دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
پايان‌نامه جهت اخذ درجه‌كارشناسي ارشد
رشته فقه و مباني حقوق اسلامي
موضوع تحقيق
رويكرد فقها به موسيقي و احكام آن در فقه اماميه

استاد راهنما:
جناب آقاي دكتر محمدجواد باقي زاده
استاد مشاور:
جناب آقاي دكتر مهدي ذوالفقاري
دانشجو:
آمنه مليجي

سال تحصيلي 1393
سپاسگزاري
سپاس خداي سبحان را كه توفيق تحصيل علم را به ما آموخت
و تشكر سپاس از همه استادان گران قدر به خصوص جناب آقاي دكتر محمدجواد باقي‌زاده استاد راهنما و جناب آقاي دكتر مهدي ذوالفقاري استاد مشاور كه در محضرشان حاضر شديم و كسب علم نموديم اميدواريم كه خداوند توفيقات روزافزون به آنها عنايت فرمايد.
تقديم به
همسر گرامي‌ام كه مشوق من بودو با دستان مباركش برايم ثبت نام نمود و هميشه يادآور مي‌شد”كه انسان بايد استاد ببيند” و مشكلات دوري راه را با حضور صبورانه‌اش برايم آسان كرد، مرحبا برآن همت بلندش خداي‌اش نگه دار باد
و تقديم به
فرزندان عزيزم و عمه‌ي مهربان آنها كه دوري راه و خطرات جاده آنها را نگران مي‌كرد و همواره دغدغه داشتند كه به سلامت برسم خداوند آنها را در پناهش حفظ نمايد

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده 1
مقدمه 2
بيان مساله 4
پيشينه مطالعاتي تحقيق 5
سوالات تحقيق 7
فرضيه تحقيق 7
هدف تحقيق 7
روش تحقيق 7
فصل اول:كليات
مبحث اول: شناخت موسيقي و تاريخ پيدايش آن
گفتار اول: تعريف موسيقي از نظر لغوي و اصطلاحي 10
موسيقي چيست؟ و تعريف آن از نظر موسيقي دانان به معناي عام10
گفتار دوم: پيدايش موسيقي 14
گفتار سوم: پيشينه تاريخي موسيقي در اقوام و ملل گوناگون (ايران ، اعراب، يونان)18
مبحث دوم: شناخت واژگان مرتبط
گفتار اول: غنا 26
غنا جز كدامين مقوله است كلام است يا صوت؟ 27
گفتار دوم: غنا از منظر فقهاي شيعه30
گفتار سوم: طرب و مطرب 32
گفتار چهارم: لهو و لعب35
گفتار پنجم: لغو 36
گفتا ششم: سماع 37
گفتار هفتم: ترجيع 38
گفتار هشتم: حداء 39
گفتار نهم: قول زور 39
فصل دوم: نظريه حرمت موسيقي و غنا و بررسي دلايل آن
مبحث اول: دلايل حرمت غناء و موسيقي
گفتار اول: شناخت غناء از راه عرف43
گفتار دوم: فرق بين غناء و موسيقي 44
گفتار سوم: آيات شريفه قرآن 45
روايات معصومين(ع)49
“قول زور” و “لهو الحديث” به عنوان مصاديق غناء 51
باطل بودن غناء از نظر عرف 51
اجماع52
گفتار چهارم: دلايل حرمت لهو و لعب 54
آيات شريفه قرآن 54
روايات معصومين(ع)56
تلازم 57
گفتار پنجم: دلايل حرمت لغو از روايات معصومين(ع) 58
گفتار ششم: دلايل حرمت باطل از روايت معصومين(ع)59
گفتار هفتم: دلايل حرمت آلات موسيقي60
روايات مناهي از آلات موسيقي60
رواياتي كه از عذاب شخص نوازنده دلالت دارند 61
اجماع62
فصل سوم: بررسي نظريه حليت موسيقي و فروعات و احكام آن
مبحث اول: دلايل حليت موسيقي
گفتار اول: اقوال فقهاي پيشين و فقهاي معاصر در حليت موسيقي67
گفتار دوم: دلايل و مستندات حليت موسيقي 73
انصراف73
رواياتي كه مويد صوت زيباست74
جواز غناء در اعياد و ايام فرح 76
جواز غناء در عروسي‌ها 76
صوت زيبا در قرائت قرآن 77
رواياتي كه دلالت بر جواز “حداء” دارند78
رواياتي كه دلالت بر جواز “نوحه گري” دارند79
مبحث دوم: مستثنيات غناء
گفتار اول: غناء در مرثيه خوانيها 82
گفتاردوم: غناء در قرائت قرآن 82
گفتار سوم: غناء در عيد فطر و عيد قربان به هنگام شادي84
گفتار چهارم: حداء84
گفتار پنجم: غناء در عروسي‌ها هلهله و هوراء 85
مبحث سوم: احكام و فروعات
گفتار اول: طرح چند سوال فقهي 89
1-آيا آلات موسيقي بطور كلي حرام مي‌باشد؟89
2- آيا تغييرات فيزيكي و هندسي در آلات موسيقي مانع از حكم حرمت مي‌شود89
3- آيا استفاده از آلات موسيقي در تمامي زمينه‌ها ممنوع است؟ 90
4- گوش فرا دادن به موسيقي سازي لهوي چه حكمي دارد؟ 91
5-حكم موسيقي مشكوك چيست؟ 91
6- ملاك تميز موسيقي حلال از حرام چيست؟92
7- ارائه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست؟ 92
8- تشخيص مطرب بودن صدا 92
گفتار دوم: موسيقي و غناء از نظر مراجع تقليد و پاسخ آيات عظام 93
گفتار سوم: برگزيده استفتائات حضرت امام خميني درباره موسيقي 94
نتيجه گيري 96
پيشنهادات98
منابع و ماخذ 99
چكيده
بي‌شك يكي از مباحث مهم و ضروري و مبتلا به فقهي و قابل تامل در اين مجال كه موضوع اختلافي بين فقها است مسئله موسيقي و احكام وارده برانواع نغمه‌ها و سبكهاي مختلف اين فن مي‌باشد كه همواره از دير باز مورد توجه فقهاي بزرگ قرار گرفته و تا به الان كه قرن‌ها از طرح اين مسئله در فقه شيعي مي‌گذرد حكمي روشن كه دال بر تعيين نوع موسيقي و موضوع آن باشد از سوي فقها ارائه نشده است.
از اين رو با توجه به تحولات سريع علوم و تكنولوژي و تغييرات زود هنگام سبك زندگي مردم، شكستن مرزهاي فرهنگي- تاثير متقابل رفتارهاي اجتماعي انسان‌ها و درگيري بررسي به كرسي نشاندن فرهنگ غالب و به خطر افتادن خرده فرهنگ‌ها و سنت‌هاي ديني و قومي استفاده سوء برخي از قدرت جهاني از مفاهيم ديني و حقير شمردن يا ايجاد وحشت و بدبيني در اديان به ويژه اسلام و با ايجاد شبيه خون فرهنگي و… مسلماً اين ضرورت به وجود مي‌آيد تا نسبت به روشنگري اذهان مردم به ويژه مسلمانان با توجه به داشته‌هاي خود اقداماتي صورت گيرد. مسلماً اين امر ميسر نخواهد بود مگر بازگشايي افق روشن از مباني فرهنگي و ديني و احكام نوراني اسلام لذا اين مجموعه تحقيقي تلاش نموده تا تفاوت ميان موسيقي و غناء را از منظر فقها شيعه بررسي نمايد و مرز موسيقي و صوت مجاز و غير مجاز از ديدگاه فقهاي اماميه را روشن سازد و نظر گاه فقيهان را درباره حرمت و حليت موسيقي و غنا و دلايل مستند آن را بيان نمايد.
و همچنين احكام مربوط به آن را براي رفع برخي از ابهامات مطرح كند.
كليدواژه: موسيقي، غنا، سماع، لهو و لعب، تطريب قول زور، ترجيح، لغو ، باطل
مقدمه
پيشينه مطالعاتي نشان مي‌دهد كه موسيقي از بدو تولد و پيدايش انسان، باوي همزاد بوده است. اگر موسيقي را به طور عام مجموعه صداها- نواها- بانك فرياد و سازها بپذيريم خواهيم ديد كه آن، جزء مخلوقات خداوندي است كه از طرف او در انسان و طبيعت براي برقراري ارتباط به وديعه گذاشته شده است در بررسي‌هاي انجام شده در مي‌يابيم چه در قرآن و چه منابع شينداري ديگر گوش”سمع”(شنيدن) از ساير حواس پنجگانه از جايگاه بالاتري برخوردار است به طوري كه در قرآن كريم به تكرار “السمع و البصر” “سميع و بصير” همواره سمع مقدم بر بصر است و اين اهميت شنيدن را بيشتر مي‌كند و گوش تنها مشتري همه اصوات است.”اِنّ الله سميعٌ بصير”
اين امر اثبات شده است در عالم حيوانات و پرندگاه صداها و غرش‌ها مفاهيم ارتباطي مختصي هستند اين موجودات با توجه به ويژگي‌هاي خود بدين وسيله جايگاه خود را به اثبات مي‌رسانند از جمله قناري و بلبل كه مظهر لطافت هستند با صداي زيباي خود حتي انسان‌ها را به وجد مي‌آورند. شير با غرش عظمت قدرت خود را مي‌فهماند و…
اي بسا انسانها نيز به دلايل ارتباط كلامي موثر مي‌توانستند در همنوعان خود نفوذ بيشتري پيدا كنند به عنوان مثال داود نبي(ع) از صوت خوش برخوردار بوده است. و چوپان‌ها با نواختن ني و ساز يك ارتباط روحي ماورايي داشتند.
خداوند متعال با فرارسيدن روز يوم الحساب با دو نفع صور(صداي مهيب) انسان‌ها را به بررسي اعمال دعوت مي‌كند.
در برخي از روايات آمده است كه حضرت آدم نبي(ع) بانواي خوش دربارگه حق به راز و نياز مي‌پرداخت و اما شيطان بدليل رانده شدن از بهشت ناله غمناك به آسمان بلند كرد. (الغنانوح ابليس علي الجنه) در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است در بهشت درختي است كه به امر خدا و با وزيدن باد، از آن درخت چنان صداي خوش سر داده مي‌شود كه هرگز كسي صداي به آن زيبايي نشنيده است. و اين صداي خوش به گوش كسي مي‌رسد كه دنيا، گوش خود را از شنيدن صداي غنا (شيطاني) دور نگه داشته باشد چنين شخص در بهشت از سماع آن (موسيقي روبخش) بهره مي‌برد.
اظهار نظر درباره موسيقي كاري دشوار است آنگونه كه اشاره شد بدليل گستره موسيقي و تعميم آن به همه اصوات و كلام انساني و صداي سازها….. با پذيرفتن اين عبارات كه …..
“آنگاه كه كلام پايان يافت موسيقي آغاز شد” و از طرفي ديگر”غنا نوحه سرايي ابليس است” كار قدري مشكل مي‌شود.
البته موسيقي از منظر حكماي گذشته و اسلامي داراي تعاريف و تعابير گوناگون است
بعنوان مثال فيثاغورث حكيم يوناني اعتقاد داشت كه هر چيزي در اين دنيا صورتي دارد از حقيقت خود در افلاك و تمام نغمات موسيقي هم در عالم افلاك و ارواح نمودار است. مي‌گويند او جان خود را تزكيه كرد و به عالم بالا عروج داد. نغمات افلاك و اصوات حركات كواكب را سماع كرد و پس علم الحان و موسيقي را بنيان نهاد.
افلاطون موسيقي را داراي سه ركن مي‌داند كه شامل لحن- ريتم و كلام و محتوا كه دوركن اول بايد در خدمت ركن سوم يعني كلام و محتواي باشد.1
ارسطو فيلسوف يوناني در مورد موسيقي چنين نظري دارد. از موسيقي مي‌توان در بسياري از شئون زندگي بهره گرفت و لذت برد اما لذت موسيقي نبايد هدف اصلي زندگي قرار گيرد.2
موسيقي به مكاتب فلسفي اسلامي بدلايل گوناگون راه يافت كه از جمله حكماي برجسته‌اي در عالم اسلام به موضوع موسيقي پرداختند كه از آن جمله مي‌توان به يعقوب الحاق كند(218 هـ ق)ابونصرفارابي (331 هـ ق) جماعت اخوان الصفا(350-440 هـ ق) ابوعلي سينا (428 هـ ق) خواجه نصيرالدين طوسي(672 هـ ق) قطب الدين شيرازي (710 هـ ق) و… نام برد.

بيان مساله
مفهوم موسيقي و غنا مانند هر مفهوم شرعي و اصطلاحي يك معناي لغوي دارد و يك معناي اصطلاحي كه گاه عين هم هستند وگامتفاوت، در كنار روايات و احاديث پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار مبني بر ترغيب و تحسين خواندن با صداي خوش و زيبا وارد شده است. احاديث بسياري در مزمت آن نقل گرديده است اما در عصر كنوني كه عصر ارتباطات نيز هست. براي برقراري هر چه بهتر ارتباطات و نفوذ كلام بيشتر در مخاطب از كلام زيبا به شيوه صوت آهنگين و موسيقي و رسانه‌ها بهره‌ گرفته مي‌شود.
امروز در رسانه‌هاي صوتي و تصويري از موسيقي چه به صورت آواز و كلام ريتميك و چه به صورت موزيك يا تلفيقي از اين دو استفاده مي‌شود.
از آنجائيكه بهره‌گيري از موسيقي و يا اصوات توسط آحاد مردم از كودكان تا افراد سالخورده و در هر موسيقي اجتناب ناپذير است. اكنون اين سوال پيش ميآيد كه حدود و ثغور استفاده از موسيقي كجاست. چه ابهاماتي در برداشت از موسيقي توسط افراد از منظر فقها وجود دارد.
نظر فقها درباره غنا و موسيقي چيست، احكام مربوط به موسيقي كدام است با توجه به پيچيدگي و تفسير متفاوت فقها از موسيقي و غنا بديهي است كه احكام متناقضي در اين باره وجود داشته باشد. لذا محقق قصد دارد سوالات و فرضيه‌هاي را به شرح ذيل مطرح و پاسخي را براي مخاطبان يافته و نسبت به رفع برخي از ابهامات اقدام نمايد.
1- رويكرد فقهاي اماميه درباره موسيقي و غنا چيست؟
2- موسيقي از منظر فقهاي اماميه(متقدمين و متاخرين) داراي حرمت ذاتي است؟
3- حليت موسيقي و غنا در چيست و دلايل آن از منظر كتاب، سنت عقل و اجماع كدام است؟
پيشينه مطالعاتي تحقيق
دامنه عمل گسترده موضوع تحقيق و مبتلا به روز دنيا فقهي تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است بنابراين محقق با كند و كاو بسيار در گردآوري مطالب قدري با دشواري همراه بوده است.
از آنجائيكه تفاسير گوناگون از آيات و روايات در خصوص موسيقي و غنا وجود دارد. و از طرفي اثر گذاري رواني موسيقي در فرد يا افراد امري اجتناب ناپذيري است بديهي است ورود به اين موضوع آنطور كه شايسته است كمتر اتفاق افتاده است.
اين موضوع تا به آنجا مبهم و پيچيده است كه بعضي براي موسيقي و غنا حرمت ذاتي قايل هستند و برخي ديگر بر حليت آن گواهي مي‌دهند. و برخي ديگر حكم به اجماع مي‌دهند و بعضي‌ها فرد مستمع را ملاك تشخيص و انتخاب نوع موسيقي قرار مي‌دهند به هر شكل نمي‌توان در سايه سار مباني فقهي موضوعي را ولو بسيار ريز و كوچك را ناديده گرفت.
با اين وجود تلاش شده است تا با بررسي و مطالعه آثار گذشته و تحقيقات انجام شده از بزرگاني كه با شهامت در اين مسير گام برداشته اند و فعاليتهايي كه پيرامون اين موضوع كرده‌اند معرفي مي‌شوند. از جمله اين گروه يا افراد مي‌توان به برخي از فقهاي اماميه اشاره نمود به شرح ذيل آمده است شرح لمعه شهيدثاني- مجمع البيان شيخ طوسي وسايل الشيعه حرعاملي مكاسب محرمه شيخ انصاري موسيقي كبير ابونصر فارابي، محقق ثاني در كتاب جامع‌المقاصد- شهيدثاني در الروضه حق‌اليقين علامه مجلسي، الاستبصار شيخ طوسي- كفايه الاحكام محقق سبزواري- مفتاح المكرمه سيدقاضي، مكاسب محرمه امام خميني- وافي ملاحسن كاشاني- مستندالشيعه محقق نراقي وسايل اخوان الصفا- اصول كافي كليني- رساله في‌الغنا ملامحمد رسول كاشاني رساله مقامات السالكين – النهايه ابن اثير و نام برده كه هر كدام بطور جداگانه به مبحث غنا و مسايل مربوط به آن را پرداخته‌اند.
آراء فقها درباب موسيقي و غنا در دسته بندي كلي به دو دسته متفاوت تقسيم مي‌شوند كه استنباط افراد عامه را با دشواري همراه مي‌سازد. كه بعضي‌ها حكم حليت موسيقي و ادله بر‌آن را دارند و بعضي ديگر حكم بر حرمت ذاتي غنا با دلايل مبتني بر برداشت از آيات و روايات مي‌كنند. بعضي ديگر از تحقيقات و مطالعات انجام شده را كه درباب موسيقي و غنا و مباني فقهي مربوط به موضوع صورت گرفت مي‌توان به شرح محرمه تاليف جواد فخار طوسي اشاره نمود كه در آن به مفهوم غنا پرداخته است و آن را به هفت گفتار تقسيم نموده و غنا و جايگاه آن و ادله اقوال از ديدگاه فقها آورده است. كه در سال 1385 منتشر شد.
مباني و فقهي و رواني موسيقي از ديدگاه شيخ انصاري كه توسط حسين ميرزاخاني كه در سال 1372 چاپ شده است و در آن پيرامون آواز لهوي- حرمت موسيقي و حليت موسيقي و ادله مربوط به آن از منظر فقهاي اماميه به چشم مي خورد.
همچنين موسيقي ديگر تلاقي انديشه‌ها و پنج رساله فقهي موسيقي كه توسط اكبر ايراني نوشته و در سال 1376 توسط حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به چاپ رسيده است و در آن به بعضي از مسائل فلسفي موسيقي و غنا نوشته شده است.
مجموعه پرسشها و پاسخهاي دانشجويي احكام موسيقي سيدمجتبي حسيني گردآوري شده است مقاله‌اي تحت عنوان نقش آهنگ و موسيقي در تلاوت قرآن كه توسط محمد هادي معرفت تاليف شده است.
مجموعه بيانات آيت اله خامنه‌اي در جلسه پرسش پاسخ با جوانان درباره موسيقي بهمن 1377 پژوهشي در مباني فقهي موسيقي كه توسط دكتر محمد تقي فخعلي كه در سال 1385 منتشر گرديده است ديدگاه فقهي امام خميني در رابطه با موسيقي كه توسط حجر اكبر زادگان تحت عنوان استنصاف امام خميني درباره موسيقي در روزنامه كيهان در تاريخ پانزدهم مرداد سال شصت و هشت به چاپ رسيده است مجموعه بيانات آيت اله سيدعلي خامنه‌اي كه در صدا و سيما در مرداد ماه هفتاد و پنج ايراد گرديد و ساير مقالات و نشريه مرتبط با موضوع كه دال بر اهميت موضوع دارد.
همچنين با رجوع به پايان نامه‌هاي آقاي محسن احمد زاده با عنوان موسيقي و غنا از ديدگاه فقهاي عامه و خاصه كه در سال 1377 دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان بابل به چاپ رسيد.
و نيز با استفاده از پايان نامه محمد شفيق تحت عنوان بررسي احكام فقهي انواع موسيقي در سال 1383 دانشگاه آزاد اسلامي بابل استفاده گرديد.
سوالات تحقيق
سوالات مورد تحقيق به قرار ذيل مي‌باشد
1- رويكرد فقهاي اماميه در مورد غنا و موسيقي چيست؟
2- آيا موسيقي از ديدگاه فقهاي اماميه(متقدمين و متاخرين) داراي حرمت ذاتي است؟ دلايل آن را از منظر كتاب ، سنت، عقل و اجماع كدام است؟
در ادامه محقق با طرح سوالات كليدي فوق اقدام به يافتن پاسخي مناسب با استفاده از منابع موجود برآمده و نتيجه اين تحقيق جهت استفاده مخاطبين تدوين خواهد شد.
فرضيه تحقيق
1- از ديدگاه فقهاي اماميه موسيقي و غنا متفاوت است
2- از نظر فقهاي اماميه (متقدمين و متاخرين) مصاديق غنا كاملا مشخص است و غنا داراي حرمت ذاتي است

هدف تحقيق
1- مصاديق غنا مشخص شود
2- تفاوت ميان موسيقي و غنا در چيست؟
3- روشن شدن حقيقت موسيقي در شرع مقدس
روش تحقيق
روش تحقيق اين پايان نامه به صورت نظري است كه با استفاده از روش كتابخانه اي انجام خواهد گرفت و محقق با بهره گيري از منابع مرجع، نشريات و تحقيقات انجام شده و استفاده از فضاي مجازي (اينترنت) اقدام به جمع‌آوري اطلاعات مي‌نمايد.
ابزار جمع‌آوري اطلاعات فيش برداري است كه با توجه به موضوع و عناوين مورد نظر تنظيم و سپس مطالب با دسته بندي مشخص تدوين مي‌گردد. و سرانجام اين اطلاعات توصيف و تحليل خواهد شد.
فصل اول:
كليات
مبحث اول: شناخت موسيقي و تاريخ پيدايش آن
گفتار اول: تعريف موسيقي از نظر لغوي و اصطلاحي
موسيقي چيست؟ و تعريف آن از نظر موسيقي دانان به معناي عام
گفتار دوم: پيدايش موسيقي
گفتار سوم: پيشينه تاريخي موسيقي در اقوام و ملل گوناگون (ايران، اعراب، يونان)
گفتار اول: تعريف موسيقي از نظر لغوي و اصطلاحي
لفظ موسيقي در مباني اسلامي و كلمات فقهاي پيشين وارد نشده است، لفظ “موسيقي” معرب از لفظ يوناني است. در فرهنگ فارس عميد آمده كه‌: موسيقي (م. س: ق) ماخوذ از يوناني فن آواز خواندن و نواختن ساز، آهنگي كه موجود حزن يا نشاط و محرك احساسات باشد، به عربي موسيقي “م . س: قا” تلفظ مي‌كنند.
و موسيقار(م س) موسيقال: ماخوذ از يوناني نوعي از ساز، سازدهني و موزيك موسيقي، فن موسيقي، نغمه سرايي، دسته نوازندگان نظامي، را مشكران3
ولي در بعضي احاديث اسلامي لفظ “معازف” وارد شده است كه مقصود از آن آلات و ابزار طرب است. موسيقي غنايي در بدو پيدايش به ابزار و آلات مقرون نبود، ولي چون پديد آورندگان ديدند كه آنها در پرداختن و جا انداختن آوازها و تاثير نيكوتر شدن نقش مهمي دارند، لذا كلام و ابزار را ضميمه نمودند. تاثير و دخالت ابزار و آلات به حدي است كه بدون اقتران به آنها غنا از فنون محسوب نمي‌گردد.
موسيقي يك هنر است و از وقتي كه انسان در جهان هستي پيدا شد هنر هم پا به عرصه وجود نهاد.
هيچگاه هنر از انسان و انسان از هنر جدا نبوده است . شايد نخستين باري كه انسان مي خواست روي حرفش تاكيد كند، صدايش را بالا برد و چون ديد بالا بردن صدا و اوج دادن به آن، تاثير بيشتري در شنونده دارد به اهميت آن پي برد، اينجا بود كه به هنر پناه برده‌اند. شعر سرودند، نقاشي مي‌كشيدند و خط مي‌نوشتند. پس موسيقي پيش از اسلام بوده است و در اين راستاي زمان توسط هنرمندان مطابق شرايط زمان كيفيتهاي گوناگوني پيدا كرده است.
موسيقي چيست؟ و تعريف آن از نظر موسيقي دانان به معناي عام
تا به حال تعريف‌هاي زيادي در مقام موسيقي شده است كه چيست يا چگونه است يا چرا آنقدر بر روح ما مسلط و داراي جذبه است جوابهاي مختلفي به اين سئوال داده شد، عده‌اي از منظر علم نگاهي به آن مي‌اندازند و سعي مي‌كنند بسيار دقيق و علمي پاسخي ارائه دهند. جوابي مثل موسيقي چيزي نيست به جز توالي يك سري امواج صوتي و اغلب مردم با آن جواب علمي در رابطه با موسيقي موافق نيستند اكثريت مي‌دانند كه دنياي موسيقي فقط محدود به دنياي انسان‌ها نيست.
بسياري از حيوانات مثل پرندگان در روابط خود براي برقراري ارتباط با يكديگر اصواتي موسيقيايي توليد مي كنند اما در دنياي انسانها موسيقي به اين منظور خاص توليد نمي‌شود اساساً چيزي است كه از درون انسان‌ها بر مي خيزد و چون چهره درون هر انساني با ديگري متفاوت است و از آنجايي كه فكر انسان بازتابي از درونش است پس هميشه جواب‌هاي موافق و مخالف و متفاوت درباره موسيقي وجود دارد. موسيقي جدا از زندگي و نيازهاي روزمره انسان نيست.
واقعيت اين است كه بگوييم چه چيزي موسيقي نيست همه موسيقي‌ها قدرت ايجاد تاثير و اعمال نفوذ براحساسات افراد را دارند هر چند به گونه‌اي متفاوت و اين خاصيت موسيقي است.
مي‌گويند، همه هنرها مي‌خواهند به موسيقي برسند موسيقي هنر بيان احساسات به وسيله صداهاست كه در قالب حنجره انسان يا آلتي خاص از انسان بروز و ظهور پيدا مي‌كند.
در اينجا نمونه‌هايي مختصر از تعاريف ارزشمند به لسان بزرگان را از موسيقي بيان مي‌كنيم.
الف) لاوينياك موسيقيدان فرانسوي معتقد است:
موسيقي براي موسيقيدان هنر براي شاعر زبان و براي دانشمند و رياضي دان علم است پس هر كس از ديدگاهي خاص به موسيقي نگاه مي‌كند حال آنكه منتقد و محقق بايد همه وجوه را در نظر بگيرد.4
ب) بتهون، موسيقيدان نامي و شهيراروپا چنين مي‌گويد
موسيقي مظهري است عالي تر از عمل و هر فلسفه‌اي، احساس و درك لذت از موسيقي بستگي تام با ميزان ادراك و استنباط شنونده دارد.5
ج) افلاطون: افلاطون فيلسوف و دانشمند بي‌بديل در اين خصوص تعريفي بيان داشته كه منصفانه بايد اذعان كرد كه از هر تعريفي عميق تر و لطيف تر است.
او معتقد است: موسيقي يك ناموس اخلاقي است كه روح به جهانيان و بال به تفكر و جهش به تصور و زيباش به غم و شادي و حيات به همه چيز مي‌بخشد، جوهر نظمي است كه خود برقرار مي‌كند و تعالي آن بسوي هر چيزي است كه نيك و درست و زيباست بنابراين با اينكه نامرئي است شكلي است خيره كننده، هوس انگيز و جاودان6
د) ارسطو: موسيقي را يكي از شعب رياضي دانسته و فيلسوفان اسلامي نيز اين قول را پذيرفته اند ولي از آنجا كه همه قواعد موسيقي مانند رياضي مسلم و غير قابل تغيير نيست بلكه ذوق و قريحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت دارد آنرا هنر نيز محسوب داشته‌اند.
ذ) شيخ محمدرضا آل الشيخ:
علامه در تفسير غناء و موسيقي كتاب مستقلي نوشته و مي‌گويد: غناء عبارت است از صوت انساني كه كار آن ايجاد طرب و رامشگري به تناسب آن براي مردم معمولي است و “طرب” حالت رخوتي است كه به انسان دست مي‌دهد و تقريباً عقل را كنار مي‌زند و همان كاري را مي‌كند كه نوشيدني‌هاي مست كننده روي مردم عادي انجام مي‌دهد آنگاه در توضيح موسيقي مي‌نوسيد هرگاه صدا بم و زير ، و كشش و بالا و پايين و اتصال و انفصالش متناسب باشد، غناء و موسيقي ناميده مي‌شود و براي اين تناسبها “عبدالرحمن بن خلدون” مي‌گويد:
انسان به مقتضاي فطرت شيفته ديدني يا شنيدني زيبا است زيبايي در شنيدن اين است كه آوازها متناسب باشد، نه متنافر، چرا كه آوازها داراي كيفيات گوناگون هستند مانند آهستگي، بلندي، نرمي، سختي، جنبش و فشار و جز اينها و هرگاه آوازها برحسب قواعد دانندگان اين فن در كيفيات گوناگون بروفق تناسب معين باشد، آن وقت سازگار و لذت بخش خواهد بود و اقسام آن فن موسيقي وضع شده كه آن يكي از اقسام علوم رياضي است.7
ر) فخر رازي راجع به علم موسيقي مي‌نويسد: سبب پيدايش آواز، امواج هوا است كه از برخورد دو جسم سخت، يا كنده شدن جسمي از جسم ديگر پديده مي‌آيد و آوازها گاه بلند و گاه آهسته گاه تيز و گاه نرم باشد و سبب اختلاف نغمه‌ها متناسب بود و اگر متناسب نباشد نغمه‌ها ناموزون است.8
ز) خواجه نصير طوسي در كتاب “معيار الاشعار” مي‌گويد:
“در علم ايقاع از صناعت موسيقي مقرر شده است كه حدوث اوزان از نواختنهاي متتابع باشد و از سكونات متناسب كه ميان نواختنها افتد9
در ميان آلات موسيقي، عود(چنگ) ميزان موسيقي است كه بوسيله آن موسيقي صحيح از غير صحيح شناخته مي‌شود.
و با سيمهاي چهارگانه آن و چگونه بستن و انگشتاني كه با آن زده مي‌شود مي‌توان اقسام موسيقي را شناخت، مانند منطق كه با آن قضاياي صحيح از ناصحيح شناخته مي‌شود.
و شايد بدين جهت، سازي را كه فارابي اختراع كرده است “قانون” مي‌نامند گفته مي‌شود كه فارابي ساز ديگري اختراع كرده بود كه از چند چوب و سيم تشكيل مي‌يافت و همين كه تركيبات آن را تغيير مي‌داد، صدايش عوض مي‌شد.
و نيز مي‌گويند فارابي بطور ناشناس در بزم سيف الدوله وارد شد و سازندگان و نوازندگان عيب جويي كرد سيف الدوله از وي پرسيد كه مگر از موسيقي اطلاع دارد؟ فارابي ساز مشهور خود را از انبان در آورد و آن را سوار كرد و قسمي مي‌نواخت كه همه به خنده در آمدند. سپس آن ساز را پياده كرد و طور ديگر سوار كرد و آنچنان نواخت كه همه گريستند آنگاه به شكل سوم آن را تركيب كرد و نواي تازه‌اي نواخت كه همه حتي دربان به خواب رفنند و فارابي مجلس را رها كرد و رفت.10
آنگاه امام خميني، ضمن تحسين از بيان و تحقيق علامه شيخ محمدرضا اصفهاني مناقشاتي بر تعريف وي وارد مي‌سازند و مي‌فرمايند:
بهتر است غناء را اين چنين تعريف كرد:
“غناء صوت انساني است كه داراي رقت (احتمالا منظور بحرخفيف) است كه در رقص بكار مي‌رود با دف- تنبور- و مزمار- ني لبك همراه است و مايه تحريك و هيجان و سبك روحي مي‌شود.11
و حسن ذاتي است ولافي الجمله، و ايچاد طرب (شادي) و راهشگري با تناسب و هماهنگي، براي مردم معمولي از آن برآيد.12
س) فخر رازي در كتاب”جامع العلوم” مي‌نويسد:
“هر آوازي مناسب حالتي مخصوص است”
1-آوازي كه مناسب شادي و طرب است. در اين نوع، آوازهاي كران به آوازهاي تيز تبديل شوند تا روح از نشيب غم به اوج طرب و سرور رسد.
2- آواز مناسب با غم و نوحه كه از آواز تيز به آواز كران رود تا روح از بلندي شادي به نشيب غم آيد.
3- آنچه لايق نيروي فكر و خشم باشد ثقيل و آنچه لايق تحريك نيروي شهوت باشد، سبك يابد13

گفتار دوم: پيدايش موسيقي
پيدايش موسيقي نزد انسان عزيزي و فطري است همچنانكه نهاد و شعرگوئي او نيز چنين است مي‌توان گفت اين پديده از بدو خلقت بشر در نهاد او بصورت بالقوه وجود داشته و در حوادث مختلف بصورت بالفعل نمايان شده لذا در ابتدا هرگز اكتسابي نبوده و نياز به تعلم نداشته مثلاً حنجره انسان سازي طبيعي است كه انسان اوليه از قابليت صدا دهي آن براي ابراز احساسات گوناگون خود و تقليد از صداهاي موجود در طبيعت پيرامون بهره جسته است پس كه از زمان‌هاي قديم براي انسان اهميتي خاص داشته است انسان اوليه تحت تاثير اصوات طبيعي از صداي پرندگان ريزش برگها و آب و رعد و برق طوفان و تلاطم امواج دريا و ترس از آنچه نمي‌شناخته دچار هراس يا نشاط مي‌شده و با خواندن آواز بصورت ايجاد اصواتي هر چند ساده و ابتدائي از حنجره‌اش اين احساس‌هاي مختلف و نيازمندي ها را بيان مي‌كرد.
در طي تكامل انسان و در ارتباط با پيدايش و پيشرفت زبان موسيقي آوازي نيز با كلام در آميخت و تغييراتي را پذيرا شد و اندك اندك فرم‌هاي مشخص و جدا از يكديگر يافت.
به عنوان مثال اگر انسانها قصد شكار داشتند آواز مخصوص شكارچيان و هنگام كارهاي بدني آوازهاي هماهنگ با حركت بدني و ريتم آن خصوصاً در كارهاي گروهي سر مي‌دادند و يا وقتي عازم جنگ مي‌شدند سرودها و آوازهاي جنگي مي‌خواندند و در مراسم مذهبي و يا در برابر نيروهاي ماوراء الطبيعه و جلوگيري از مصائب آوازهايي مي‌خواندند همين طور در مواقع پيروز بر دشمن برداشت محصول و سوگ عزيزان خود از كلمات و اصوات حنجري خود استفاده مي‌كردند.
لذا براثر رشد تدريجي و گذشت زمان به جز حنجره‌هاي خود قابليت صداسازي اشيائي كه او را احاطه كرده بود درك و كشف كرد و به تدريج به فكر ساختن آلات موسيقي ساده و ابتدايي افتاد پس از گذشت قرن‌ها انسانها آموختند كه با بهره جستن از كلمات و وقايع و حوادث را در قالب شعر و اصوات موزون ريخته و آنها را در دهان به دهان منتقل و حفظ كنند كه موسيقي و ترانه‌هاي “فولكلور”14 نمونه‌اي از اين احساس بشر بوده است.
بنا به نقل رسائل اخوان الصفا15 فن موسيقي و فنون ديگر را حكيمان الهي به حكمت و درايت خود پديد آوردند و سپس آن را به ديگران تعليم دادند و بعد هم براي جهانيان به ميراث گذاشتند.
گويند فيثاغورث فيلسوف و رياضيدان نامي، بر طبق مكاشفه‌اي به چگونگي موسيقي افلاك آسماني آشنا شد و بر طبق آن، موسيقي زميني را بوجود آورد.
انگيزه پديد آورندگان موسيقي اين بوده است كه: زماني كه حكماي الهي اين پديده را بوجود آوردند، مردم به ستاره شناسي گرايش داشتند و براين بينش و اعتقاد بودند كه ستارگان در حوادث جهان و خوبيها و بديها و سعادتها و شقاوتها دخالت دارند. از راه ستاره شناسي اين مسئله شايع شد كه هر سال وقايع بدي در انتظار آنهاست. به اين جهت از كارهاي روزمره دلسرد شدند و دست از كار كشيدند و زندگاني آنها رو به اختلال رفت. لذا براي سرگرم كردن و بر طرف كردن ياس و نااميدي از آنها حكماي الهي اين فن را بوجود آوردند تا با بكارگيري آن، مردم را سرگرم و از آنچه كه فكرشان را مشغول كرده بود، منصرف نمايند، ولي اين پديده در راستاي زمان دستخوش تحولات كمي و كيفي و فراز و نشيب بود و چون مردمان داراي اغراض گوناگون بودند، هر يك اين وسيله را در مورد غرض خاص خود به كار گرفتند و در نتيجه انواع گوناگون و مختلفي از موسيقي غنايي پديد آمد.
برخي آن را در فرح و شادي و برخي ديگر در غم و خون و اندوه بكار مي گرفتند و الهيون و دارندگان نواميس الهي قبل از اسلام آن را در بيوت عبادت و مراكز به كار گرفتند. سپس آنان در پديد آوردن اين فن و هنر جز صلاح و اصلاح مردم غرض ديگري نداشتند ولي اين وسيله در بستر زمان مورد سوء استفاده سلاطين و اشراف قرار گرفت و آن را در مسير فساد و افساد قرار داده و از سر تكامل خارج نمودند16
فيثاغورث حكيم مي‌نويسد: هنگام تاجگذاري داريوش سيصد و شصت زن آواز خوان به شمار روزهاي سال (بعنوان جمع همخوان) روانه مركز و همگي با آهنگ غنايي هم آواز شدند.17
همين شيوه در ايران باستان هنگام نشستها و جشن و سرور رايج بود. در زمان ساسانيان هر روز خوانندگان و نوازندگان دور معبد آتش جمع مي‌شدند و سرودهايي را كه از اوستا بر مي‌گزيدند با آهنگ و نغمه غنايي مي‌خواندند. اوج موسيقي غنايي در زمان خسرو پرويز بود و بنا به نقل مورخين زماني كه به شكار مي‌رفت دو هزار خواننده و نوازنده او راه همراهي مي‌كردند. شاهان ساساني گاه براي نواختن يك قطعه كوتاه پولهاي زيادي مي‌دادند.
با پديدار شدن اسلام و مخالفت آن با موسيقي غنايي متداول بين اهل گناه، كه وسيله فساد و انحراف جامعه بود، اين نوع موسيقي از گسترش و پيشرفت باز ايستاد و در قوس نزول قرار گرفت. فقط موسيقي غنايي پسنديده در اشعاري كه داراي مضمون پسنديده بود در مجالي عروسي و آواز شتربانان براي تنظيم سير شتران و رجز خوانيها و نوحه سراييها حفظ شد و قسم ناپسندان روبه ركود رفت.
كم‌كم موسيقي در مسير مطلوب و هدف اصلي و پسنديده خود قرار گرفت يعني جامع ارزشها و جنبه‌هاي مثبت و مانع از ضدارزشها و جنبه منفي گرديده با پديدار شدن شيوه نوين كه براساس غرض صحيح و متمايز از الحان اهل فسوق و شيوه‌هاي باطل انجام مي‌شد، مردم مسلمان از آن استقبال كردند و گرايش مردم بسوي موسيقي غنايي فاسد و سرودهاي مشتمل برالفاظ باطل آهنگهاي مهيج شهواني سد شد.
و باروي كارآمدن امويان دوباره جايگاه ناپسندي يافت. و يا آميخته شدن آن با امور حرام و معاصي، روح مردم ديندار را از آن متنفر كرد.
و همچنين ابن عباس به يزيد كه بيشتر اوقات را با زنان خواننده ورقاص مي‌گذراند پرخاش و مذمت و نگوهش كرد18زنان خواننده كه بيشتر از كنيزان بوده‌اند نشستهاي بزم و ميگساري امويان را رونق مي‌بخشيدند و هر روز در مكان ويژه به اجراي برنامه مي‌پرداختند ولي باروي كارآمدن عباسيان، موسيقي غنايي مبتذل بطور گسترده‌تري رواج پيدا كرد موسيقي‌دانان هر يك با لحنها (ملودي)و آهنگها(نت‌ها)و مقامات ايقاعي (ريتميك) گوناگوني به اجراي موسيقي مي‌پرداختند و با خوانندگي و رقص، مجالس آنها را گرم مي‌كردند19
شيوه ناپسند آنها در امر موسيقي غنايي تا پيش از پديد آمدن نظام اسلامي استمرار داشت. با پيدايش حكومت اسلامي اسلوب و روش ناپسند آن دوباره در قوس نزول قرار گرفت و در مدت بسيار كمي جايگاه شايسته خود را يافت و در مسير مطلوب و تكامل قرار گرفت و مفاهيم بلند ديني و مذهبي و اخلاقي، عرفاني و اجتماعي، تربيتي و فرهنگي را دارا شد نخستين كسي كه در مدينه منوره اشعار را با آهنگ غنايي و با وسيله موسيقي(طبل) خوانده شخصي بود به نام عيسي فرزند عبدالله داراي كينه ابوعبدالمنعم و لقب طويس او در فن موسيقي غنايي و دف زدن از مشهورترين افراد در آن عصر بود و علاوه براين در علم تاريخ و اسناب مردم كم نظير بود. او در سال 11 هجري در مدينه منوره متولد شد و در آن شهر مقدس زندگي كرد و تا ايام مروان بن حكم در آنجا مي‌زيست و سپس به سويدا كه شهري است در شمال مدينه هجرت نمود و در آنجا به زندگي خود ادامه داد، تا اينكه در سال 92 هجري بدرود حيات گفت و در همانجا مدفون گشت.
و بنا به نقل بعضي از عرفا موسيقي صيقل روح است و نفس را رقيق و لطيف مي‌كند و مقوي شور و شوق و طلب سالك صادق است.20
گفتارسوم: پيشينه تاريخي موسيقي در اقوام و ملل گوناگون (ايران، اعراب، يونان)
بند اول: موسيقي در ايران
هنر موسيقي در سرزمين پهناور و هنر پرور ايران يكي از قديمي ترين هنرها به شمار مي‌آيد كه تاريخچه درست و حقيقي آن را شايد بطور دقيق نتوان تخمين زد ولي با توجه به مستندات و مدارك موجود از بعضي از كتيبه‌ها و دست نوشته‌ها در اعصار مختلف بتوان تا حدودي به زمان آشنايي ايرانيان به موسيقي اذعان كرد كه به نمونه‌هايي از اين مدارك اشاره مي‌شود.
1- طبق مدارك موجود در شاهنامه فردوسي كه مطالب آن از خداي نامه‌ها نقل شده و همچنين كائاها موسيقي به ويژه دسته جمعي (اركستر) از كهن ترين زمان تاريخي در ايران برقرار بود فيثاغورث حكيم در سفرنامه خود مي‌نويسد كه هنگام تاج گذاري داريوش 360 زن جوان به شماره روزهاي سال روانه پايتخت شدند و همگي با نغمه و آهنگ هم آواز گرديدند.21
و همين خبر مويد آن است كه جشن و سرود ملي ايرانيان همواره همراه با سرود و موسيقي دسته جمعي بوده است.
2- از كارنامه اردشيربايكان كه در آن رويدادهاي پايان دوره اشكانيان بيان شده بر مي‌آيد كه هنر موسيقي و آموزش نواي خوش يكي از مواد آموزش دبيرستان‌هاي ايراني بوده است.22
درخشان ترين دوره تاريخي موسيقي ملي ايران مربوط به دوره ساسانيان است. خنياگران و نوازندگان دور معبد آتش جمع مي‌شدند و روزي 5 دفعه گات‌ها و سرودهاي مذهبي ديگر كه از كتاب اوستا انتخاب مي‌شد آهنگ مي‌خواندند ولي اوج موسيقي در زمان خسرو پرويز مي‌باشد. شهرت بزم‌ها و رزم‌هاي او كه همراه با ساز و سرود بوده است در داستانها و تاريخ‌هاي مربوط به آن زمان فراوان آمده، بطوريكه تنها براي شكار به قول فردوسي دو هزار خواننده و نوازنده او را همراه مي‌كردند.
3- ابن خلدون در مقدمه تاريخ خود درباره جايگاه موسيقي در دربار سلاطين ايران و چگونگي نفوذ آن ميان اعراب مي‌نويسد: پارسيان به موسيقي ميلي فراوان داشتند، در زمان بهرام گور چند نفر موسيقي دان از هندوستان به ايران آمدند و بازار مجالسي خوشگذراني شاهان ساساني را رواج دادند23
بند دوم: موسيقي در ميان اعراب پيش از اسلام
اما در خصوص اعراب پيش از اسلام اخباري كه به ما رسيده مويد اين حكايت است كه با موسيقي و ديگر هنرها آشنا نبودند و تنها چيزي كه از عرب جاهل در آن زمان‌ها ياد مي‌شود به تبحر داشتن آنها در زمينه شعر و ساختن قطعات منظوم مي‌باشد.
اين اعراب باديه نشين و چادرنشين در هنگام كوچشان از اين سو به آن سو آوازهايي مي‌خواندند كه غالباً براي تهييج و تحريك شترها بوده كه اصطلاحاً به آن حداء( يا حدي) مي‌گفتند. كه در بخش هاي بعدي از آن سخن به ميان مي‌آوريم. بنابراين مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه عرب قبل از اسلام چيز خاص از موسيقي نمي‌دانست.
اما پس از ظهور اسلام و با گسترش چشمگير آن در اقصا نقاط جهان و آشنا شدن اعراب با فرهنگ و آداب ممالك ديگر علوم و فنون زيادي در بين آنان رايج گرديد.
از جمله اين فنون هنر موسيقي است كه به خاطر زيبايي و لطافتت و به قول معروف سحر آميز بودنش بيش از سائرفنون جايگاه خود را در ميان اعراب و همچنين خلفاء مختلف بازيافت و كم‌كم با ترجمه آثار پهلوي و يوناني به زبان عربي فن موسيقي ميان اعراب و سپس مسلمانان نفوذ كرد.
صاحب تاريخ الحكماء موسوم به نزهه الارواح مي‌نويسد: وقتي عبدالله بن زبير براي ترميم خانه كعبه، گروهي از كارگران ايراني با خود به حجاز برد، در هنگام ساختن خانه يكي از كارگران عرب بنام عبدالله مسجح ملاحظه كرد كه ايرانيان آوازي جذاب و دلنشين مي‌خوانند، مجذوب آهنگ و نواي آنان شد و تصميم گرفت تا فن موسيقي را فراگيرد سپس به ايران و روم سفر كرد و پس از تحصيل اين فن به سرزمين خود بازگشت و اين فن را در ميان مسلمين انتشار داد.
اما چه سود كه پس از مدتي چهره اين هنر پاك و زيبا به وسيله خلفاي فاسد و آلوده اموي و عباسي به يك چهره كريه و ناپسند تبديل شد و وسيله‌ي شد براي خوشگذراني، ميگساري، رقص، و هرزگي خلفاي دربار و همچنين متعاقب آن وسيله‌اي براي به فساد كشاندن و انحطاط و انحراف جامعه بشري.
زنان خواننده كه اغلب



قیمت: تومان


پاسخ دهید