منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام فعاليت‌هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1- اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
2- اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
3- اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش.
5- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شکني.
8- اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه‌اي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌هاي غيرعلمي مي‌آلايند.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
دانشکده کشاورزي
پايان نامه براي اخذ درجه کارشناسي ارشد رشته زراعت(M.S.C)
عنوان
بررسي اثر قارچ ميکوريزا و محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين بر عملکرد و اجزا عملکرد ارقام جو در منطقه مجن
استاد راهنما
آقاي دکترجعفر مسعود سينکي
اساتيد مشاور
آقاي دکترداوود حبيبي- آقاي دکتر قنبر لائي
نگارنده
مهدي صديقي
تابستان93
تقدير و تشکر
سپاس و آفرين ايزد جهان آفرين است. آن که اختران درخشان، به پرتو روشني و پاکي او تابنده اند و چرخ گردان به خداست و فرمان او پاينده، آفريننده اي که پرستيدن او راست سزاوار، دهنده اي که خواستن جز او نيست خوش گوار، هست کننده از نيستي، نيست کننده پس از هستي پادشاهي اوراست زيبنده، زيبنده خدايي او راست در خورنده: بلندي و برتري از درگاه او جوي و بس.
شکر و سپاس بي کران خداوند را که اگر تنهاترين تنهايان شويم باز او هست او جانشين همه نداشته هاست اين دستمايه اندک حاصل تلاش و راهنمايي هاي پرفيض استاد فرزانه جناب آقاي دکتر جعفر مسعود سينکي بود که با ارشادات و راهنمايي هاي حکيمانه چون شمعي فروزان معين ظلمتکده مان شده اند. همچنين از اساتيد مشاورم، دکتر قنبر لائي به خاطر همفکري ها و پيشنهادات ارزشمند دکتر داوود حبيبي بسيار متشکرم.
از بهترين عزيزان زندگي ام !
پدر ومادر مهربانم ، همسر عزيزم ، خواهرانم که همواره دعا وهمياريشان همراه با صبر و شکيبايي پشتيبان راهم بود سپاسگذارم.
باشد که اين دستمايه ناچيز رهگشاي زندگي و ملحوظ صاحب نظران و جوانان عزيز قرار گيرد.
وظيفه زن و مرد اي حکيم دانا چيست؟يکي است کشتي و آن ديگري است کشتيبان
چون خداست خرمند و کشتيش محکم دگرچه باک ز امـــواج و ورطــه طوفــان
“ديوان شعر پروين اعتصامي”
فهرست مطالب
عنوانصفحهچکيده11-1 مقدمه21-2 کليات جو61-3 مشخصات گياه شناسي61-4 درجه حرارت71-5 نياز کودي جو81-6 آبياري81-7 برداشت9فصل دوم: بررسي منابع102-1 مقياس BBCH112-2 کود زيستي112-3 قارچ مايکوريزا122-4 انواع ميکوريزا132-5 فوايد همزيستي ميکوريزايي142-5-1 ميکوريزا و افزايش جذب عناصر غذايي142-5-2 ميکوريزا و بهبود جذب آب152-5-3 ميکوريزا و جذب مواد غذايي و تاثير بر عملکرد و اجزا عملکرد162-5-4 کاهش از بين رفتن نهال ها در جابجايي172-6 هيوميک اسيد172-6-1 خواص هيوميک اسيد192-6-2 هيومکس202-7 ريزمغذي ها202-7-1 بيومين212-8 اثر محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين بر عملکرد و اجزا عملکرد212-9 اثر اسيد هيوميک بر ماده خشک232-10 اثر اسيد هيوميک و بيومين بر عناصر، آنزيم ها، فتوسنتز23فصل سوم: مواد و روشها263-1 زمان و محل اجراي آزمايش273-2 ويژگي هاي خاک محل آزمايش273-3 مشخصات طرح آزمايشي و عمليات اجرايي273-4 صفات مورد مطالعه283-5 صفات زراعي و مورفولوژيک283-6 صفات فيزيولوژيک283-6-1 سنجش پرولين283-6-2 سنجش پروتئين293-6-3 سنجش فسفر293-6-4 سنجش رنگيزه ها303-6-5 سنجش پتاسيم303-6-6 سنجش خاکستر313-6-7 سنجش کربوهيدرات313-6-8 محاسبات آماري32فصل چهارم: نتايج و بحث334-1- صفات مورفولوژيک344-1-1- طول ساقه344-1-2- سطح برگ 354-1-3- وزن تر ساقه354-1-4- وزن خشک ساقه
4-1-5- وزن تر برگ
4-1-6- وزن خشک برگ36
37
374-2- صفات فيزيولوژيک404-2-1- کلروفيل a404-2-2- کلروفيل b404-2-3- کلروفيل کل414-2-4- کارتنوئيد424-2-5- خاکستر424-2-6- فسفر434-2-7- پتاسيم444-2-8- پروتئين454-2-9- کربوهيدرات464-2-10- پرولين464-3- عملکرد و اجزاي عملکرد514-3-1- طول سنبله514-3-2- تعداد بوته در متر مربع524-3-3- تعداد دانه در سنبله534-3-4- وزن هزار دانه534-3-5- عملکرد544-4- همبستگي صفات مورفولوژيک و فيزيولوژيک و اجزاي عملکرد جو 57نتيجه گيري کلي59پيشنهادات59منابع60پيوست ها72چکيده لاتين
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول 4-1- نتايج تجزيه واريانس صفات مورفولوژيک گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي38جدول 4-2- مقايسه ميانگين صفات مورفولوژيک گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي
جدول 4-3- مقايسه ميانگين اثرات متقابل مايکوريزا و محلول‌پاشي بر برخي صفات گياه جو
39
39جدول 4-4- نتايج تجزيه واريانس صفات فيزيولوژيک گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي47جدول 4-5- مقايسه ميانگين صفات فيزيولوژيک گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي
جدول 4-6- مقايسه ميانگين اثرات متقابل رقم در مايکوريزا بر برخي صفات گياه جو
جدول 4-7- مقايسه ميانگين اثرات متقابل رقم و محلول‌پاشي بر برخي صفات گياه جو
جدول 4-8- مقايسه ميانگين اثرات متقابل مايکوريزا و محلول‌پاشي بر برخي صفات گياه جو
48
49
49
50جدول 4-9- نتايج تجزيه واريانس عملکرد و اجزاي عملکرد گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي55جدول 4-10- مقايسه ميانگين عملکرد و اجزاي عملکرد گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي55جدول 4-11- ضرايب همبستگي صفات مورفولوژيک، فيزيولوژيک و عملکرد و اجزاي عملکرد گياه جو تحت تأثير تيمارهاي رقم، مايکوريزا و محلول‌پاشي57
چکيده
به منظور بررسي اثرات محلول پاشي کودهاي آلي و کاربرد ميکوريزا بر ارقام جو بهاره آزمايشي در سال زراعي 92-91 در شهر مجن از توابع شهرستان شاهرود اجرا گرديد. اين آزمايش بصورت فاکتوريل در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در سه تکرار و دو رقم جو بهاره(مجن، کلاته)، قارچ ميکوريزا در دو سطح (استفاده از قارچ، عدم استفاده از قارچ) و محلول پاشي در چهار سطح (شاهد(عدم استفاده)، هيوميک 100%، بيومين 100%، هيوميک +بيومين 50%+50% ) در نظر گرفته شدند. نتايج اين تحقيق نشان داد که اعمال قارچ ميکوريزا و محلول پاشي در زراعت جو بر کليه صفات زراعي و مورفولوژيک گياه به جز سطح برگ در سطح احتمال 5 درصد معني دار بود. همچنين استفاده از قارچ ميکوريزا باعث افزايش ميزان خاکستر، فسفر، پروتئين، کلروفيل a و b و کل و کارتنوئيد گرديد، محلول پاشي 100%بيومين و هيوميک+بيومين تاثير بيشتري بر افزايش انواع رنگيزه ها داشت. بررسي ها نيز نشان داد که رقم محلي مجن در صفاتي از قبيل طول ساقه، وزن تر و خشک ساقه، وزن تر و خشک برگ،پتاسيم، پرولين، وزن هزار دانه و در نتيجه عملکرد بيشترين مقدار را کسب کرد. نتايج محلول پاشي نيز نشان داد که محلول پاشي هيوميک باعث افزايش وزن هزاردانه (89/44 گرم) شد. محلول پاشي هيوميک +بيومين در بيشتر صفات مورفولوژيک و فيزيولوژيک و اجزا عملکرد دانه به جز برخي از صفات مورد مطالعه شامل طول ساقه، سطح برگ، وزن تر و خشک برگ، پرو تئين و کربو هيدرات بيشترين ميزان را حاصل شد. نتايج اين ازمايش نشان مي دهد که کودهاي آلي و قارچ ميکوريزا اثرات مثبتي بر صفات مورد آزمايش داشتند.
کلمات کليدي: ارقام جو، کودها آلي، ميکوريزا، صفات زراعي، فيزيولوژيک
1-1 مقدمه
کشاورزي پايدار نوعي کشاورزي است که در جهت منافع انسان بوده، کارايي بيشتري دراستفاده از منابع داشته و با محيط در توازن است، به عبارتي کشاورزي پايدار بايد از نظر اکولوژي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير، از نظر اجتماعي مطلوب و از نظر فرهنگي مورد قبول و قابل اجرا باشد (کهنسال و زارع،1378).
همچنين کشاورزي پايدار نيازمند تعهد و تغيير ساختارهاي عمومي سياسي، نهادهاي دولتي، هنجارها و ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي است، به بياني ديگر مي توان گفت که کشاورزي پايدار به معناي استفادهاز مناسب ترين روش توليد، مطابق با اکوسيستمهاي طبيعي و همچنين با بيشترين ميزان توليد، در کشاورزي است در حالي که در کشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد کوتاه مدت از نهاده هاي کشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود، اين نهاده ها شامل کود، سم، زمين، آب، نيروي کار، سرمايه و فناوري است که استفاده هاي بي رويه از هرکدام، ناهنجاريهايي را به دنبال دارد با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آنان از جمله غذا، کشاورزي به روشهاي ابتدايي و سنتي با بازدهي کم، ديگر جوابگو نيست، در طي سالهاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زير کشت زمين هاي زراعي افزايش و با استفاده از تکنولوژي هاي صنعتي و روشهاي نوين کشاورزي تا حدودي اين نيازها برآورده شده است، به کارگيري روشهاي شيميايي و مکانيکي هرچند توانست کشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع کوتاه مدت کشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاک، اين اجازه را نداد که بگويد: چه مدت مي توان ازاين روش کشاورزي استفاده کرد (کروز1،2004).
در کشاورزي تجاري بااستفاده بي رويه و نامتعادل از کودها و سموم که تخريب خاک و از بين رفتن موجودات خاکزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاک کاهش يافته و نتيجه اين روش کشاورزي، پايين آمدن کيفيت محصولات مي باشد (ساد2،2007).
به طور کلي بايد گفت: کشاورزي پايدار از اهدافي است که بايد هرچه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را کمتر کرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، کشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمتهاي آن بهره جويند، با توجه به عوامل و متغيرهايي نظير ويژگيهاي خاص الگوي زراعي، تناوب زراعي،تقويم عملياتهاي زراعي، تقويم آبياري محصولات مختلف رايج، طيف وسيع ترکيبات کشت نباتات زراعي، محدوديت زمين هاي قابل کشا و رقابت جدي محصولات در کسب آب مورد نياز بهترين روشي که در برگيرنده اطلاعات فوق براي بررسي رفتارهاي زارعين و ارائه راههاي بهينه سازي اين فعاليت ها مي باشد (باقريان و همکاران،1386).
واژه ميکوريز به معني همزيستي بين قارچ و ريشه گياه است، امروزه محققين و پژوهشگران توجه قابل ملاحظه اي به دليل افزايش در رشد گياهان، افزايش ميزان محصول و استفاده از آن به عنوان کود بيولوژيک دارند، هيفهاي قارچ ميکوريز آربوسکولار با نفوذ به درون بافت ميزبان در لايه کورتکس ريشه ميزبان گسترش مي يابند و مواد وورد نياز خود را از گياه جذب مي کنند و در عوض با گسترش شبکه مسيليومي خود در خاک جذب عناصري از قبيل کلسيم، سديم، فسفر، نيتروژن، منيزيم، آهن، منگنز و کربن را در خاک افزايش مي دهند و همچنين مي توانند دامنه وسيعي از آنزيم هاي مستعد را براي تجربه ترکيبات آلي بوجود بياورند(پفلگر و ليندرمن3،1994).
مهمترين عمل قارچ هاي ميکوريز جذب فسفر از خاکهاي با ذخاير فسفر کم مي باشد که اين انتقال با استفاده از انتقال فعال از قارچ به سلول ميزبان صورت مي گيرد، عوامل مختلفي از قبيل نوع خاک، مقدار و نوع مواد آلي خاک، مقدار رطوبت،نور و حرارت در شکل گيري رابطه ميکوريزايي موثر مي باشند(پفلگر و ليندرمن4،1994).
در نظام هاي پايدار، خاک به عنوان جزئي اساسي و حياتي در نظر گرفته مي شود و ميکروارگانيسم هاي موجود در خاک در چرخه عناصر غذايي نقش بسزايي دارند، حضور اين ميکروارگانيسم ها خاک را پويا نگه داشته و اين توانايي را براي پشتيباني پايدار از زندگي گياه بوجود مي آورد، يکي از اصلي ترين ميکروارگانيسم هاي موجود در محيط ريشه ،قارچ هاي ميکوريز آربوسکلار هستند، اين قارچ ها در تمام خاکها حضور دارند و با ريشه اکثر گياهان رابطه همزيستي ايجاد مي کنند ،83%گياهان دو لپه ،79%گياهان تک لپه و همه بازدانگان با قارچ هاي ميکوريز داراي رابطه همزيستي هستند، روابط همزيستي ميکوريزايي تحت واکنش هاي سه جانبه اي که بين گياه ميزبان ،قارچ ميکوريز و شرايط خاک و محيط وجود دارد صورت مي گيرد(تراپه5، 1987 سيوردينگ6،1991). مرفولوژي ريشه گياهان بر ايجاد رابطه همزيستي ميکوريزايي تاثير دارد، به نظر بعضي از محققين پاسخ ضعيف گندميان به قارچ هاي ميکوريز به علفي بودن آنها ارتباط دارد، اين گياهان داراي سيستم هاي ريشه اي بسيار منشعبي بوده که بطور ضعيفي جهت جذب مواد غذايي به همزيستي ميکوريزايي وابسته است، معلوم شده است که ميکوريزي بودن گياه با کمتر بودن تارهاي کشنده ارتباط مستقيم دارد،معمولا ريشه هاي با آلودگي ميکوريزايي زياد داراي تراکم تارهاي کشنده کمتري مي باشند در حاليکه ريشه هايي با آلودگي کم تراکم تارهاي کشنده زيادي دارند(غلامي و همکاران،1379).
يکي از کودهاي با اهميت در بخش مصرف در گياهان هيوميک اسيد مي باشد ،هيوميک اسيد يک پليمر طبيعي است که داراي موضع هاي H+ مربوط به عامل هاي اسيدي کربوکسيل بنزوئيک و فنلي (مکان هاي تبادل کاتيوني) است(سردشتي و همکاران،1386).اين اسيد ماکرومولکول پيچيده آلي مي باشد که با پديده هاي شيميايي و باکتريايي در خاک تشکيل مي شود و نتيجه نهايي عمل هوميفيکا سيون است(سردشتي و همکاران،1386) . مواد آلي خاک تاثير کنترل کننده اي بر باروري خاک دارد که بدون آن لايه سطحي زمين را به سختي مي توان به عنوان خاک در نظر گرفت(هپکينس و استراک7،2003).اسيد هيوميک و اسيد فولويک از منابع مختلف نظير خاک ،هوموس، پيت، ليگنيت اکسيد شده، زغال سنگ استخراج مي شود که در اندازه مولکولي و ساختار شيميايي متفاوت اند(سردشتي و همکاران،1386).
اسيد هيوميک در اثر تجزيه مواد آلي به ويژه مواد با منشا گياهي بوجود مي آيد و در خاک، زغال سنگ و پيت يافت مي شود و با وزن مولکولي 300000-30000 سبب تشکيل کمپلکس پايدار و نامحلول با عناصر ميکرو مي گردد(مکوئيک و همکاران8،2001). کاربرد اسيد هيوميک در گياه بصورت محلول پاشي و خاکي موجب افزايش هورمون هاي اکسين، سيتوکنين و جيبرلين در گياه مي شود (عبدل ماوگواد و همکاران9،2007).اسيد هيوميک از طريق افزايش رشد گياه به خصوص ريشه ها، ميزان فتوسنتز، جذب عناصر غذايي، سطح برگ، بيوماس گياهي و نفوذ پذيري بافت هاي گياهي مي شود(چن و اويد10،1990). کاربرد اسيد هيوميک به صورت محلول پاشي و کاربرد در خاک و کارايي عناصر غذايي در گياه مي شود(ادني و همکاران11،1998).
مقادير بسيار کم از اسيد هاي آلي به دليل وجود ترکيبات هورموني اثرات مفيدي در افزايش توليد و کيفيت محصولات کشاورزي دارند(سماوات و ملکوتي12،2005). همچنين اسيد هيوميک با افزايش فعاليت آنزيم روبيسکو سبب افزايش فعاليت فتوسنتزي گياه مي شود(دلفين و همکاران13،2005). سبزواري و همکاران (1388) در تحقيقي عنوان نمودند که با توجه ملاحظات زيست محيطي اخيرا استفاده از انواع اسيدهاي آلي براي بهبود کمي و کيفي محصولات زراعي و باغي رواج فراوان يافت است، مقادير بسيار کم از اسيدهاي آلي اثرات قابل ملاحظه اي در بهبود خصوصيات فيزيکي ،شيميايي و بيولوژيکي خاک داشته و به دليل وجود ترکيبات هورموني اثرات مفيدي در افزايش توليد و بهبود کيفيت محصولات کشاورزي دارند.
در اين تحقيق سعي مي شود تا به صورت علمي و با اندازه گيري صفات مختلف مرتبط با عملکرد نهايي محصول، تاثير کودهاي آلي و قارچ ميکوريزا بر عملکرد و اجزا عملکرد دانه و نيز خصوصيات کيفي دانه جو و انتخاب بهترين رقم مورد استفاده در منطقه و اثر متقابل (رقم و کود آلي) ،(رقم و ميکوريزا) و(رقم و کودآلي و ميکوريزا) جهت افزايش حداکثر عملکرد دانه به کشاورزان منطقه مجن معرفي شود.منظور از کشاورزي پايدار حذف نهاده ها (سم و کود) نمي باشد.بلکه منظور استفاده بهينه از اين عوامل(کودهاي بيولوژيک) جهت کشاورزي مدرن و دقيق و تلفيق آن با کشاورزي سنتي مي باشد. بطوريکه در طي چندين سال متوالي، شاهد يکنواختي در برداشت محصول باشيم.
بر اين اساس اهداف ذيل در اين مطالعه دنبال گرديد:
1- بررسي اثر محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين بر عملکرد و صفات فيزيولوژيک
2- بررسي اثر قارچ مايکوريزا بر عملکرد و اجزا عملکرد جو.
3- بررسي انتخاب بهترين رقم در تيمار کودهاي آلي در شرايط آزمايش
4- بررسي اثر محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين بر صفات فيزيولوژيک
همچنين باتوجه به رويکردهاي جديد به مقوله توليد در کشاورزي و مطرح شدن مباحث مربوط به پايداري و استفاده از نهاده هايي که باعث افزايش کارايي مي شوند و همچنين باتوجه به اهميت جو در سيستمهاي کشاورزي به عنوان يک منبع بسيار در تغذيه دام و طيور و با توجه به ضرورت تحقيق و پژوهش جهت افزايش راندمان و بهره وري توليد جو اين آزمايش باهدف ارزيابي محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين به عنوان مواد طبيعي و قارچ ميکوريزا به عنوان کود بيولوژيک و همچنين کاهش مصرف کودهاي شيميايي و حفظ محيط زيست مورد بررسي قرار داده است.
1-2 کليات جو
جو با نام علمي (Hordeum vulgare) يکي از قديمي ترين غلات است که در مناطق معتدله دنيا کشت مي گردد(ايران نژاد وشهبازيان،1384).
جو يکي از قديمي ترين گياهان زراعي مي باشد که توسط انسان اهلي شده و در نقاطي از خاور نزديک که کاوشهاي باستان شناسي صورت گرفته هميشه با گندم ديده شده است، جو گياهي است که دامنه انتشار و سازش اقليمي وسيعي دارد ودر عين حال ارزش تجارتي آن به مراتب کمتر از گندم مي باشد و به همين دليل در نقاطي از مناطق خشک که ميزان بارندگي بسيار اندک و غيرقابل پيش بيني و متغير است و تکافوي توليد محصولات رضايت بخش گندم را نمي کند زراعت مي شود، جو که براي توليد دانه آن کشت مي شود، مصارف بسيار زيادي در تغذيه انسان و دام دارد، ارزش علوفه اي دانه جو، قابل مقايسه با ارزش علوفه اي دانه ذرت مي باشد، در بعضي از نواحي دنيا، دانه هاي جو غذاي اصلي تعداد زيادي از مردم مي باشد. کاه جو در تغذيه دام مورد استفاده قرار مي گيرد و ارزش علوفه اي آن بيشتر از کاه گندم است (نورمحمدي و همکاران،1383).
جو در مقايسه با گندم تحمل بيشتري به خشکي و بيماريها دارد و در شرايط نامساعد محيطي و کمبود بارندگي، عملکرد آن بيشتر از گندم است، مقاومترين ارقام جو پاييزه از ارقام گندم هاي پاييزه به سرمازدگي هاي زمستانه حساس تر مي باشند و بدين سبب جو پاييزه به استثناي مناطقي که زمستانهاي ملايم دارند محصولي با قابليت اعتماد کمتري نسبت به گندم پاييزه دارا مي باشند (نور محمدي و همکاران،1383).
سطح برداشت جو ايران درسال زراعي 1388-1387 حدود 68/1 ميليون هکتار برآورد شده که 16/43 درصد آن آبي و 84/56درصد ديم بوده، که ميزان توليد جو در اين سالها حدود 45/3 ميليون تن برآورد شده است، استان خراسان رضوي با 65/13 درصد و استان هرمزگان با 08/0 درصد از کل اراضي جو کشور به ترتيب بيشترين و کمترين سطح اين محصول را به خود اختصاص داده اند ، استان هاي کرمانشاه، لرستان، همدان، گلستان و اردبيل نيز به ترتيب با 80/10 ، 29/8 ، 32/6 ، 88/5 ، 94/4 درصد از اراضي برداشت شده جو کشور مقام هاي دوم تا ششم را دارا هستند (آمارنامه وزرات جهاد کشاورزي،1388).
1-3 مشخصات گياه شناسي
جو يکي از گياهان مهم تيره غلات گرامينه14 است گياهي از جنس هاردوم15 و گونه ساتيوم16 يا ولگار17 مي باشد، ريشه جو مانند ساير غلات افشان و سطحي است، حدود 61درصد ريشه آن درعمق 25سانتي متري اول خاک گسترش يافته وبندرت ريشه جو تا عمق 120 سانتي متري خاک نفوذ مي کند، جو در ابتداي رشد شبيه يک گياه علفي و بتدريج که رشد مي کند ساقه و برگهاي آن بوجود مي آيند، ساقه جو ماشوره اي، شبيه ساقه گندم و گره دار است، برگهاي جو باريک و به رنگ سبز روشن و داراي انتهاي گرد (مدور) است، در صورتي که انتهاي برگهاي گندم تيز مي باشد، از محل هرگره ساقه يک برگ خارج شده و نيام هر برگ قسمتي از ساقه را در بر مي گيرد، در محل برخورد برگ به ساقه دو زائده بزرگ به نام گوشوارک (استيپول18) و يک زائده بيرنگ و نيمه کروي به طول 2 تا3 ميليمتر به نام زبانک (ليگول19) وجود دارد، زبانک ليگول در جو بلندتر از گندم مي باشد (خدابنده،1389).
جو گياهي است يک پايه و داراي گل آذين سنبله اي مرکب طول سنبله يا محور اصلي آن حدود 7 تا15 سانتي متر است، هر سنبله از سنبلک ها تشکيل شده و هر سنبلک داراي سه گل مي باشد که در بعضي از انواع يک گل بارور مي شود و اين جوها دو رديفه نام دارد، در برخي نيز دو گل بارور شده و جوهاي چهار رديفه را بوجود مي آورند، در بعضي انواع هر سه گل بارور شده و شامل جوهاي شش رديفه مي باشند، گلها در جو داراي سه پرچم و يک مادگي مي باشند، جوگياهي است خودگشن يا اتوگام گلدهي از قسمت تحتاني سنبله شروع شده و مدت آن حدود 5تا8 روز است (خدابنده،1389).
دانه جو به صورت گندمه است که در بيشتر انواع همراه با پوشه و پوشينه و در پاره اي از انواع لخت مي باشد. بيشتر انواع جو رشيک دار مي باشند، وزن هزاردانه در جوهاي مختلف بين 35 تا75 گرم متفاوت است. طول يا اندازه جو به طور متوسط 8تا 11 و ضخامت آن 3 تا5/3 ميليمتر است (کاظمي اربط،1386).
1-4 درجه حرارت
گياه جو در آب و هواي گرم و مرطوب به خوبي جوانه زده و کمترين درجه حرارت براي جوانه زني (4-2درجه سانتي گراد) بوده است، جوهاي حساس به سرما در 12درجه سانتي گراد، خيلي حساس به سرما در 16درجه سانتي گراد و مقاوم به سرما حدود 8 درجه سانتي گراد جوانه زني بذر را دارند و بهترين درجه حرارت براي جوانه زني 15درجه سانتي گراد مي باشد و نياز حرارتي جوهاي بهاره 1450 تا 1700 درجه سانتي گراد و جوهاي پاييزه 150 تا 2000 درجه سانتيگراد بوده و دماي بسيار زياد با شرايط خشک مانع رشد طبيعي و رسيدن گياه مي شود(نور محمدي و همکاران،1389).
1-5 نياز کودي جو
نياز کودکي بستگي به خاک و شرايط محيط و رقم جو و نوع استفاده آن دارد کود دامي در صورت نياز متوسط 40-30 تن در هکتار يا 5 تن کمپوست در هکتار و در کشت بهاره (کودهاي مورد نياز يکباره در هنگام کاشت داده شده) در کشت پاييزه قبل از شخم و کود دامي براي مناطق سرد جهت افزايش درجه حرارت خاک و محيط اطراف جويبار مفيد است کودهاي شيميايي مانند کودهاي فسفره (100-70 کيلوگرم در هکتار) و پتاسه در صورت نياز مخصوصا در زمين هاي آهکي و شني (100-70 کيلوگرم در هکتار) قبل از کاشت و کودهاي ازته (بسته به رقم، شرايط زمين، مقاومت به ورس) (دادن کود نيتروژن خالص بايد دقت بيشتري کرد) تناوب و غيره، اگر بعد از گياهان وجيني در تناوب قرار گيرد ميزان مصرف ازت کمتر از (20-15 کيلوگرم در هکتار) و کود ازته بصورت عادي (150-100 کيلوگرم در هکتار) يک سوم در زمان کاشت، دو سوم بصورت سرک (يک سوم در زمان ساقه دهي و يک سوم قبل از خوشه دهي مصرف شود) به کمبود آهن، منگنز، روي (20 کيلوگرم سولفات روي بدون آب يا 40 کيلوگرم آبدار) و مس حساس و به کمبود بر حساسيت نداشته و گوگرد (250 کيلوگرم در هکتار) که مصرف همگي آن ها قبل از کاشت توصيه مي شود (ملازاده،1391).
1-6 آبياري
تعداد دفعات آبياري براي جوهاي پاييزه 5-4 و براي جوهاي بهاره 3 بار است کمبود آب موجب تقليل سرعت نمو، سريعتر متوقف شدن نمو و در نتيجه زود رس ساختن آن مي گردد، در شرايط مساعد براي رشد و نمو، هنگامي که حاصاخيزي خاک در سطح نسبتا مطلوب باشد مقدار آب مورد نياز براي جو کمتر از ساير غلات مناطق معتدله مي باشد، جو براي رشد و نمو نياز شديدي به آب دارد اصول کلي آبياري جو شبيه گندم مي باشد، کمبود آب در هر يک از مراحل رشد تاثير منفي بر روي رشد و نمو و عملکرد خواهد داشت. حساس ترين مرحله به تنش رطوبتي مرحله بين گرده افشاني و رسيدن دانه ها مي باشد که باعث کاهش قابل ملاحظه وزن هزر دانه مي شود، مراحل حساس زندگي جو که در آن احتياج بيشتري به آب دارد عبارتند از: مرحله جوانه زني، مرحله به ساقه رفتن، مرحله توليد سنبله، مرحله توليد گل، و مرحله توليد دانه مي باشد(خدابنده ،1389).
1-7 برداشت
جو را زماني بايد برداشت نمود که اندام هاي مختلف گياه بخصوص دانه هاي رسيده و از حالت شيري خارج شده و تقريبا سخت باشند. همچنين رنگ برگ ها و ساقه ها و سنبله ها کاملا زرد شده باشند و قبل از آنکه سنبله ها کاملا خشک شوند، بايد نسبت به برداشت اقدام نمود تا خطر شکستن و افتادن سنبله ها و ريزش دانه ها پيش نيايد، بهترين موقع برداشت زماني است که رطوبت گياه مخصوصا دانه ها به حدود 15درصد رسيده باشد، نحوه ي برداشت معمولا در مناطق مختلف متفاوت بوده و مانند گندم و با وسايل مختلف نسبت به برداشت جو اقدام مي شود، بهترين وسيله براي برداشت سريع جو همچنان که در گندم بيان شد استفاده از کمباين مي باشد(کاظمي اربط،1386).
فصل دوم
مروري بر تحقيقات انجام شده (بررسي منابع)
2-1 مقياس BBCH
مقياس BBCH يکي از کدهاي مشابه و يکسان مراحل رشدي فنولوژيکي در کليه گياهان تک لپه و دولپه مي باشد (هاکتال20،1992). کدهاي عددي که به مراحل رشدي اوليه و ثانويه تقسيم مي شود و پايه و اساس کدها توسعه و گسترش در غلات مشخص مي شود(زادوک و همکاران21،1974).
اين مقياس براساس شناسايي مراحل کامل رشدي از زمان کاشت بذر تا زمان برداشت با نمايش کدهاي دو عددي که از 00 تا99 ادامه مي يابد مشخص مي شود و براي هر يک از گياهان زراعي و باغي شامل چندمرحله اصلي رشد رويشي و فنولوژيک خواهد بود و خود مراحل رشدي اصلي گياه به کدهاي ثانويه يا فرعي تقسيم مي شوند که تعداد مراحل اصلي و ثانويه هرگياه متفاوت مي باشد(زادوک و همکاران،1974).
درگياه جو مراحل رشدي به 10 مرحله اصلي تقسيم شده که عبارتنداز: 1- مرحله جوانه زني 2- توسعه برگ 3- پنجه زني 4- ساقه رفتن 5- مرحله بوت 6- ظهور گل آذين7- گلدهي 8- توسعه ميوه 9- رسيدن 10- پيري
و هر يک از کدهاي اصلي ذکرشده داراي کدهاي فرعي است،
همچنين اين مقياس يک مقياس بين المللي جهت تشخيص مراحل فنولوژيکي و رشد رويشي و زايشي در گياهان زراعي و محصولات باغي مي باشد(جدول BBCH به پيوست ارجاع شد).(صفحه 71)
2-2 کود زيستي
استفاده از جانداران مفيد خاکزي تحت عنوان کودهاي زيستي به عنوان طبيعي ترين و مطلوب ترين راه حل براي زنده و فعال نگه داشتن سيستم حياتي خاک مطرح مي باشند، عرضه مواد آلي به خاک به دليل پاسخگويي به مبرم ترين نياز آن بزرگترين مزيت اين قبيل کودهاست، علاوه بر اين، تامين عناصر غذايي به صورت کاملا متناسب با تغذيه طبيعي گياهان، کمک به تنوع زيستي، تشديد فعاليتهاي حيات، بهبود کيفيت و حفظ سلامت محيط زيست و در مجموع حفظ و حمايت از سرمايه هاي ملي (خاک، آب، منابع انرژي غيرقابل تجديد) از مهم ترين مزاياي کودهاي زيستي محسوب مي شود (صالح راستين،1380شارما22،2008).
از سوي ديگر توليد مصرف بي رويه نهاده هاي شيميايي (قارچ کشها، کودهاي شيميايي و افت کشها) در کشاورزي متداول در طي چند دهه اخير مشکلات زيست محيطي بسيار زيادي را سبب گرديده است که در اين ميان مي توان به معضلاتي نظير آلودگي منابع آب و خاک، کاهش کيفيت محصولات غذايي و برهم خوردن تعادل زيستي در محيط خاک که صدمات جبران ناپذيري به اکوسيستم هاوارد مي سازد اشاره کرد(ساندارا و همکاران23،2002کاپور و همکاران24،2002شارما و همکاران25،2008).
راه حل اساسي اين مشکلات حرکت به سوي کشاورزي پايدار بر پايه استفاده هرچه بيشتراز نهاده هاي درون مزرعه اي از جمله کودهاي زيستي مي باشد (کاپور و همکاران26،2004شارما27،2008 صالح راستين،1380).
بطور معمول جانداران مورد استفاده براي توليد کودهاي زيستي، از خاک منشا مي گيرند و در اغلب خاکها حضور فعال دارند بااين حال در بسياري از موارد بدليل عواملي تنش هاي محيطي بلندمدت (يخبندان، خشکي، غرقابي و دماي شديد) مصرف فراوان و مکرر نهاده هاي شيميايي و عدم حضور گياه ميزبان مناسب براي ارگانيسم هاي همزيست به مدت طولاني، کميت و کيفيت آنها در حد مطلوب نيست و به همين دليل استفاده از مايه تلقيح آنها ضرورت پيدا مي کند(صالح راستين،1380).
از انواع کودهاي زيستي مي توان به قارچ هاي مايکوريزايي، ميکروارگانيسم هاي حل کننده فسفات و ورمي کمپوست اشاره کرد که امروزه کاربرد فراواني در سيستم هاي کشاورزي پايدار به منظور دستيابي به افزايش کيفيت و پايداري عملکرد محصولات زراعي و باغي دارند(صالح راستين،1380).
2-3 قارچ مايکوريزا
همزيستي مايکوريزايي از رايج ترين و سابقه ترين روابط همزيستي در سلسله گياهان است که در اکثر اکوسيستم ها وجود دارد بطوري که اکثر گياهان (در حدود 95درصد گونه هاي گياهان آوندي) لااقل يکي از تيپ هاي مايکوريزا را دارا هستند (صالح راستين،1380اردکاني و همکاران،1379).
قارچ هاي مايکوريزايي به دو دسته کلي اکتومايکوريزا و اندومايکوريزا تقسيم بندي مي شوند، قارچ هاي اکتومايکوريزا بدرون سلولهاي ريشه وارد نمي شوند و به همين دليل حالت مايکوريزايي آنها بيروني خوانده مي شود و شکلي از همزيستي است که در آن يک شبکه پيچيده هيف بين اپيدرم ريشه و سلولهاي پوست تشکيل شده و به داخل خاک گسترش دخالت دارند(اسميت و همکاران28،1997).
بيش از پنج هزار گونه درتشکيل مايکوريزا بيروني با حدود دوهزار گونه از گياهان (اکثرا از انواع درختان جنگلي سوزني برگ و پهن برگ) دخالت دارند (لکزيان،1389).
گروهي از قارچ هاي مايکوريزايي که با گياهان زراعي همزيستي دارند با نام اندومايکوريزا مشخص مي شوند، اين نوع نام گذاري براي مايکوريزاي دروني بدليل نفوذ قارچ به داخل سلولهاي پوست ريشه مي باشد در اين گروه ميسيليون قارچ و در بين و داخل سلولهاي گياه ميزبان رشد مي کند. بخش قابل توجهي از اين قارچ ها تحت عنوان مايکوريزايي و زيکولار آربوسکولار يا وام 29دسته بندي مي شوند و با تعداد بسياري از گياهان زراعي و باغي رابطه همزيستي دارند، مبناي نام گذاري اوليه قارچ هاي وام به علت توليد اندام هاي قارچي خاص به شکل بوته کوچک (آرباسکول) و نيز محفظه يا کيسه انباشته از مواد ذخيره (وزيکول) درون ريشه گياهان ميزبان است، آرباسکول ها معمولا در سلولهاي بخش دروني پوست ريشه تشکيل مي شوند. بدين نحو که هيف قارچ پس از نفوذ به داخل سلول، با ايجاد مداوم انشعابات دو شاخه اي که به تدريج نازک تر و ظريف تر مي شوند، در مجموع ساختاري مشابه يک درختچه کوچک بوجود مي آورند که به دليل سطح تماس گسترده با سلول ميزبان قادر به تبادل مواد غذايي بين قارچ خاص و گياه ميزبان است (شارما و همکاران30،2008اسميت31 و همکاران،1997).
2-4 انواع ميکوريزا
قارچ هاي ميکوريزا براساس وضعيت قرار گرفتن ميسيليوم هاي آنها روي ريشه گياهان ميزبان به گروه هاي زير تقسيم مي شوند (باگو32،1997).
1- اکتوميکوريزا33 تشکيل هيف در بيرون از سلول پارانشيمي ريشه
2- اندوميکوريزا34تشکيل هيف در داخل سلول پارانشيمي ريشه
3- اکتندوميکوريزا35 تشکيل هيف هم در بيرون و هم درداخل سلول پارانشيمي ريشه
4- ارکد ميکوريزا36
5- اريکوييد ميکوريزا37
2-5 فوايد همزيستي ميکوريزايي
2-5-1 ميکوريزا و افزايش جذب عناصر غذايي
مهمترين و معتبرترين تاثير رابطه همزيستي مکوريزا اربسکولار افزايش جذب عناصر معدني و به ويژه فسفر در گياه ميزبان مي باشد، اين تاثير بخصوص در اراضي که فسفر محلول در خاک کم بوده يا دراثر خشکي ضريب پخشيدگي عنصر فسفر بسيار کاهش يافته است مشهودتر است، گونه هاي مختلف قارچ هاي ميکوريزي نيز کارايي متفاوتي در افزايش جذب فسفر در گياه ميزبان دارند، گونه هاي مختلف قارچ ها در گياه لوبيا باعث افزايش وزن خشک گياه بين 18 تا23درصد و افزايش جذب فسفر بين 60 تا335 درصد شده اند(گيانشور و همکاران38،1996). (جفريس و همکاران39،1997) نشان دادند که لکني زايي ميکوريز و زيکولار آربوسکولار در گندم به طور معني داري وزن ماده خشک اندام هوايي، ريشه ها و کاه ها را در هنگام رسيدگي کاهش داد، اما عملکرد دانه افزايش داد، اين افزايش عملکرد دانه به خوبي اثر مثبت ميکوريزا را بر تخصيص ماده خشک به دانه نشان مي دهد (منصوري و احمدي مقدم،2007). در آزمايشي نشان دادند که قارچ هاي ميکوريز جذب عناصر سنگين رادر جو کاهش مي دهند. (گرانت و همکاران40،2005) گزارش دادند که جذب فسفر در بسياري از گياهان زراعي به وسيله همزيستي با قارچهاي ميکوريز بهبود مي يابد. همزيستي قارچ ميکوريزا با اغلب گياهان منجر به توليد کلني هاي ريشه شده و تحت شرايط تنش خشکي باعث بهبود توليد تعدادي از گياهان زراعي مي شود، بهبود توليد در گياهان ميکوريزي را به جذب بيشتر عناصر غذايي غير متحرک مانند فسفر، روي و مس نسبت مي دهند(قاضي و جوهان زاک41،2003). ميکوريزا از طريق بهبود جذب عناصر غذايي سبب افزايش رشد و وزن گياه مي شود(جفريس و همکاران42،2003). وجود شبکه گسترده هيف هاي قارچ، افزايش جذب آب و عناصر غذايي را براي گياه مهيا مي کند(ملکوتي،1378). مهمترين نقش قارچ ميکوريزا در نظام هاي زراعي عبارت است از:افزايش قابليت دسترسي عناصر غذايي به ويژه فسفر براي گياهان است(کاردوسو و کويپر43،2006). تا کنون پژوهش هاي بسياري در زمينه تاثير قارچ ميکوريزا در افزايش جذب عناصر غذايي انجام شده، به گونه اي که در گزارشي درباره عنصر فسفر غلظت و ميزان جذب اين عنصر در گياهان ميکوريزايي چندين برابر گياهان غير ميکوريزايي گزارش شده است(چن و چريستي44،2001). از ديگر پيامدهاي قارچ ميکوريزا در اکوسيستم هاي طبيعي کاهش جذب عناصر سنگين در مقادير بالا از خاک به گياه ميزبان مي باشد(آندراد و همکاران45،2005 زهو و همکاران46،2001).
2-5-2 ميکوريزا و بهبود جذب آب
شواهد بسيار زيادي وجود دارد که نشانگر اين است که ميکوريزا مي توانند سبب تغييراتي در روابط آبي گياه و بهبود مقاومت به خشکي ويا تحمل در گياه ميزبان شود، بسياري از محققين اين خصوصيات را يک واکنش ثانويه در نتيجه بهبود جذب عناصر غذايي مي دادند و آلودگي ريشه گياهان با قارچ هاي ميکوريزا پارامترهايي مانند هدايت هيدروليکي، پتانسيل آب برگ، مقاومت برگ و سرعت تعرق را تحت تاثير قرار مي دهد مطالعات نشان داده است که علت اين تغييرات احتمالا ناشي از بهبود جذب عناصر غذايي است،
آلن 47(1991)در يک آزمايش گلخانه اي روي دو يا ملاحظه کردند هدايت هيدروليکي در گياهان ميکوريزايي نسبت به گياهان غيرميکوريزايي 70درصد بيشتر است. به طور کلي نتايج آزمايشات نشان مي دهند که ميکوريزا در شرايط تنش خشک نسبت به شرايط مرطوب در بهبود رشد گياه اهميت بيشتري دارد و در مناطق خشک سبب افزايش تحمل گياه به تنش خشکي مي شود، بسياري از محققين اين اثرات را ناشي از تنظيم بهتر روزنه ها، بهبود تغذيه اي به خصوص فسفر و انتقال هيفي آب مي دانند(مهندس48،1987).
يکي از اثرات مهم قارچ هاي ميکوريزايي تعديل اثرات تنش خشکي است، در حقيقت همزيستي ميکوريزايي مي تواند از گياه ميزبان در برابر اثرات زيان بار تنش خشکي حمايت کند(سانچز و هنروبيا49،1994). از مهمترين اثرات مطلوب رابطه همزيستي ميکوريزايي، ريشه گياهان در شرايط خشک و نيمه خشک يا تنش خشکي که توسط پژوهشگران متعدد گزارش شده است مي توان جذب مستقيم آب توسط هيف هاي قارچ در خاک و انتقال آن به گياه ميزبان (دنمد و شو50،1960گوي لامبو51،2000)، و همچنين افزايش جذب آب از طريق افزايش هدايت هيدروليکي برگ و فعاليت فتوسنتزي (اگه و همکاران52، 1987 دل و همکاران53، 2000) نام برد.
2-5-3 ميکوريزا و جذب مواد غذايي و تاثير بر عملکرد و اجزا عملکرد
تمامي گياهان به نحوي در ارتباط با رابطه همزيستي مايکوريزا مي باشند. نظر به اينکه گياهان اولين توليدکنندگان در هر اکوسيستمي مي باشند، لذا مي توان نتيجه گيري کرد که همه موجودات زنده و تمامي اکوسيستم ها از باکتريها گرفته تا انسان و از خاکهاي مرطوب تا صحراهاي خشک به نوعي وابسته به روابط همزيستي مايکوريزايي مي باشند، به عبارت همزيستي مايکوريزا يکي از کاربردي ترين و در عين حال گسترده ترين و مهم ترين رابطه همزيستي موجود در کره زمين است (مجيديان،2003 غلامي،2002اردکاني،2000 گو54،2001). يکي از مهمترين اثرات قارچ هاي مايکوريزا، افزايش عملکرد گياهان زراعي خصوصا در خاکهايي با حاصلخيزي پايين است. ارتاس55(1996) معتقد است استفاده از قارچ ميکوريزا سرعت رشد گياه را افزايش داده و بر تخصيص و انتقال مواد بين ريشه و ساقه اثر مي گذارد، به طوري که با جذب بيشتر عناصر غذايي و انتقال آنها، افزايش وزن خشک اندام هوايي را موجب مي شوند،اين افزايش عملکرد ممکن است به دليل افزايش سطح جذب ريشه ها باشد، که از طريق نفوذ ميسيليوم قارچ در خاک و براي دسترسي گياهان زراعي به حجم بيشتر از خاک باشد(کلارک و زاتو56،2002). اين قارچ با جذب P ساير عناصر متحرک مثل Cu و Zn در ذرت، سويا و سورگون سبب افزايش رشد اين گياهان مي شود (جوهانسون همکاران57،2004). همچنين اين قارچ باتوجه به قابل جذب کردن عناصري که باعث مسموميت خاک و بالابردن EC در خاک و جلوگيري از جذب آنها و عناصر ديگر مي شود، نيز کمک شايان ذکر مي کند(پاردو و همکاران58،2000). به طور کلي کاربرد قارچ ميکوريزا سبب افزايش ارتفاع گياه نسبت به تيمار عدم استفاده از مايکوريزا شده است، اساسا ارتفاع گياه علاوه بر وابسته بودن به شرايط ژنتيکي به عوامل محيطي نيز وابسته است(سمرا59،1997). گزارشات محققين حاکي از آن است که در غلات مختلف، همزيستي با ميکوريزا باعث افزايش وزن 100 دانه مي شود (شيراني راد،1377پانوار60،1993). ثمربخش (1385) اظهار داشت که طول بلال، وزن بلال، وزن چوب بلال و قطر بلال گياهان لکينزه شده با قارچ ميکوريزا آربوسکولار نسبت به گياهان لکينزه نشده با قارچ ميکوريزا آربوسکولار بيشتر است. ابدالي(1382) اظهار داشت که کاربرد قارچ ميکوريزاي نسبت به عدن کاربرد آن در شرايط تنش رطوبتي سبب افزايش، طول بلال، تعداد کل دانه در بلال و عملکرد دانه ذرت مي شود.
2-5-4 کاهش از بين رفتن نهال ها در جابجايي
در اين مورد نيز همزيستي ميکوريزي از طريق افزايش سطح جذب کنندگي ريشه باعث پايداري و مقاومت بيشتر گياهان منتقل شده به اراضي مي شوند، تحقيقات نشان داده است که رشد نشاهاي گوجه فرنگي ميکوريزي شده با گلوموس موسه درخاکي با فسفر کم، بهتر از نشاهاي بدون ميکوريزا بوده است، همچنين گوجه فرنگي هاي ميکوريزي وزن خشک بالاتري داشته و درصد بقاي نشاهاي ميکوريزي بيشتر از غيرميکوريز مي باشد، در تحقيق مذکور تعداد گره ها، شاخه هاي عمودي و برگهاي گياهان در نشاهاي ميکوريزي تقريبا دو برابر نشاهاي غيرميکوريزي بوده است



قیمت: تومان


پاسخ دهید