آرگايل تدوين شده است کسب کرده اند.
1-6-5 تعريف مفهومي رضايت زناشويي
رضايت زناشويي عبارت است از وجود يک رابطه دوستانه همراه با حس تفاهم و درک يکديگر، وجود يک تعادل منطقي بين نيازهاي مادي و معنوي زوجين . رضايت زناشويي در خانواده مهمترين رکن سلامت رواني افراد خانواده است (کجباف ؛ 1383).
1-6-6 تعريف عملياتي رضايت زناشويي
رضايت زناشويي در اين پژوهش عبارت است از نمره اي که پاسخگويان از پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ بدست آورده اند.
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق و پيشينه تحقيق
2-1 پيشينه نظري
2-1-1 بخش اول:شادکامي
2-1-1-1کليّات، تاريخچه و تعاريف شادکامي
شادي نه تنها به سطح بالايي از عاطفه يا هيجان مثبت بستگي دارد بلکه به سنجش عميق تر رضايت کلي از زندگي نيز وابسته است. هيجانات بسيار مثبت ممکن است کوتاه مدت باشند، اما رضايت مي تواند دراز مدت باشد ؛ بنابراين مي تواند هدفي واقع بينانه تر براي وجود انسان باشد ( آيزنک،1990 (.شادکامي (شادماني ) احساسي است که همه خواهان آن هستند اما تعداد کمي از ما به آن دست مي يابيم. نشانه مشخص چنين احساسي، قدرداني ، احساس دروني، احساس رضايت و علاقه به خود و ديگران است. عادي ترين حالت ذهني همه، حالت خشنودي و شادي است. شادکامي، قضاوت فرد از درجه يا ميزان مطلوب بودن کيفيت کل زندگي مي باشد(وينهاون ،1988) .
شادي حالتي پايدار است که فرد ميان اميال ارضا شده و کل اميال خود مطلوب ترين نسبت را مي يابد، به شرط آنکه اميال ارضا شده به طور غير منتظره اتقاق افتاده باشند، يعني ما از مصاحبت با فردي که انتظار ديدن وي را نداشته ايم شادي مي شويم(آيزنک 1990 ).بين احساس خوشي و شادکامي تمايز قائل مي شود . به رغم وي احساس خوشي يکي از رايج ترين شيوه هايي است که افراد با آن شادماني خود را تعريف مي کنند، در تعريف احساس خوشي آرجيل معتقد است، افراد داراي خلقهاي منفي بسيارند مانند؛ خشم، اضطراب، افسردگي و … ) ولي واقعاً يک خلق مثبت دارند که تحت عنوان احساس خوشي توصيف مي شود، در واقع مي توان گفت شادماني داراي 3 جز است، يک جزآن احساس خوشي است و دو جزء ديگر آن رضايت از زندگي و عدم وجود عاطفه منفي است. خوشي بعد عاطفي شادماني است و رضايت بعد شناختي آن است (آرجيل ،2001)
برادبورن 10، (1969 ) معتقد است ، شادماني عبارت است از ميزان عاطفه مثبت منهاي ميزان عاطفه منفي . عاطفه منفي برادبورن همان است که توسط مقياس روان رنجورگرايي آيزنک وآزمون افسردگي بک اندازه گيري مي شود. در عين حال هدي11 و ويرينگ 12( 1992 ) دريافتند همبستگي بين اضطراب و افسردگي ( دو عاطفه منفي مسلط ) فقط 5% است، آنچنان که مي توان گفت که اين احساس تقريباً مستقل اند. با توجه به يافته هاي فوق الذکر تقسيم عاطفه منفي به دو احساس اضطراب و افسردگي مي توان چهار مؤلفه براي شادي در نظر گرفت. اين 4 مؤلفه عبارتند از : عاطفه مثبت، رضايت از زندگي، اضطراب و افسردگي ( آرجيل ، 2001 ).
آرجيل و مارتين لو (1995) دريافتند که داشتن روابط مثبت با ديگران، هدفمند بودن زندگي، رشد شخصيتي، دوست داشتن ديگران و زندگي از اجزاي شادکامي هستند.شوارتز و استراک معتقدند که افراد شادکام کساني هستند که در پردازش اطلاعات براي خوشبيني و خوشحالي سوگيري دارند يعني اطلاعات ر ا به گونه اي پردازش و تفسير مي کنند که به خوشحالي آنها منجر مي شود(علي پور وهمکاران ،1387).
2-1-1-2 جايگاه شادکامي در چهارچوب هيجانها
سالهاست که در طبقه بندي حالت هاي رواني، شادي و نشاط را در مقوله ي هيجان ها قرار داده اند. اگر چه طبقه بندي حالات احساسي که در مقوله ي اخير قرار مي گيرند به علت کثرت تعداد هيجان ها، آسان نيست اما کوشش هاي متعددي در راه نظم دهي و مجزا سازي آنها به عمل آمده است. و شايد اشاره به طبقه بندي اي ،که هيجان ها را به چهار بعد اصلي تقسيم مي کند ، بتواندجايگاه شادي و نشاط را در چهار چوب هيجان ها مشخص کند دراين طبقه بندي ، هيجان ها بر اساس ابعاد زير از يکديگر متمايز شده اند :مثبت و منفي نخستين يا مختلط قرارگرفتن در قطبهاي متضاد سطوح مختلف شدت.
با توجه به اين ابعاد مي توان شادي و نشاط را به عنوان يک هيجان مثبت در نظر گرفت که امکان ترکيب و تأليف آن با هيجان هاي ديگر نيز وجود دارد. اين حالت در قطب متضاد با خشم، احساس گناه و افسردگي قرار مي گيرد و ميزان شدت آنها نيز تغيير پذير است. بدين ترتيب مشاهده مي شود که بيان دقيق مسأله و هدفهاي موضوع مورد نظرما ، نيازمند تصريح بيشتر مقوله ي هيجانهاست. ارائه تعريف دقيقي از هيجان بسيار مشکل است چرا که افراد فرهنگ ها و مناطق مختلف ، داراي دريافت هاي متفاوتي از اين مفهوم مي باشد و مع هذا درباره ي ويژگي هاي خاصي از آن توافق نظر ديده مي شود و اغلب مؤلفان بر اين باورند که حالت هاي هيجاني بر اساس احساسات مثبت يا منفي کوتاه مدت نسبت به يک موضوع معين ( واقعي يا خيالي ) بر انگيخته مي شوند. به بياني ديگر ، مي توان هيجان ها را از سويي به منزله ي واکنش هاي وحدت يافته نسبت به رويداد هاي معنا دار شخصي دانست که واکنش هاي فيزيولوژيکي ، رفتاري، شناختي و همچنين احساس هاي فاعلي لذت و عدم لذت را در بر مي گيرند و از سوي ديگر، آنها را به عنوان واکنش هاي عاطفي شديدي تلقي کرد که تابع مراکز ديانسفاليک اند معمولاً شامل تظاهرات نباتي مي شوند و جلوه هاي آنها در شادي ، اندوه ، ترس ، خشم تنفرو غيره قابل مشاهده است( منصور ، دادستان 1380 ).
پيوند هيجان ها و از آن ميان شادي و نشاط با شناخت و رفتار به خوبي آشکار مي گردد و تعامل چنين عواملي است که بررسي هيجان هاي منفي و مثبت را از اهميت خاصي برخوردار مي سازد . چرا که هيجان هاي منفي به کاهش سطوح حرمت خود و کيفيت روابط با ديگران منجر مي شوند در حالي که هيجان هاي مثبت ، حرمت خود را افزايش مي دهند و به گسترش روابط با ديگران مي انجامند . در چهار چوب هيجان هاي مثبت، نشاط و شادي هيجاني است که همه در جستجوي آن هستند و شدت آن نيز مانند هر هيجان ديگري متغير است .اما بايد براين نکته تأکيد کرد که نشاط در واقع از جلوه هاي ظاهري مفهوم عميق خوشبختي است . نشاط و خوشبختي در زبان عاميانه به احساسي تغيير پذير وهمجنين به احساس پايدار رضايت کلي از زنذگي نسبت داده مي شود. از ديدگاه علمي تر خوشبختي بر اساس سطح ارزشيابي کلي مثبت هر فرد از کيفيت مجموعه ي زندگي فعلي وي تعريف مي شود ( سانتروک ، 1991 ).
2-1-1-3 شاخص هاي شادکامي
حالت چهره – قيافه : جايگاه اصلي هيجانات ، چهره است ، چهره مي تواند شماري از هيجانات از جمله شادي را نشان دهد ( آرگايل، 2001 ). شايد مشخص ترين حالت چهره که نشان دهنده شادکامي است را بتوان در حرکت لب ها و خصوصاً در ميزان خنده افراد ديد. ولي آنچه اهميت دارد توجه به همه ي جسم است.
– بيان احساسات شاد توسط خود فرد : توجه به مطالبي که فرد در مورد احساسات خودبيان مي کند نيز مي تواند شاخصي از شادکامي فرد باشد.
– توجه به محتوي گفتار فرد : وقتي فردي محتوي کلامش خوش بينانه تر است مي توان گفت احساس دروني فرد نيز شادکام است وقتي محتوي کلام فرد بدبينانه است مي توان گفت شادکام نيست ( عابدي ، 1384 ).
2-1-1-3 ديدگاه شناختي و شادکامي
موضوع تعيين کننده هاي شادکامي و چگونگي ادراک و شناخت آنها از مدتها قبل مورد بحث بوده است و دامنه آن ، ديدگاههاي ديني و فلسفي را نيز در بر دارد . اين ديدگاهها در مورد سودمندي تفکرات و شناختهايي تأکيد دارند که باعث هدايت هيجانها و خلاقيات فرد مي گردد براي مثال در بعضي از اديان براي مقابله با هيجانهاي ناخوشايند ، گسلش رواني از دينت توصيه مي گردد. ( واينر13 ، 1985 ). يکي از نظريه هاي خوشبختي ذهني و شادکامي نظريه ( اسناد14 ) مي باشد، که در مورد افسردگي به خوبي شناخته شده است .دراين نظريه اعتماد برآن است که افراد افسرده وقايع منفي را علل پا بر جا و کلي مي دانند که پيوسته براي آنان اتفاق مي افتد.
از نظر بک ( 1967 ) به نقل از واينر (1985) افراد افسرده به روشهاي خودبه ويرانگري در جهان مي انديشند.داينر اسنادهاي مربوط به موفقيت و شکست را توصيف کرده است . به اعتقاد وي رويدادهاي ذهني، نقش واسطه را بين متغيرهاي مربوط به تکاليف و رفتار بعدي دارند و افراد نتايج رفتاري خود را به عواملي دروني ( شخصي ) و بيروني ( موقعيتي ) ، پايدار و ناپايدار و کنترل ناپذير اسناد مي دهند.
اين ويژگي ها انتظارت متفاوتي در آينده براي آنان ايجاد مي کند و منجر به واکنشهاي عاطفي مثبت يا منفي مي گردد. وقتي که موفقيت يا شکست به عوامل دروني نسبت داده مي شود غرور – شادي يا شرمساري – اندوه افزايش مي يابد. اگر موفقيت يا شکست به عوامل بيروني نسبت داده شود غرور – شادي يا شرمساري اندوه کاهش مي يابد. بنابراين موفقيتي که فرد آن را به سادگي تکليف يا خوش اقبالي ( عوامل بيروني ) نسبت مي دهد ، از جنبه تقويتي برخوردار نخواهد بود. يکي از پيامدهاي نسبت دادن هاي علّي در ارتباط با منابع کنترل دروني و بيروني ، ارتباط آن با يکي از عوامل شادکامي يعني عزت نفس است. اگر پيامدهاي مثبت رفتار به علل دروني مانند توانايي و تلاش نسبت داده شوند باعث افزايش عزت نفس خواهد بود. به طور خلاصه اسنادها هيجانهاي متفاوتي را ايجاد مي کنند . بر طبق نظريه واينر ، موفقيت و شکست باعث به وجود آمدن احساس شادي و غمگيني مي شود . اين هيجانها به اين علت اسنادي است که افراد متعاقبا در مورد شکست يا موفقيت به کار مي روند. واينر(1985) ، به نقل از تايلور و همکاران بايک نمودار با عنوان تحليل اسنادي نشان داده است که چگونه اسنادهاي متفاوت شادماني يا اندوهگيني ايجاد مي کنند.
2-1-1-3 نظريه هاي شادکامي
داينر وساه (2002) شادکامي را شامل سه جز مي دانستند که عبارتند از جز شناختي ؛ يعني نوعي تفکر و پردازش که منجر به خوشبختي فرد مي شود. جزء عاطفي و هيجاني؛ که همان خلق شاد و مثبت است و جز اجتماعي ؛ که بيانگر گسترش روابط اجتماعي با ديگران و به دنبال آن افزايش حمايت مي باشد.
در اين ارتباط داينر (2002 ) معتقد است که وقتي از مردم پرسيده مي شود ” فرد شادکام چه کسي است؟ ” در پاسخ ، به يک شبکه حمايتي از روابط درون فرهنگي اشاره مي کنند که به تفسير مثبت و خوش بينانه از رويدادهاي روزمره زندگي مي انجامد.
طبق نظر داينر ( 2002 ) شادکامي ارزشيابي هايي است که افراد از خود و زندگي خود به عمل مي آورند. اين ارزشيابي ها مي تواند جنبه ي شناختي داشته باشد، مانند قضاوت هايي که در مورد رضايت از زندگي صورت مي گيرد و يا جنبه ي عاطفي که شامل خلق هيجاناتي است که در واکنش رويدادهاي زندگي ظاهر مي شود. بنابراين شادکامي از 4 جز تشکيل يافته که عبارتند از رضايت از زندگي ، خلق و هيجانات مثبت و خوشايند، خوش بيني، عزت نفس ، احساس شکوفايي و نبود خلق و هيجانات منفي. در اين نظريه ويژگي افراد شادکام عبارت است از : داشتن دستگاه ايمني قوي تر و عمر طولاني تر، برخورداري از روابط اجتماعي بهتر، مقابله مؤثر با موقعيت هاي مشکل،خلاقيت ، موفقيت بيشتر و شانس زيادتر براي کمک به ديگران.لوکاس 15 وداينر ( 2002 ) با اشاره به بررسي ويلسون16 ( 1967 ) در مورد شادکامي معتقدند بسياري از نتيجه گيريهاي او از طريق مطالعات بعدي مورد تأثير قرار گرفته است. ويلسون با بررسي شواهد تجربي و هم بسته هاي شادکامي اين طور نتيجه گيري کرده بود که فرد شادکام فردي ست : زنده دل ، سالم و فرهيخته ، برون گرا ، خوش بين ، آزاد از نگراني ، مذهبي ، داراي عزت نفس بالا و برخوردار از اخلاق حرفه اي ، تمايلات فروتني و هوش (داينر، 2002 ).
بنابر نظريه آرگايل ( 2001 ) شادکامي از دو جزء اساسي عاطفي و شناختي تشکيل شده است. او بر اين باور است که اگر از مردم سؤال شود ” شادکامي چيست؟” دو نوع پاسخ را مطرح مي کنند:
الف : ممکن است حالات هيجاني مثبت مانند لذت بردن را عنوان کنند .
ب : به طور کلي آن را راضي بودن از زندگي يا رضايت از بيشتر جنبه هاي زندگي بدانند.
از نظر آرگايل شادکامي متضاد افسردگي نمي باشد، اما شرط عدم افسردگي را براي شاد کامي لازم مي داند
.نظريه تبيين هاي فيزيولوژيک
خلق مثبت از طريق انتقال دهنده هاي عصبي چون دوپامين و سروتونين ايجاد مي شود . اين انتقال دهنده ها را مي توان به وسيله دارو و نيز از طريق فعاليت مرتبط با هدف فعال ساخت. ورزش و تمرين به علت فعال سازي آندورفين باعث نشاط دوندگان مي شود. از طريق مصرف دارو نيز مي توان خلق مثبت ايجاد کرد. الکل اضطراب را کاهش مي دهد وباعث هيجان مثبت ، ايمني ، شادي ، اجتماعي بودن ، هيجان ، احساس آزادي مي شود ولي احساسات ايجاد شده توسط الکل موقت است و مضرات آن نيز زياد است. ماري جوانا هيجان و تحرک توليد مي کند. اين هيجانات مختلف را مي توان بدون دارو نيز ايجاد کرد و به همان اندازه دارو نيز مي توانند مؤثر باشند. احتمالاً به نظر مي رسد که هيجانات ايجاد شده به واسطه موفقيت يا موسيقي همان طور مغز را فعال مي سازد که مستقيماً توسط دارو تحريک مي شود(عابدي،1384).
نظريه روابط و فعاليت هاي اجتماعي
محققان دريافته اند که عشق منبع عظيمي از خوشي و مسرت است و ارتباطات اجتماعي و شادي را تحت تأثير قرار مي دهد. افراد برون گران شاد هستند و شادي آنها به اين علت است که مهارت اجتماعي زياد و فعاليت اجتماعي واقعي دارند. يعني از دلايل اصلي رضايت از اوقات فراغت و تفريح ، لذت بخشي روابط اجتماعي که آنها را در يک حالت خلقي خوب قرار مي دهد و در نتيجه به دنبال فعاليت اجتماعي بيشتر بر مي آيند. ارتباط نزديک ميان شاد کامي و معاشرت مي تواند ناشي از رضايت ارضاي نياز هاي اجتماعي، برآوردن نيازهاي مربوط به عزت نفس با يادآوري روابط نزديک در زمان کودکي باشد (ساپينگتون،1989 ،ترجمه حسيني شاهي برواتي ،1382).
نظريه مازلو : مازلو يکي از شيوه هايي که منجر به شادي عظيم در انسان مي شود تجربه کردن لحظات اوج است. مزلو تحقيق نظام داري را در زمينه آن دسته از تجاربي انجام داد که به واسطه ي شادي وافر متداعي با آنها، در حافظه مردم رسوخ کرده. براي خود مزلو گوش دادن به موسيقي کلاسيک مخصوصاً آثار باخ و بتهوون لحظات اوج را به وجود مي آورد. وقتي مزلو از 195 نفر خواست تا تجارب اوج خود را توصيف کنند متوجه شد تجارب اوج براي آنها تا حدودي اسرار آميز بوده است
دو مورد از رايجترين لحظات اوج تجارب ناشي از ارتباط ي جنسي و موسيقي مي باشد .ساير عوامل ذکر شده عبارت بودند از نيل به برتري و کمال واقعي. زنان نيز از داشتن تجارت اوج حين تولد فرزندشان خبر دادند. البته اين تجارب بيشتر براي بزرگسال ها مفهوم دارد و چون سن يکي از عوامل مهم در تجربه ي شادي است. بديهي ست که لذت در دوران کودکي به هيچ وجه تشابهي به لذت در درون نوجواني يا ميان سالي ندارد. يکي ديگر از عوامل قابل بررسي جنسيت است. شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد کودکان با جنسيت هاي متفاوت لذت مي برند (مازلو،ترجمه رضواني،1376).
2-1-2-4 عوامل تأثير گذار بر شادکامي
در بررسي ومطالعه ي حالات و پديده هاي مختلف ، بيان عوامل ايجاد کننده و تأثير گذار بر آنها، ضروري به نظر مي رسد. شادي انسان از عوامل متعدد تأثير مي پذيرد. شايد در نگاه اول بيشتر افراد، ثروت را به عنوان عامل اصلي شادي نام ببرند و گاهي نيز سلامتي، تحصيلات و ازدواج را به عنوان علل اصلي شادماني ذکر مي کنند.تحقيقات گسترده اي در خصوص ارتباط بين عوامل دموگرافيکي و محيطي با شادماني صورت پذيرفته است. سرآغاز اين تحقيقات و مطالعات را مي توان در مطالعه کاتريل17 ( 1965 ) بر روي 2387 نفر از 11 کشور مختلف، پژوهش برادبرن (1969 ) و پژوهش کميلي ،کارنورس و رابوز (1976 ) در ايالات با بيش از 63000 پاسخگو و مروري که ون هون و همکاران ( 1994 ) بر روي 603 مورد از چنين مطالعاتي در 69 کشور انجام دادند، رديابي نمود ( ادينگتون و شومن 2004 ، به نقل از فرزاد فر ، 1385 ).
* تفاوت هاي جنسيتي
مطالعات زيادي در مورد تفاوت هاي جنسيتي و شادي وجود دارد. داينر و همکاران (2002)دريافتند ميانگين شدت عواطف زنان نسبت به مردان در يک مقياس 1-6 نمره اي 34/4 در مقابل 88/3 مي باشد. اين ممکن است به اين خاطر باشد که زنان هم رو ابط اجتماعي بيشتري دارند و هم در روابط اجتماعي ، خود را بيشتر ابراز مي کنند.
ميزان نشاط زنان و مردان برابر است. اما هنگامي که افسردگي را در نظر مي گيريم موضوع تا حدودي پيچيده مي شود. به اين نحو که با وجود شادي يکسان زنان و مردان افسردگي در زنان بيشتر از مردان است. تبيين داينرر و همکارانش در اين مورد اين است که زنان هم عاطفه ي منفي و هم عاطفه ي مثبت بيشتري را تجربه مي کنند. بنابراين برآيند اين دو عاطفه ، شادي زنان و مردان را يکسان مي سازد ( داينر و همکاران ، 2002 ).
منابع شادي براي دو جنس متفاوت است. مردها بيشتر به وسيله ي خودشان ، شغلشان و رضايت اقتصادي تحت تأثير قرار مي گيرند، زنان بيشتر به وسيله فرزندانشان و سلامتي خانواده شان تحت تأثير قرار مي گيرند. زنان ميزان عواطف منفي و افسردگي بيشتري را در مقايسه با مرادن گزارش مي کنند و بيش از مردان به دنبال اين اختلافات بر مي آيند . ولي با اين حال مردان و زنان ميزان مشابهي از رضايت کلي را گزارش مي کنند. علت آن احتمالاً اين است که زنان پذيرش بهتري نسبت به عواطف منفي خود دارند. در حالي که مردان داشتن چنين عواملي را انکار مي کنند ( ادينگتون و شومن ، 2004، به نقل از فرزاد فر،1385 ).
* درآمد
اکثر افراد بر اين عقيده اند که افراد با درآمد بالا بيش از افراد با درآمد پايين شاد هستند، اما ارتباط به آن اندازه که تصور مي شود آشکار و صريح نيست ( آيزنک ،1990،ترجمه فيروز بخت و بيگي ، 1375 ).
در مجموع، يک هم بستگي معنا دار اما



قیمت: تومان


پاسخ دهید