دانشگاه مازندران
دانشکده تربيت بدني و علوم ورزشي
پايان نامه جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد
عنوان:
اثر 8 هفته تمرين شديد با و بدون عصاره آبي سرخ و سياه وليک بر سطوح نوروپپتيد w پلاسمايي و کبد ي ، هورمون هاي کورتيزول و T4 در موش هاي صحرايي نر
استاد راهنما:
دکتر عباس قنبري نياکي
اساتيد مشاور:
دکتر فاطمه رودباري
پژوهشگر:
محمد رمضاني
تير93
تقدير و تشکر
سپاس آفريدگاري را که آغاز همه از اوست و انجام همه بدوست، بلکه خود همه اوست. هم اکنون که به لطف تو اين مهم را به پايان رسانيده‌ام بر خود واجب مي‌دانم از زحمات عزيزاني که در اين راه مرا ياري نموده اند سپاسگزاري نمايم.
پدر و مادر عزيزم، آنان که سپيد موي گشتند تا سپيد روي بمانم و خميده قامت گشتند تا راست قامت بمانم.
استاد گرانقدرم جناب آقاي دکتر عباس قنبري نياکي که همه سعي‌اش اعتلاي فرهنگ و دانش ايران‌زمين است و در طي اين پژوهش همانند دوره تحصيل با راهنمايي‌هاي عالمانه و دلسوزانه انجام تحقيق را تسهيل نمودند.
از سرکار خانم دکتر فاطمه رودباري به دليل ياريها و مشاوره بي چشمداشت خود که بسياري از سختيها را برايم آسانتر نمودند.
از برادرم عزيزم دکتر نيما که همواره در طول تحصيل متحمل زحماتم بود و تکيه گاه من در مواجهه با مشکلات، و وجودش مايه دلگرمي من مي باشد .
از خواهرم دلسوزم که وجودش شادي بخش و صفايش مايه آرامش من است.
در پايان از تمامي دوستاني که در انجام اين پايان‌نامه مرا ياري نمودند کمال تشکر را به عمل مي‌آورم. از خداوند منان توفيق و کاميابي روزافزون را براي همگي‌شان آرزومندم.
تقديم به
پدر و مادر مهربانم
که هر لحظه وجودم را از چشمه سار پر از عشق چشمانشان سيراب مي کنند
چکيده:
زمينه و هدف : هدف از اين مطالعه تعيين اثر 8 هفته تمرين شديد با و بدون عصاره آبي(وليک سرخ وسياه) بر سطوح نوروپتيد w پلاسمايي و کبد ي ، هورمون هاي کورتيزول و T4 پلاسمايي در موشهاي صحرايي نر ميباشد.
مواد و روش : در اين مطالعه تجربي جامعه آماري شامل42 سر موش صحرايي نر چهار تاشش هفتهاي نژاد ويستار بود. آزمودنيها به طور تصادفي به 6 گروه سالين کنترل (7 سر)، سالين تمرين (7سر)، سرخ وليک کنترل (7سر)، سرخ وليک تمرين (7سر)، سياه وليک کنترل(7 سر) و سياه وليک تمرين (7 سر) تقسيم شدند. گروههاي سرخ وليک کنترل، سرخ وليک تمرين، سياه وليک کنترل و سياه وليک تمرين مقدار 1 ميلي ليتر عصاره سرخ و سياه وليک به ازاي هر 100 گرم وزن موش به صورت دهاني بلافاصله پس از تمرين، 5 روز در هفته و به مدت 6 هفته از پايان هفته دوم خورانده شد و گروههاي سالين نيز همانند گروههاي ديگر تيمار شدند. آزمودنيهاي گروه تمريني نيز به اجراي هشت هفته تمرين استقامتي پرداختند. گروه هاي تمرين به مدت 8 هفته و در هر هفته 5 روز و با سرعت 34 متر بر دقيقه و شيب صفر درجه تمرين ميکردند. بعد از اتمام دورهي تمريني تمام گروهها با شرايط کاملاً مشابه کشته و بافت کبد و پلاسما جداسازي شدند. غلظت نوروپتيد w پلاسمايي و کبد ي ، هورمون هاي کورتيزول و T4 توسط كيت الايزا مورد اندازهگيري قرار گرفت.
نتايج : نتايج پژوهش نشان داد تمرين شديد با مصرف وليک سرخ و سياه، نتوانست تغيير معناداري در غلظت نوروپپتيد w پلاسمايي و کبدي بهوجود آورد، همچنين گروه تمرين سياه وليک داراي بيشترين سطوح هورمون کورتيزول پلاسمايي (185%)در مقايسه با گروه هاي ديگر بود. هورمون T4 در گروه تمرين سياه وليک (134%)افزايش و در گروه تمرين سرخ وليک(89%)کاهش پيدا کرده بود.
بحث و نتيجه گيري: به نظر مي رسد که تمرين شديد همراه با مصرف عصاره وليک از طريق ساز و کار هاي متفاوتي غلظت نوروپپتيد w و هورمون هاي منتخب را تحت تاثير قرار مي دهد.
واژه هاي کليدي: تمرين شديد، عصاره وليک، نوروپپتيد w، هورمون کورتيزول، هورمون T4
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1-1) مقدمه2
1-2) بيان مسئله 3
1-3) اهميت وضرورت انجام پژوهش 7
1-4) اهداف پژوهش 9
1-4-1) هدف کلي9
1-4-2) اهداف ويژه 9
1-5) فرضيات پژوهش 9
1-6) محدوديت هاي پژوهش10
1-6-1) محدوديت هاي غير قابل کنترل 10
1-7) تعريف واژه ها واصطلاحات پژوهش 10
فصل دوم- مباني نظري وپيشينه پژوهش
2-1) مقدمه……………. 13
2-2) مباني نظري پژوهش13
2-2-1) چاقي………………………………………………………………………………………………………………………………………………….13
2-2-2 ) تنظيم تعادل انرژي14
2-2-3) كنترل اشتها و هموستاز انرژي15
2-2-4) هيپوتالاموس17
2-2-5) سيگنال هاي عصبي و هورموني کنترل اشتها 18
2-2-6) سيستم كنترل مركزي20
2-2-7)كنترل محيطي اشتها22
2-3) تنظيم کننده هاي وزن و متابوليسم بدن23
2-3-1 ) نروپپتايدها24
2-3-1-1) نوروپپتيد Y (NPY)24
2-3-1-2)اركسين25
2-3-1-3)گالانين26
2-3-1-4) نوروپتييد w-2327
2-3-2)هورمون ها27
2-3-2-1)گرلين27
2-3-2-2)ابستاتين28
2-3-2-3)لپتين29
2-4) نوروپتييد w30
2-4-1) گيرنده هاي NPW31
2-4-2) توزيع مرکزي NPW32
2-4-3) توزيع محيطي NPW33
2-4-4) توزيع NPBWR1-2 34
2-4-5) تنظيم تغذيه ومتابوليسم انرژي بوسيله NPW35
2-4-6) عملکرد اندوکرين NPW37
2-5) کورتيزول38
2-5-1) كورتيزول و فعاليت بدني39
2-5-2) متابوليسم انرژي در فعاليت ورزشي41
2-5-2-1) فعاليت ورزشي فزاينده و شديد41
2-5-2-2) فعاليت ورزشي دراز مدت41
2-5-3) تاثيرات اسمولاريته بروي هورمون ها42
2-5-4) ارتباط كورتيزول با واسطه هاي متابوليكي43
2-5-4-1) ارتباط هورمون كورتيزول با اسيد لاكتيك44
2-5-4-2) ارتباط هورمون كورتيزول با كراتينين44
2-5-5) کورتيزول و چاقي45
2-5-5-1) لينک پتانسيل بين کورتيزول و اشتها46
2-5-5-2) اثرات مضر چاقي ناشي ازکورتيزول46
2-6-1) تيروكسين47
2-6-1-1) تاثير تيروکسين بر متابوليسم: 47
2-6-1-2) بي حرکت حاد و مزمن بر روي هورمون تيروئيدي48
2-6-1-3) هورمون هاي تيروئيدي و لپتين50
2-6-1-4) هورمون هاي تيروئيدي وگياهان داروي51
2-7)جمع بندي 52
فصل سوم- روش شناسي پژوهش
3-1) روش پژوهش 54
3-2) طرح پژوهش54
3-3) جمع آوري وشيوه عصاره گيري وليک (سرخ وسياه) 55
3-3-1) جمع آوري ميوه وليک (سرخ وسياه) 55
3-3-2) عصاره گيري آبي ميوه وليک (سرخ وسياه) 55
3-3-3) مقدار دوز عصاره مصرفي موش ها55
3-4) جامعه و نمونه آماري و روش نمونه گيري56
3-5) محيط پژوهش56
3-6) تغذيه آزمودني ها57
3-7) دوره و زمان بندي تمريني57
3-8) وسايل و ابزار استفاده شده در پژوهش59
3-9) متغيرهاي پژوهش60
3-9-1) متغير مستقل60
3-9-2) متغيرهاي وابسته60
3-10) روش اندازه گيري متغيرهاي پژوهش60
3-10-1) روش اندازه گيري متغيير هاي وابسته61
3-10-1-1) روش اندازه گيري NPW 61
3-10-1-2) روش اندازه گيري هورمون کورتيزول 61
3-10-1-3) روش اندازه گيري هورمون T461
3-11) روش اندازه گيري ترکيبات سرخ وليک , سياه وليک با استفاده از GC-MS : 62
3-12) روش ها آماري62
فصل چهارم- تجزيه وتحليل
4-1) مقدمه65
4-2) توصيف داده ها65
4-2-1) مشخصات آزمودني هاي حيواني65
4-2-2) يافتههاي مربوط به متغيرهاي مورد مطالعه66
4-3) تجزيه و تحليل استنباطي يافتههاي پژوهش66
4-3-1) يافته هاي مربوط به نوروپپتيد W پلاسمايي68
4-3-2) يافته هاي مربوط به نوروپپتيد w کبدي72
4-3-3) يافته هاي مربوط به کورتيزول پلاسمايي76
4-3-4) يافته هاي مربوط به هورمون تيروئيد T481
فصل پنجم- بحث ونتيجه گيري
5-1) مقدمه88
5-2) خلاصهي پژوهش88
5-3) بحث و بررسي(نوروپپتيد w پلاسمايي و کبدي ، هورمون کورتيزول و T489
5-4) نتيجهگيري93
5-5) پيشنهادات براي پژوهشهاي بيشتر94
منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..95
چکيده انگليسي112
فهرست شکل
عنوان صفحه
شکل 2- 1) تنظيمات جبراني دريافت و مصرف کالري 15
شکل 2 – 2) طراحي شماتيک ساده از مناطق هيپوتالاموس 17
شکل 2 – 3) گردش هورمون هاي موثر بر تعادل انرژي از طريق هسته کماني 20
شکل 2-4 ) تنظيم مصرف غذا 23
شکل 2-5) فعال سازي سلول هاي عصبي NPY / AGRP 25
شکل 2-6) گرلين قبل و بعد از دريافت غذا28
شکل 2- 7 ) لپتين 30
شکل 2- 8) فرق نوروپتييد 23- w و نوروپتييد 30- w ( انسان ، خوک ، رت ، موش)32
شکل 2- 9 ) تصوير شماتيک بر اساس يافته هاي مطالعات مورفولوژيکي و فيزيولوژيکي تنظيم اشتها در هيپوتالاموس توسط سلول هاي عصبي NPW و پپتيد مرتبط با تغذيه در هيپوتالاموس36
شکل 3-1) مراحل اجراي طرح تحقيق در موش هاي صحرايي نر58
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 2-1) مولكول هاي سيگنالي كانديد در هموستاز انرژي در CNS 22
جدول 3-1) حجم نمونه و مشخصات آزمودني هاي هر گروه56
جدول 3- 2) پروتکل تمرين 8 هفته اي59
جدول 3- 3) مقادير متغير هاي مربوطه براي استخراج الکلي روغن سرخ وليک63
جدول 4-1)، ميانگين و انحراف استاندارد وزن موش هاي مورد پژوهش65
جدول 4-2) شاخص هاي توصيفي متغيرهاي اصلي پژوهش66
جدول (4-3)، نتايج آزمون لون جهت بررسي هم واريانسي گروه هاي تحقيق67
جدول4-4) آزمون تحليل واريانس يک طرفه براي مقايسه نوروپپتيد W پلاسمايي68
جدول4-5) آزمون تحليل واريانس يک طرفه براي مقايسه نوروپپتيد W کبدي72
جدول4-6) آزمون تحليل واريانس يک طرفه براي مقايسه کورتيزول پلاسمايي 76
جدول 4-7) نتايج آزمون توکي براي بررسي تفاوت بين گروه ها در کورتيزول پلاسمايي 77
جدول4-8)، آزمون تحليل واريانس يک طرفه براي مقايسه هورمون تيروئيد T4 81
جدول( 4-9) نتايج آزمون توکي براي بررسي تفاوت بين گروه ها در هورمون تيروئيد T482
فهرست نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار (4-1)، مقايسه سطوح نوروپپتيد w پلاسمايي گروه هاي تحقيق71
نمودار (4-2)، مقايسه سطوح نوروپپتيد w کبدي گروه هاي تحقيق75
نمودار (4-3)، مقايسه سطوح کورتيزول پلاسمايي گروه هاي تحقيق80
نمودار (4-4)، مقايسه سطوح هورمون تيروئيد T4 گروه هاي تحقيق85
1-1: مقدمه
تغيير سبک زندگي و عدم توجه به برنامه هاي غذايي، جوامع امروزه را به سمت افزايش وزن، چاقي و عدم مديريت اشتهاي کاذب و به همراه آن به سوي بي تحرکي سوق داده است. چاقي و افزايش بيش از حد بافت چربي يکي از مشکلات سلامت در کشورهاي مختلف جهان است که به دنبال تغيير شرايط زندگي و کاهش فعاليت فيزيکي و در نتيجه عدم تعادل انرژي دريافتي و مصرفي رخ مي دهد. در سالهاي اخير، چاقي شيوع رو به افزايشي داشته است ]2،1[. چاقي، به عنوان بحران سلامت عمومي شناخته مي شود ]3[.
شيوع چاقي و پيشرفت سريع آن موجب شده که پژوهش ها به سمت تنظيم و تعادل وزن بدن پيش رود. در اصل، چاقي و اضافه وزن نتيجه عدم تعادل انرژي است که به موجب آن انرژي دريافت شده بيشتر از انرژي مصرف شده است. يکي از عوامل تاثيرگذار بر چاقي ميزان دريافت غذاست. دريافت غذا رفتار پيچيده اي است که سطوح مختلف کنترلي و تنظيمي را در بر مي گيرد ]4[. افزايش وزن و يا چاقي که خود مقدمه بسياري از بيماري هاي انساني و مرگ و مير شده است. امروزه در حوزه بهداشت، سلامت و شيوع شناسي و به تازگي در حوزه فيزيولوژي ورزش با عنايت بر تاثير فعاليت بدني و ورزشي در اشکال مختلف در مديريت وزن و تنظيم و تعادل انرژي، توجهات در جهت ساز و کارهاي اصلي درگير جلب شده است. اگر چه هنوز معادله انرژي، هزينه کرد و انرژي دريافتي جزء پايه اي پژوهش هاي حوزه سلامت تلقي مي شود. اما تغييرات در نوع منبع بکارگيري جهت تامين انرژي هاي سلولي در بدن که بخش قابل ملاحظه اي از آن توسط هيپوتالاموس و بخش ديگري که از اهميت نيز برخوردار است، توسط عوامل محيطي کنترل مي شود. در دهه هاي گذشته تا قبل از کشف و معرفي تعدادي از پروتئين ها و پپتيدهاي موثر در تنظيم انرژي، عقيده بر اين بوده است که دستگاه عصبي مرکزي، به ويژه هيپوتالاموس تنها اندام درگير در تنظيم تعادل انرژي و سوخت و ساز است. اکنون ديگر مطلق بودن حاکميت هيپوتالاموس در کنترل تعادل و تنظيم انرژي جاي خود را به همگرايي مرکز و محيط داده است، به همين خاطر پژوهشگران پپتيدهاي مرتبط با کنترل و تنظيم انرژي و اشتها، دريچه اي نو را به سوي اين دنياي عظيم موثر بر روند زندگي سالم باز کرده اند]7،6،5[.
با اين وجود، به نظر مي رسد که هنوز هيپوتالاموس محوريت لازم را در کنترل تعادل انرژي، سوخت ساز قند و اشتها داشته باشد. شايد به اين خاطر باشد که تعداد زيادي از نورپپتيدهاي مترشحه (AGRP1،NPY2،CART3،POMC4 ، اورکسين5، MCH6 ، گالانين7 ، پپتيد شبه گلوکاکن8، عامل رهايي کورتيکوتروپين9) از اين اندام در مقايسه با اندامهاي محيطي ديگر مشارکت بيشتري را در اين امر دارند ]8[. نوروپپتيد w يکي از اين نوروپپيدهاست که نقش مهمي در متابوليسم تغذيه و انرژي دارد ]9[.
1-2: بيان مسئله:
تمرين و فعاليت بدني به عنوان يکي از عوامل موثر در تحليل منابع انرژي سلولي از جمله گلوکز و گليکوژن است، که مي تواند تغييراتي در پپتيدهاي و هورمون هاي موثر بر تنظيم و تعادل انرژي بوجود آورد. همچنين اظهار شده است که بازسازي و ريکاوري آني ذخاير انرژي از جمله گلوکز و گليکوژن نيز مي توانند بر غلظت اين پپتيدها اثرگذار باشند. در صورت عدم بازسازي مناسب و به موقع با مشکلاتي چون تغيير در غلظت پپتيدهاي موثر بر تنظيم انرژي مواجه خواهيم شد. عدم تعادل بين پپتيدهاي مهارگر و تحريک کننده دريافت غذا مانند لپتين10، AGRP,NPY,CART,POMC, و گرلين11 به عنوان عوامل دخيل در روند سازوکاري مي تواند به افزايش درصد چربي بدن، چاقي و غلبه روند اشتهاآوري بر ضد اشتهايي شود. اتخاذ راه کاري صحيح و آني براي مقابله با اين عدم تعادل مي تواند از اختلالات سوخت و سازي تعادل و تنظيم انرژي (افزايش وزن يا کاهش غيرمنطقي، اتلاف انرژي) جلوگيري نمايد. هرچند نوروپپتيدw در انسان اخيرا کشف شده است]10[ اما از زمان کشف نروپپتايدها، دانش ما از تنظيم وزن، اشتها و تعادل انرژي به نحو چشمگيري افزايش يافت. بسياري از متخصصان حوزه سلامت، بهداشت و به خصوص تنظيم وزن، اميدوارند که با شناسايي جنبه هاي مهم و ناشناخته اين نروپپتايدها و عوامل موثر بر آنها به روش هاي درماني کارآمد و کشف داروهاي جديدي را براي امراضي چون چاقي دست يابند .امروزه تقريبا تاثير نوروپپتيدها بروي هورمون ها ثابت شده است. از طرفي تغيير در هورمون ها نيز باعث تغيير در وزن بدن مي شود.گزارش هاي رسيده نيز نشان مي دهد که NPW نه تنها در تنظيم انرژي بلکه در هموستاز هورموني نيز نقش دارد، ]11[
هورمون ها نقش مهمي در تنظيم اشتها، متابوليسم بدن و تنظيم سطح انرژي دارند]12[. فعاليت و تمرينات ورزشي روي سطوح خوني هورمون ها تاثير مي گذارند و به كاهش يا افزايش سطح برخي از هورمون ها نسبت به حالت استراحت منجر مي شوند. در واقع اين نوسانات هورموني را مي توان واكنش بدن در برابر فشارهاي تمريني قلمداد كرد، تا حالت هموستاز بدن برقرار شود ]13،14[. عدم تعادل در سطح هورمون ها در گير در اشتها ( انسولين ، گلوکاگون ، کورتيزول و هورمون‌هاي غده تيروئيد) مي تواند به افزايش وزن منجر شود.
هورمون كوتيزول كه يك گلوكوكورتيكوئيد12 است ، و از بخش قشري غدد فوق كليوي ترشح مي شود، نقش بسزايي در برقراري اين هموستاز دارد ]15[ . کورتيزول به طور مستقيم بر ذخيره چربي و افزايش وزن در افراد تاثير دارد . يکي از اثرات مهم کورتيزول، نقش آن روي سوخت و ساز کربوهيدرات ها، پروتئين ها و چربي ها است.اين هورمون فرآيند گلوکونئوژنز را از اسيدهاي آمينه تسهيل، ليپوژنز کبد را کاهش و چربي هاي موجود در بافت چربي را به حرکت در مي آورد . کورتيزول سوبستراي لازم را براي عمل گلوكرنئوژنز (اسيدهاي آمينه) و سوخت هاي جايگزين را براي متابوليسم انرژي عضله اسكلتي (اسيدهاي چرب) تامين كند]16،17،18،19[
هورمون تيرکسين يکي از هورمون هاي مهم متابوليسمي بدن است ]20[. که توسط غده ي تيروييد که تحت تاثير محور هيپوتالاموس- هيپوفيز- تيروييد ( H-P-T)13 است ،تنظيم مي شود ]21[ . در بررسي هاي متعدد ، اثر بسياري از عوامل مانند دماي محيط ، استرس ، هورمون هاي ديگر ، ترکيبات شيميايي ، نوسانات شبانه روزي ،… بر محور نامبرده به اثبات رسيده است. هورمون تيروييد ارتباط ويژه اي با رشد ، اشتها ، متابوليسم ، تنظيم اسمزي و توليد مثل دارد ]22[ افزايش ميزان سوخت و ساز پايه، اثر اصلي هورمون هاي تيروئيد است. عمل عمده ي اين هورمون ها افزايش سوخت و ساز قندها و چربيها است]23[.
از طرفي استفاده از مواد مغذي ، به ويژه مواد قندي،اسيدهاي چرب، نوشيدني هاي ورزشي حاوي اسيدهاي آمينه ، مواد معدني و ويتامين ها ، آنتي اکسيدنها پس از تمرين و فعاليت بدني، براي بازسازي سريع و افزون سازي منابع انرژي (گليکوژن و ATP ) و کنترل وزن و اشتها توسط متخصصين و مربيان آگاه توصيه شده و مي شود. در اين راستا، استفاده از مکمل هاي غذايي طبيعي و صناعي بر عملکرد ورزشي، توازن بين اکساينده ها و ضد اکسايش کننده هاي بدن، توسط ورزشکاران ، مربيان ، متخصصين و پژوهشگران توصيه و بررسي شده است. علاوه بر موارد فوق، تاثير برخي از گياهان خوراکي و دارويي از قبيل: شنبليله ]24[ ، برگ ريحان ]25[، توت هندي ]26[، لئوکاس سفالوتز14 (نوعي علف هرز خوراکي در هند) ]27[، بر روند بازسازي منابع انرژي به ويژه گليکوژن در نمونه هاي حيواني مطالعه شده است. با اين وجود در هيچ يک از پژوهش هاي انجام شده به تاثير اين گياهان دارويي و غذايي بر پپتيدهاي درگير در تنظيم تعادل انرژي، سوخت وساز قند، اشتها و وزن، با و يا بدون فعاليت بدني و تمرين مورد توجه قرار نگرفته است. همچنين ، وليک به عنوان يک گياه دارويي منحصر به فرد از حيث ترکيبات و خواص به طور جدي در حوزه ي فيزيولوژي ورزش مورد توجه قرار نگرفته است.
وليک15 يکي از قديمي ترين گياهان دارويي در طب اروپايي مي باشد و براي اولين با توسط ديوسکوريد در قرن 1 شرح داده شد]28[. عصاره وليک از گل، برگ و ميوه اين گياه مشتق مي شود. مطالعه باليني کمي به بررسي ميوه وليک به تنهايي پرداخته است ]29[. برگ، گل و ميوه وليک داراي مقادير زيادي پروسيانيدين اليگومريک ، فلاونوئيدها 16مي باشد، که مسئول اثر دارويي آن است]30[.
گياه وليک سرخ با اسامي مختلفي از قبيل هاثرن17 و از خانواده روزاسه18 به صورت سنتي به عنوان تونيک قلبي استفاده مي شود. ترکيبات مختلفي در وليک سرخ وجود دارد که شامل: ساپونين هاي تري ترپن19، فلاونوئيدها، کاتيشن20، اپي کاتشين21 مي باشد ]31[.
گزارش شده است سرخ وليک يک گياه دارويي با ارزش از تيره گل سرخ است که امروزه در درمان ضايعات قلبي و گردش خون و به ويژه به عنوان ضد عفونت ها و آنتي اکسيدان، تب بر قابل استفاده مي شو د؛ و اهميت دارويي آن به دليل وجود ترکيبات فنلي است که در اين رده فلاونوئيدها نقش دارويي مهمي دارند]32[.همچنين مصرف آنتي اکسيدانهاي غذايي مي تواند از شيوع بيماري هاي متابوليک کم کند]33[.فلاونوئيدها بخاطر آنتي اکسيدان بودن در تنظيم تغذيه دخيل است و باعث تنظيم چربي خون ،تنظيم متابوليسم گلوکز و کربوهيدارت مي شود ]34[ .
بنابراين ، اين پژوهش قصد دارد تا تأثير همزماني تمرين با شدت بالا را به همراه دو نوع وليک ( کراتاگوس ) سرخ و سياه بر شاخص هاي مربوط به اشتها را در نمونه حيواني ( مريوط به موش هاي نر) مورد ارزيابي قرار دهد. آيا تمرين شديد بر سطوح نوروپپتيد W ، T4 ، کورتيزول پلاسمايي و بر سطوح نوروپپتيد W کبدي درموش هاي صحرايي نر اثر دارد؟ آيا مکمل سازي آبي وليک بر سطوح نوروپپتيد W ، T4 ، کورتيزول پلاسمايي و بر سطوح نوروپپتيد W کبدي درموش هاي صحرايي نر اثر دارد؟.
1-3: ضرورت و اهميت تحقيق:
از آنجايي که بررسي و نمونه برداري بافت هاي انساني از دشواري هاي زيادي برخوردار است و پژوهش هاي انجام شده بر روي مدل هاي حيواني که شباهت هاي عملکردي با انسان دارند، مي تواند تا حدودي بيانگر رخدادهاي عملکردي در انسان باشند، از اين رو در مطالعه حاضر انجام پژوهش روي پلاسما و بافت موش هاي صحرائي نر صورت پذيرفته است.
همان طور که گفته شد چاقي و اضافه وزن از يک سو و کمبود وزن و بي اشتهايي از سوي ديگر دو انتهاي طيفي مي باشند که همواره سلامتي جامعه را تهديد کرده و به عنوان يکي از معضلات جوامع امروزي باشند. شيوع گسترش چاقي و بيماري هاي مرتبط با آن در سطح جهان، شاهدي بر اين مدعاست که پيشرفت هاي علمي در زمينه شناخت عوامل و مکانيسم هاي تنظيم وزن و به خصوص پيشگيري ، مبارزه و درمان چاقي توفيق چنداني نداشته است]4[. متاسفانه دركشور ما نيز، چاقي شيوع گسترده اي دارد. بر اساس پژوهش هاي صورت گرفته در ايران، بررسي ???? فرد سنين 81 – 35 ساله (2005- 2002) نشان داد که 2/62? افراد داراي اضافه وزن و 28? ان ها چاق بوده اند ]35[. اين در حالي است که چاقي با ابتلا به بيماري هاي بسياري همراه است ]36[.دلايل ابتلا به چاقي متعدد مي باشند، اما از نظر فيزيولوژي، چاقي ناشي از عدم تعادل انرژي است و درمان اوليه ي آن شامل کاهش دريافت غذا يا افزايش مصرف انرژي و يا هر دوي اين موارد مي باشد ]36،35[.
بنابراين از جنبه سلامت و بهداشت عمومي، شناخت عوامل و مکانيسم هاي موثر بر تعادل انرژي و تنظيم وزن مي تواند به ارتقاء سطيح سلامت جامعه و صرفه جويي در هزينه هاي درماني کمک نمايد. هم چنين در شماري از بيماري ها، کاهش اشتها و تعادل منفي انرژي باعث بروز مشکلات عديده و افزايش مرگ و مير مي شود. مشخص شده که در اين شرايط نيز نروپپتايدها نقش کليدي دارند. بنابراين مي توان اميدوار بود که شناخت مکانيسم اين فرآيندها به درمان آنها اقدام کرد. از طرف ديگر نوروپپتيد w که به تازگي (حدود يک دهه) کشف شده است و با توجه به نقش کليدي خود در هموستاز و تنظيم وزن، تحقيقات بسيار کمي درباره اين نوروپپتيد صورت گرفته است، همچنين تحقيقات زيادي به تمرين به عنوان يک عامل مهم و موثر بر تعادل انرژي و تنظيم وزن و ارتباط آن نوروپپتيد w انجام نشده است .همانطور که ديده مي شود متخصصيني که در مورد نوروپتييد w و ساير نروپتاييدها مطالعه مي کنند به ورزش ، تمرين و فعاليت بدني عنايتي نداشته اند. برخي شرايط مانند فعاليت بدني و تمرين مي تواند تغييراتي را در پپتيدهاي موثر برتنظيم و تعادل انرژي بوجود آورند. تمرين و فعاليت بدني ، تعادل انرژي در سلول ها را به هم زده و هزينه ي انرژي سلول ها را افزايش مي دهد. فعاليت هاي بدني منظم ، دستگاه هاي مختلف انرژي را در گير کرده و موجب سازگاري هاي عضلاني ، تنفسي ، قلبي – عروقي ، و سازگار ي متابوليکي مي شود ]37[. از آنجايي که تاکنون پژوهشي در مورد تاثير تمرين ورزشي و عصاره وليک بر روي نوروپپتيدW پلاسمايي و بافتي صورت نگرفته ، پژوهش حاضر قصد دارد با بررسي اثر فعاليت ورزشي و عصاره ميوه وليک بر روي اين نوروپپتيد را بررسي نمايد.
1-4 – اهداف پژوهش:
1-4-1-هدف کلي:
هدف کلي اين پژوهش تعيين اثر8 هفته تمرين شديد بر سطوح نوروپپتيد W پلاسمايي و کبدي، پاسخ هاي هورمون کورتيزول و T4 در موشهاي صحرايي نر با و بدون عصاره آبي وليک (سرخ و سياه ) مي باشد.
1-4-2-اهداف ويژه:
1. تعيين اثر 8 هفته تمرين شديد با و بدون عصاره آبي سرخ و سياه وليک بر سطح نوروپپتيد w پلاسما
2. تعيين اثر 8 هفته تمرين شديد باو بدون عصاره آبي سرخ و سياه وليک بر سطح نوروپپتيد w کبد
3. تعيين اثر 8 هفته تمرين شديد باو بدون عصاره آبي سرخ و سياه وليک بر هورمون کورتيزول
4. تعيين اثر 8 هفته تمرين شديد باو بدون عصاره آبي سرخ و سياه وليک بر هورمون تيروکسين
5. بررسي ارتباط سطوح نوروپپتيد w پلاسما ، با ديگر متغيير ها
1-5 – فرضيه هاي پژوهش:
فرضيه 1 : هشت تمرين شديد همراه با مصرف عصاره آبي (سرخ و سياه) وليک برسطح نوروپپتيد W پلاسما موشهاي صحرايي نر اثر دارد
فرضيه 2: هشت تمرين شديد همراه با مصرف عصاره آبي (سرخ و سياه) وليک برسطح نوروپپتيد W کبدي موشهاي صحرايي نر اثر دارد
فرضيه3: هشت تمرين شديد همراه با مصرف عصاره آبي (سرخ و سياه) وليک برسطح هورمون کورتيزول پلاسما موشهاي صحرايي نر اثر دارد
فرضيه 4: هشت تمرين شديد همراه با مصرف عصاره آبي (سرخ و سياه) وليک بر سطح هورمون تيروکسين پلاسما موشهاي صحرايي نر اثر دارد
1-6- محدوديت هاي پژوهش :
1-6-1- محدوديت هاي غير قابل کنترل
ـ عدم کنترل دقيق فعاليت شبانه آزمودني ها
ـ عدم اندازه گيري مقدار غذاي مصرفي براي هر نمونه بدليل نبودن امکانات کافي
ـ عدم کنترل تاثير عوامل وراثتي آزمودني ها
1-7- تعريف واژها و اصطلاحات پژوهش
وليک (کراتاکوس) cratacgus
وليک يک گياه دارويي با ارزش است که امروزه در درمان ضايعات قلبي و گردش خون و به ويژه به عنوان ضد عفونت ها و آنتي اکسيدان، تب بر استفاده مي شود؛ و اهميت دارويي آن به دليل وجود ترکيبات فنلي است که در اين رده فلاونوئيدها نقش دارويي مهمي دارند. همچنين مصرف آنتي اکسيدانهاي غذايي مي تواند از شيوع بيماري هاي متابوليک کم کند. فلاونوئيدها بخاطر آنتي اکسيدان بودن در تنظيم تغذيه دخيل است و باعث تنظيم چربي خون ،تنظيم متابوليسم گلوکز و کربوهيدارت مي شود .
نوروپپتيد w: نوروپپتيد W تشکيل شده از 30 اسيد آمينه و مشتق شده از يک پري پرو پروتئين 165 آمينو اسيد است که ژن آن در انسان توسط تاناکا و هکارانش شناساي شد. NPW به ايفاي نقش به عنوان عامل ضد اشتها عمل و باعث افزايش دما و متابوليسم بدن مي شود.
کورتيزول: هورمون كوتيزول كه يك گلوكوكورتيكوئيد است ، و از بخش قشري غدد فوق كليوي ترشح مي شود، نقش بسزايي در برقراري هموستاز بدن دارد . هورمون کورتيزول در بدن به صورت دوره اي ترشح مي شود، که دامنه و ميزان ترشح آن را ريتم شبانه روزي تنظيم مي کند. غلظت اين هورمون در گردش خون، صبح زود به دليل افزايش دامنه و ميزان ترشح آن در بالاترين سطح است. ميزان ترشح کورتيزول به تدريج در طول روز کاهش مي يابد و غلظت آن در شب به حداقل ميزان خود مي رسد .پژوهش ها نشان داده اند كه وزن و درصد چربي بدن بر ترشح كورتيزول تاثير مي گذارد.
هورمون تيروکسين يا 4T: تيروکسين به هورمون ترشح شده ازغده تيروئيد مي‌گويند. هورمون غده تيروئيد تري يدوتيرونين 3 Tو تيروکسين 4Tاست .اين هورمون از اضافه شدن چهار اتم يد به آمينواسيد تيروزين ساخته مي‌شود. هورمون هاي تيروئيدي در سوخت و ساز كلي بدن نقش داشته و نقص در عملكرد غده تيروئيد و ترشح نامناسب اين هورمون ها عواقب متعدد فيزيولوژيك را به دنبال دارد. براي مثال كاهش غلظت پلاسمايي هورمون هاي تيروئيدي باعث افزايش وزن و كاهش اشتها مي گردد و افزايش آنها كاهش وزن و پرخوري را به دنبال دارد.
تمرين شديد : فعاليت ورزشي دويدن روي نوار گردان ( 5 روز در هفته ، با سرعت 34 متر در دقيقه ، شيب صفر درجه و به مدت 60 دقيقه ) انجام شد.
:2-1مقدمه
در اين فصل ابتدا مباني نظري پژوهش مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.پيشنه و مباني نظري پژوهش ، طيف وسيعي از اطلاعات و نظريه هاي علمي است که بيان کننده کميت و کيفت اطلاعات موجود در رابطه با موضوع پژوهشي مي باشد و به تشريح پژوهش هاي مرتبط با موضوع مي پردازد . در اين فصل پژوهشگر ابتدا به بررسي و مطالعه مفاهيم اساسي که در حوزه پژوهش داراي اهميت هستند ، نظير مکمل سازي ، پروتکل تمريني و … مي پردازدو در پايان اطلاعات ارائه شده ، تحقيقات قبلي انجام شده و نتايج انها بيان مي شود.
2-2: مباني نظري تحقيق
2-2-1:چاقي
چاقي اختلالي است كه از عدم تعادل دريافت و هزينه كرد انرژي ناشي مي شود. عدم تعادل انرژي به عنوان فيدبكي براي فيزيولوژي و محيط عمل كرده و بر هزينه كرد و دريافت انرژي اثر مي گذارد ]38[. ما انرژي را به صورت چربي ذخيره سازي مي كنيم، چرا كه هم نسبت به كربوهيدرات متراكم تر است و هم براي ذخيره شدن نياز به مقدار زيادي آب ندارد. پديده چاقي دو وجهه كاملا متفاوتي داردكه ژنتيك و محيط ]38[.
اطلاعات و آمار نشان مي دهد كه چاقي در كشورهاي غربي در حال افزايش است . و عوامل مختلفي را مي توان در اين مورد دخيل دانست. از جمله تماشاي تلويزيون، غذاهاي فوري، كم تحركي و استفاده از وسايل ماشيني در انجام امور روزمره و … اشاره كرد. عقيده كلي بر اين است كه تعادل انرژي و وزن بايد به گونه اي تنظيم شود تا اثرات تعادل بين هزينه كرد و دريافت انرژي بر چاقي و وزن بدن كنترل شود . لذا وزن بدن بايد به طريقي تنظيم شود، كه مي دانيم هموستاز انرژي از طريق سيستم عصبي پيچيده اي تنظيم مي شود كه اثر فراز و نشيبهاي كوتاه مدت در تعادل انرژي را بر روي توده بدن به حداقل مي رساند. اخيرا مولكول هاي ميانجي و مسيرهاي دريافت غذا و تنظيم وزن در مغز شناسايي شده اند ]39[. گزارش كرده اند كه با وجود كاهش در مقدار غذاي دريافتي روزانه قادر به كاهش وزن نيستند. اين ادعا به ايجاد اين فرضيه منجر شد كه چاقي در اثر اختلال هاي متابوليكي و نادرست بودن عادت هاي رفتاري است ، كه موجب كاهش انرژي مصرفي در افراد چاق مي شود ]40[.
2-2-2:تنظيم تعادل انرژي
عقيده ي كلي بر اين است كه تعادل انرژي و وزن بدن پديده اي اند كه بايد تنظيم شوند. اين عقيده از آن جا ناشي مي شود كه اثر بالقوه عدم تعادل بين هزينه انرژي و دريافت آن بر چاقي وزن بدن مشاهده مي شود ]38[. به همين منظور هموستاز انرژي از راه سيستم عصبي پيچيده اي تنظيم مي شود كه اثر فراز و نشيب هاي كوتاه مدت در تعادل انرژي را بر روي توده ي چربي بدن به حداقل مي رساند. اخيراً مولكول هاي ميانجي و مسيرهاي تنظيمي غذا خوردن و تنظيم وزن در مغز شناسايي شده اند ]39[.
محتواي انرژي سلول ها به تعادل بين توليد و مصرف انرژي در سلول ها بستگي دارد. يكي از شرايطي كه مي تواند تعادل انرژي را در سلول به هم زده و نيازهاي هاصي را به سلول تحميل نمايد، ازدياد هزينه كرد انرژي در اثر فشارهاي مختلف رواني و جسماني از جمله انجام فعاليت بدني و تميرن است. به بيان ديگر، در نتيجة تمرين و فعاليت بدني، تعادل انرژي در سلول به هم خورده و هزينه ي انرژي سلول افزايشمي يابد. سلول در پاسخ به اين وضعيت جديد پاسخ هاي موقتي و لازم را از خود نشان مي دهد كه در صورت تداوم يافتن اين وضعيت، رفته رفته به سازگاري مناسب متابوليكي نايل مي شود و در صورت رفع اين فشار تدريجاً وضعيت انرژي سلولي به حالت اوليه ي خود برمي گردد. بنابراين گفته مي شود كه سلول يا اندام يا دستگاه درگير در مقابل فشار فيزيكي وارده سازگار شده است. تمرين و فعاليت هاي بدني منظم، دستگاه هاي مختلف انرژي را درگير كرده و موجب سازگاري هاي عضلاني، تنفسي، قلبي – عروقي و سازگاري متابوليكي مي شود كه متعاقب فعاليت هاي بدني و ورزشي رخ مي دهند ]37[.
شکل 2- 1) تنظيمات جبراني دريافت و مصرف کالري در پاسخ به تغييرات در محتواي چربي بدن است.]47[
2-2-3:كنترل اشتها و هموستاز انرژي
مرکز اصلي هموستاز يا تعادل انرژي در انسان هيپوتالاموس مي باشد ، هرچند نواحي مختلفي از مغز از کورتکس گرفته تا ساقه مغز در رفتار دريافت غذا و هموستاز انرژي دخالت دارند . در بيشترين بزرگسالان ذخاير چربي و وزن بدن عليرغم تغييرات بسيار گسترده مصرف غذاي روزانه و مصرف انرژي به طور چشمگيري ثابت است. براي برقراري تعادل بين انرژي دريافتي و مصرف غذاي روزانه و مصرف انرژي به طور چشمگيري ثابت است. براي برقراري تعادل بين انرژي دريافتي و مصرفي يک سيستم فيزيولوژيکي پيچيده شامل سيگنال هاي آوران و وابران فعاليت مي کند] 1[. اين سيستم شامل مسيرهاي چندگانه اي است که در تعامل با هم وزن را کنترل مي نمايد .در گردش خون هورمون هايي وجود دارند که به صورت حاد و موقت غذا خوردن را شروع يا خاتمه مي دهند وهم هورمون هايي هستند که منعکس کننده چاقي و تعادل انرژي بدن مي باشد. اين سيگنال ها به وسيله اعصاب محيطي و مراکز مغري از جمله هيپوتالموس و ساقه مغزي يکپارچه مي شوند هنگامي که سيگنال ها يکپارچه شوند ، نوروپتيد هاي مرکزي را ، که غذا خوردن و هزينه انرژي را تغيير مي دهند ، تنظيم مي کنند ] 1[.
پيچيدگي رفتار دريافت غذا منعکس کننده ي تعداد نواحي در گير در مغز است. به عنوان مثال ، قشر پيشاني چشمي در گير در سيري ويژه حسي است در حالي که آميگدال در ارزيابي مزه و طعم غذا دخالت دارد . بنابراين رفتار دريافت غذا را مي توان به فاز هاي مختلفي از جمله فاز اشتها ، که شامل جستجو براي غذا است ، و فاز مصرف شامل خوردن واقعي غذا است ، تقسيم بندي کرد ]41[.
براي حفظ يک وزن ثابت در يک دوره ي زماني نسبتا طولاني همواره بايد توازني بين دريافت غذا و هزينه انرژي برقرار باشد . هيپوتالاموس اولين مرکز ي است که حدود 50 سال قبل نقش آن در اين فرايند شناخته شد . عليرغم در گيري نقاط مختلفي از مغز در رفتار غذا خوردن ، هيپوتالاموس به عنوان مرکز اصلي غذا خوردن مطرح مي باشد .در اوايل دهه 1940 نشان داده شد که تزريق يا تحريک الکتريکي هسته ها ويژه اي در هيپوتالاموس ، رفتار تغذيه اي را تغيير مي دهد. هيپوتالاموس شامل چندين هسته مي باشد که در دريافت غذا دخالت دارند شامل هسته هاي کماني (ARC) ، هسته اي مجاور بطني (PVN) ، بخش هاي جانبي هيپوتالاموس (LHA) ، هسته هاي بطني مياني (VMH) و هسته هاي خلفي مياني (DMH). در ARC دو دسته اصلي نورون که به وضعيت تغذيه اي حساس هستند و جود دارند . يکي دسته از ان ها دريافت غذا و اشتها را تحريک و دسته ديگر ان را مهار مي کنند ]41[. هسته هاي بطني مياني (VM) به عنوان ” مرکز سيري” و هسته هاي جانبي هيپوتالاموس (LH) عنوان “مرکز گرسنگي22” شناخته شده اند. هسته هاي کماني (ARC) هيپوتالاموس نيز



قیمت: تومان


پاسخ دهید