دانشکده مذاهب
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته مذاهب فقهي
تکثير جمعيت در فقه اسلامي (مباني و سياست‌ها)
استاد راهنما :
حجت الاسلام والمسلمين دکتر سيد محسن فتاحي
استاد مشاور :
حجت الاسلام والمسلمين دکتر رضا اسلامي
نگارنده : فائزه نصيري نصر
تابستان 1393

حمد و سپاس خداوندي را که با نعمت وجود، منت ابدي و ازلي را بر سر مخلوق نهاد و با نعمت هدايت او را خالد در سرور و عزت نمود.
سپاس خداوندي را سزاست که بهترين بندگانش را راهنماي جهانيان گردانيد و به واسطه فيض وجود او دين خود را کامل و حسن بخشيد و اين فيض را در سلاله او تا آخرين امامش ساري و جاري گردانيد.
سلام و درود خداوند بر آخرين پيامبر پاکش و امامان بعد از او باد، و سلام و درود خداوند بر آن امام همام که فيض وجود جهان به افاضه از او جاري است.

تقديم به
پدر و مادر مهربانم و اساتيد و آموزگاراني که با تلاش خود درس عشق و محبت را به من آموخته و راه و رسم زندگي را نشانم دادند.

چکيده
بررسي ديدگاه اسلام، درباره جمعيت و سياست هاي جمعيتي يکي از موضوعات ضروري و با اهميت در جوامع اسلامي مي باشد. از آنجا که در مباحث جمعيت شناسي، چهار نظريه کلي ـ نظريه کاهش جمعيت، نظريه افزايش جمعيت، نظريه جمعيت ثابت و نظريه جمعيت مطلوب ـ درباره جمعيت و سياست هاي جمعيتي وجود دارد برخي اصل اوليه در سياست هاي جمعيتي در فقه اسلامي را سياست افزايش جمعيت دانسته و معتقدند به دليل مطلوبيت استيلاد و افزايش نسل مسلمانان، اين سياست داراي مطلوبيت ذاتي مي باشد و بر همين اساس سعي بر استخراج حکم و ادله فقهي سياست تکثير جمعيت نموده اند. البته اين نظريه داراي چالشها و آسيب هايي نيز مي باشد که بزرگترين چالشهاي موجود در مقابل اين نظريه، سياست “کنترل جمعيت” و “تنظيم خانواده” بوده و آسيب هاي اقتصادي و فرهنگي نيز براي آن وجود خواهد داشت.

کليد واژه: سياست هاي جمعيتي، استيلاد، عزل، اخصاء
فهرست مطالب
فصل اول: کليات و مفاهيم
گفتار اول: کليات2
1-تعريف و تبيين موضوع2
2-ضرورت و اهميت موضوع3
3- هدف تحقيق……………………………………………………………………………………………….3
4-پيشينه تحقيق3
5-سؤالات تحقيق4
الف: سؤال اصلي4
ب: سؤالات فرعي4
6-فرضيه تحقيق……………………………………………………………………………………………….4
7- امتياز تحقيق………………………………………………………………………………………………..4
8-ساختار تحقيق…………………………………………………………………………………………………..4
9-محدوديت ها و مشکلات تحقيق……………………………………………………………………………..5
10-روش تحقيق5
11-مفاهيم و اصطلاحات
الف) مفهوم عزل6
ب) مفهوم استيلاد7
ج) مفهوم اخصاء8
فصل دوم: جمعيت شناسي و سياست هاي جمعيتي
گفتار اول: جمعيت شناسي10
1-تعريف جمعيت14
2-نظريات جمعيت شناسي15
2-1)نظريه افزايش جمعيت15
2-2)نظريه کاهش جمعيت18
2-3)نظريه جمعيت ثابت22
2-4)نظريه جمعيت متناسب و مطلوب24
3- بررسي نظريه هاي جمعيت شناسي از منظر فقه اسلامي25
4-نظريه جمعيتي مورد نظر در فقه اسلامي26
گفتار دوم: سياست هاي جمعيتي30
1-زمينه پيدايش سياست هاي جمعيتي31
2-تاريخچه سياست هاي جمعيتي32
2-1)سياست هاي جمعيتي در گذشته32
2-2)سياست هاي جمعيتي در عصر جديد34
3-اهداف سياست هاي جمعيتي36
3-1)ايجاد دگرگوني در اندازه جمعيت39
3-2)ايجاد دگرگوني در ترکيب يا خصوصيات جمعيت40
3-3)ايجاد دگرگوني در توزيع يا پراکندگي جمعيت41
4-انواع سياست هاي جمعيتي43
4-1)سياست هاي جمعيتي مستقيم و غير مستقيم43
4-2 سياست هاي جمعيتي کمي و کيفي44
4-3)سياست هاي جمعيتي خرد و کلان45
فصل سوم: مطلوبيت ذاتي سياست تکثير جمعيت و حکم و ادله آن در فقه اسلامي
گفتار اول: مطلوبيت ذاتي سياست تکثير جمعيت49
1-علل مطلوبيت ذاتي سياست تکثير جمعيت52
1-1)مطلوبيت استيلاد و تکثير ولد52
1-2)مطلوبيت افزايش نسل مسلمانان54
2-نظرات موافقين سياست افزايش جمعيت55
2-1)وسعت در امکانات56
2-2)استعماري بودن انديشه کاهش جمعيت57
2-3)مخالف بودن انديشه کاهش جمعيت با فلسفه ازدواج در اسلام59
گفتار دوم: حکم و ادله سياست تکثير جمعيت در فقه اسلامي62
1-حکم اوليه تکثير جمعيت در فقه اسلامي63
2-ادله تکثير جمعيت در فقه اسلامي65
2-1)آيات65
2-1-1)آياتي که کثرت اولاد را نعمت الهي مي داند65
2-1-2)آياتي که از کشتن فرزندان به شدت نهي مي نمايد66
2-2)روايات67
2-2-1)رواياتي که بر انتخاب زن ولود دلالت مي کند68
2-2-1-1)روايات شيعه68
2-2-1-2)روايات اهل سنت71
2-2-2)رواياتي که به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان، امر به ازدواج مي کند73
2-2-2-1)روايات شيعه73
2-2-2-2)روايات اهل سنت75
3-مقيدات و مخصصات حکم تکثير جمعيت76
3-1)جواز عزل77
3-2)مطلوب نبودن استيلاد از برخي زنان و در برخي شرايط78
3-3)مطلوب نبودن تکثير مواليد در صورت بازماندن از امور معنوي80
3-4)سهولت کمي عائله81
4-نقد ادله سياست تکثير جمعيت83
5-جمع بندي نظرات موجود درباره حکم تکثير جمعيت85
فصل چهارم: چالشها و آسيب هاي سياست تکثير جمعيت
گفتار اول: چالشهاي مقابل سياست تکثير جمعيت88
1-تنظيم خانواده و کنترل جمعيت90
1-1)تنظيم خانواده90
1-2)کنترل جمعيت90
2-بررسي فقهي روش هاي تنظيم خانواده و کنترل جمعيت92
2-1)روش هاي موقت در پيشگيري از بارداري93
2-1-1)پيشگيري از بارداري قبل از انعقاد نطفه93
2-1-2)پيشگيري از بارداري بعد از انعقاد نطفه94
2-1)روش دائمي(عقيم سازي) در پيشگيري از بارداري95
3-حکم فقهي تنظيم خانواده و کنترل جمعيت98
3-1)حکم فقهي تنظيم خانواده از بعد فردي98
3-2)حکم فقهي کنترل جمعيت از بعد نوعي99
گفتار دوم: آسيب شناسي سياست تکثير جمعيت102
1-آسيب شناسي سياست تکثير جمعيت از بُعد اقتصادي103
تاثير جمعيت بر توسعه اقتصادي104
2-آسيب شناسي سياست تکثير جمعيت از بُعد فرهنگي108
تأثير جمعيت بر ساختار فرهنگي108
نتيجه گيري110
فهرست منابع111
مقدمه
جمعيت و ابعاد آن، نقطه مرکزي هر نظام اجتماعي محسوب مي شود. به همين خاطر يکي از مباحث مهمي که در جوامع انساني به عنوان متغير اساسي در مسائل سياسي و اقتصادي مطرح مي گردد، موضوع جمعيت و سياست هاي جمعيتي است.
تحولات جمعيتي، تقريباً تمام جنبه هاي زندگي انسان و جهان پيرامون انسان را تحت تاثير قرار مي دهد. و اثرات متعددي بر خرده نظام هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي وارد کرده و منشا تحولات چشمگيري در اين حوزه ها مي گردند.
اين موضوع زماني اهميت بيشتري پيدا مي کند که از نگاه ديني و فقهي بدان نگريسته شود. و به عنوان اصلي از اصول سياست هاي جمعيتي از سوي دولت هاي مسلمان و حکومتهاي ديني پذيرفته شود.
حال با توجه به نظريات جمعيت شناسي ـ نظريه افزايش جمعيت، نظريه کاهش جمعيت، نظريه جمعيت ثابت و نظريه جمعيت مطلوب ـ که وجود دارد اکثر صاحب نظران، همه اديان الهي به ويژه دين اسلام را طرفدار افزايش جمعيت و مشوق فرزندآوري زياد قلمداد مي کنند.
عموماً نوع اظهارنظرهايي که درباره مسئله مذکور صورت گرفته است چندان عنايتي به طريقه استنباط فقهي مسئله نداشته و نوعاً مسئله از زاويه مصالح اجتماعي مسلمين مورد توجه قرار گرفته است.
از اين رو سعي بر آن است که در اين نوشتار ضمن بررسي دقيق حکم و ادله فقهي سياست تکثير جمعيت، اين مسئله را از ديدگاه فقهي بررسي نموده و نظر فقه اسلامي را در خصوص اين موضوع به شکل واضح و مبرهن به دست آورد.

فصل اول: کليات و مفاهيم
در اين فصل، سعي بر آن است تا کلياتي درباره رساله و چگونگي انجام تحقيق ارائه شود.
1- تعريف و تبين موضوع
يکي از بنيان هاي اصلي هر جامعه اي، جمعيت آن جامعه است. زيرا جمعيت يک جامعه مقوم و عامل رشد، پويايي و بالندگي آن جامعه مي باشد. از اين رو داشتن جمعيت حداکثري ـ با توجه به امکانات و شرايط موجودـ آرمان هر جامعه اي بخصوص جوامع اسلامي بوده و سياستهاي جمعيتي جوامع اسلامي به دنبال ايجاد چنين جمعيتي است.
يکي از ارکان هاي موثر در اتخاذ سياستهاي جمعيتي در جوامع اسلامي، سياستهاي جمعيتي اتخاذ شده از سوي فقه اسلامي است. زيرا که تنظيم خانواده و مسئله جمعيت يکي از مسائل مطروحه در فقه اسلامي مي باشد و برخي معتقدند با توجه به آنچه که از متون اسلامي به دست مي آيد اصل اوليه در مساله جمعيت، مطلوبيت ذاتي افزايش مواليد از ديدگاه فقه اسلامي است. يعني آنکه اصل اوليه سياستهاي جمعيتي در فقه اسلامي، سياست تکثير جمعيت بوده و افزايش جمعيت بنابر عنوان اولي داراي مطلوبيت مي باشد و تنها بنابر اقتضاء ضرورت و مصلحت مي توان حکم به تحديد و کاهش جمعيت نمود. از اين رو آنچه که در اين خصوص داراي اهميت بحث و بررسي مي گردد موضع گيري قوانين فقهي در قبال ضرورت کاهش و يا افزايش مواليد در جوامع اسلامي مي باشد.
لذا در اين پژوهش سعي بر آن است تا حکم و ادله فقهي سياست تکثير جمعيت در جوامع اسلامي مورد بحث و بررسي دقيق تري قرار گرفته و در نهايت مشخص گردد که موضع گيري فقه اسلامي در قبال سياست تکثير جمعيت مسلمانان چگونه و به چه شکل مي باشد.

-2ضرورت و اهميت موضوع
از آنجا که تا کنون کمتر به مسئله افزايش جمعيت پرداخته شده بلکه همواره پژوهش ها و تحقيقات در راستاي کنترل جمعيت و تنظيم خانواده صورت گرفته، از اين رو پرداختن به اين موضوع با توجه به اوضاع و شرايط کنوني جوامع اسلامي امري مهم و ضروري به نظر مي آيد.
در واقع نياز است تا بار ديگر حکم و ادله فقهي موجود درخصوص سياست تکثير جمعيت مورد بازنگري قرار گرفته و به مباني آن به شکل مبسوط پرداخته شود.
3-هدف تحقيق
بحث هاي آثار پيشين عمدتا در حوز? ضرورت کاهش يا کنترل جمعيت به معناي کاهش يا توقف بوده است در حالي که اين رساله قصد دارد سياست تکثير را در فقه بررسي کند؛ پژوهشي که تا کنون به صورت جدي انجام نشده است.
4-پيشينه تحقيق
جمعيت و مسائل مرتبط با آن همچون ازدواج و توالد از جمله مسائلي است که از ديرباز مورد توجه علما و فقهاي اسلامي بوده است. به گونه اي که در تمام کتب فقهي و روايي قدما، ابوابي همچون باب النکاح و يا احکام الاولاد و غيره به وضوح مشاهده مي گردد. البته برخي از انديشمندان اسلامي ـ همچون ابن خلدون ـ هم بوده اند که به دور از رويکرد فقهي و روايي با نگاهي جامعه شناسانه به اين قضيه نگريسته اند.
امروزه نيز انديشمندان اسلامي با درک اهميت اين مسئله، بخصوص با پيشرفته تر شدن جوامع و به وجود آمدن برخي از مسائل مستحدثه، در خصوص بحث جمعيت و کنترل آن، کتب و مقالاتي در داخل و خارج کشور همچون؛ اسلام و مسئله تنظيم خانواده از محمدرضا تدين، کنترل جمعيت از حسين نوري همداني، تنظيم خانواده از ديدگاه فقه اماميه ازجمشيد جعفر پور، تاثير آموزه ها و فتاواي شيعي در رشد و کنترل جمعيت ازمحمد ولي عليئي و کتبي همچون رساله نکاحيه از محمدحسين حسيني طهراني و کنترل جمعيت از ديدگاه اسلام از فرج الله نادري در داخل و نگاشته هايي مانند تحديد النسل و تکثيره و مدي سلطه الدوله في منع الانجاب از حاتم امين محمد عباده و يا تنظيم النسل از محمد ابوزهره در خارج از کشور به رشته تحرير در آمده اند اما در اکثر اين منابع همانطور که از نام آنها نيز پيداست بيشتر به ضرورت کاهش جمعيت و جائز بودن يا نبودن روش هاي کنترل جمعيت و پيشگيري از بارداري، پرداخته شده است در حاليکه سعي بر آن است تا در اين پژوهش سياست تکثيرجمعيت و حکم و ادله آن در فقه اسلامي به شکل کلي و کلان، بحث و بررسي گردد.
5-سوالات اصلي و فرعي
سئوال اصلي:
موضع سياست تکثير جمعيت در فقه اسلامي چيست و مباني آن کدام است؟
سئوال‌هاي فرعي:
منظور از جمعيت و سياست جمعيتي چيست؟
علل مطلوبيت ذاتي سياست تکثير جمعيت چيست؟ و حکم و ادله آن چه مي باشد؟
مهمترين چالشها و آسيب هاي سياست تکثير جمعيت چيست؟
6-فرضيه تحقيق
سياست افزايش جمعيت در اسلام داراي مطلوبيت ذاتي است.
7-امتياز تحقيق
امتياز اين پژوهش آن است که با توجه به بررسي منابع فقهي مشخص گرديد که تا کنون منبع مستقلي به بررسي فقهي سياست تکثير جمعيت نپرداخته است. بلکه در اکثر منابعي که به نوعي به موضوع جمعيت و ابعاد فقهي آن پرداخته شده با مفروض دانستن مطلوبيت سياست افزايش جمعيت بنابر عنوان اولي، به بررسي حکم ثانويه آن توجه شده است.
8-ساختار تحقيق
پژوهش حاضر مشتمل بر چهار فصل است.
فصل اول، بيان کلياتي درباره چگونگي انجام تحقيق مي باشد.
فصل دوم، که در آن موضوع جمعيت شناسي و سياست هاي جمعيتي مورد بحث و بررسي قرار گرفته و مسائل مربوط آن طرح و بيان گرديده است که البته بيشتر ناظر بر مباحث جمعيت شناسي مي باشد.
فصل سوم، در اين فصل ابتدا علل مطلوبيت ذاتي سياست تکثير جمعيت مورد بررسي قرار مي گيرد سپس حکم و ادله فقهي اين سياست جمعيتي به شکل مبسوط بيان مي گردد.
فصل چهارم و آخرين فصل در اين پژوهش که در آن به سياست کاهش جمعيت و تنظيم خانواده به عنوان مهمترين چالشهاي مقابل سياست تکثير جمعيت پرداخته مي شود و در پايان نيز با نگاهي آسيب شناسانه به اين سياست برخي از آسيب هاي اقتصادي و فرهنگي آن بحث و بررسي مي گردد.
9-محدوديت ها و مشکلات تحقيق
مهمترين مشکل و محدوديت در انجام اين پژوهش، فقدان منابع فقهي به روز و کارآمد بود. به گونه اي که در بعضي از موارد هنگام جمع آوري مطالب، پيدا کردن نقطه نظرات فقهي کاري بسيار دشوار و البته گاهي ناممکن بود.
10-روش تحقيق
اين تحقيق کاربردي بوده و روش آن توصيفي مي باشد. اطلاعات به روش کتابخانه اي جمع آوري گرديده يعني با مراجعه به کتب و مقالات و فيش برداري از آنها، ابتدا به نقل مطالب گردآوري شده از منابع فقهي و روايي پرداخته شده آنگاه به بررسي اقوال و اظهار نظر درباره آنها توجه شده است. البته لازم به ذکر است که در اين ميان از نرم افزارها نيز براي جمع آوري مطالب استفاده شده است.
پس از بيان کلياتي درباره مراحل تدوين و نگارش پايان نامه، ضروري تا تعريفي از مفاهيم مورد استفاده در رساله نيز ارائه شود.

11- مفاهيم و اصطلاحات
الف) عزل
1-در لغت
عزل در لغت به معناي دور کردن و قرار دادن شيء در جايي ديگر، بازداشتن و بيکار نمودن است. به گونه اي که گفته شده: “العزل في اللغة إبعاد الشي‌ء و جعله في ناحية، يقال عزله عن كذا نحّاه عنه، و يقال نحَّى الرجلَ عن موضعه، أي صرفه و عزله”1
2-در اصطلاح
عزل، عنواني کلي است که برخي مصاديقش در مواردي از فقه، موضوع احکام تکليفي و يا وضعي قرار مي گيرند. در اصطلاح فقهي، عزل يکي از قديميترين روش هاي پيشگيري از بارداري به شماره آمده و عبارت است از: “ريختن مني در خارج از رحم و يا استفاده از وسائل و داروهايي که مانع انعقاد نطفه گردند.”2

ب) استيلاد
1-در لغت
استيلاد در لغت در دو معنا به کار رفته است. يکي، استعداد باردار كردن و باردار شدن و ديگري باردار شدن كنيز از مولا مي باشد. و به همين خاطر گفته شده: “مصدر استولد، يقال الرجل استولد المرأة أي أحبلها فالاستيلاد هو الاحبال”3
2-در اصطلاح
استيلاد در اصطلاح فقهي به همان معاني لغوي خويش به کار رفته است. استيلاد به معناى نخست ـ استعداد باردار كردن و باردار شدن ـ، شامل مرد و زن آزاد و برده مى‌شود و احكام آن در باب نكاح آمده است. و به معناى دوم ـ باردار شدن كنيز از مولا ـ خود، بابى از ابواب فقه است و از آن در اين باب و نيز باب‌هاى تجارت، وصيّت، طلاق، ارث و قصاص به مناسبت سخن رفته است.4
آنچه که در اين رساله مورد نظر مي باشد، معناي نخست آن يعني مطلق استعداد باردار کردن و باردار شدن مي باشد.
ج) اخصاء
1-در لغت
اخصاء در لغت يعني اخراج بيضتين، و به همين خاطر گفته شده: “الخَصِىُّ: من سُلَّت خصيتاه و نُزعتا، من قولهم: خَصِيتُ العبدَ أَخْصِيهِ خِصاءً بالكسروالمدّ: سللت خصييه”5
2-در اصطلاح
در اصطلاح فقهي، اخصاء در معناي لغوي خويش به کار رفته و فقها آن را در همان معناي لغويش استعمال نموده اند. گفته شده، اخصاء اين است که بيضتين خارج شود. خصاء يکي از عيوبي است که موجب فسخ نکاح مي شود به شرط آنکه قبل از عقد باشد اگر چه بعضي گفته اند اگر بعد از عقد هم بوجود آيد موجب فسخ است ولي اين قول مورد قبول نيست.6

فصل دوم: جمعيت شناسي و سياست هاي جمعيتي

سعي بر آن است تا در اين فصل به مباحث جمعيت و سياستهاي جمعيتي پرداخته شود. درگفتار نخست، موضوع جمعيت از ابعاد و زواياي مختلف آن طرح و بررسي گرديده سپس در گفتار دوم، مساله سياست هاي جمعيتي مورد بحث و نظر قرار خواهد گرفت از اين رو در ادامه به موضوع جمعيت و مسائل مربوط به آن پرداخته مي شود.
گفتار اول : جمعيت شناسي
مطالعات اجتماعي حاکي از آن است که مسائل جمعيتي از زمانهاي بسيار قديم در يونان، روم، هند، چين و کشورهاي ديگر جهان مورد توجه بوده و در مواردي سرشماري نفوس نيز به عمل مي آمده است اما بررسي هاي جمعيتي به صورت نسبتاً منظم پس از دوره نوزايي (رنسانس) متداول و جزء رسوم اداري شد و دستگاه مجهزي به ثبت و ضبط اطلاعات جمعيتي و حتي نوعي سرشماري اقدام کرد.7
از سده نوزدهم جمعيت شناسي به مفهوم امروزي آن به صورت علم درآمده و مورخان و صاحب نظران به بررسي تحولات جمعيتي پرداختند، اما در حقيقت در چند دهه اخير، يعني از سال هاي پس از جنگ دوم جهاني بود که توجه به جمعيت شناسي بيشتر شد و روش ها و تکنيک هاي خاص براي بررسي هاي آن به کار رفت و به عنوان دانشي جديد به دانشگاههاي جهان راه يافت.
در ايران نيز، همچون کشورهاي ديگر جهان، از زمان باستان به جمعيت و مسائل مربوط به آن توجه شده است. در ايران پس از اسلام موضوع گرفتن جزيه از اهل ذمه ضرورت سرشماري را ايجاب کرده و در تهيه آمار اقداماتي به عمل آمده است. در سفرنامه هاي جهانگرداني مانند ناصر خسرو، ابن بطوطه و ديگران موضوع جمعيت مناطق و شهرها مورد توجه قرار گرفته است. به دنبال تحولات ايران در دوران معاصر و دگرگوني شرايط اقتصادي ـ اجتماعي کشور، لزوم سرشماري هاي دقيق و منظم هر چه بيشتر از گذشته مورد عنايت قرار گرفته است.8
اگرچه مساله جمعيت بنا به دلايل اقتصادي و نظامي از ديرباز مورد توجه و عنايت انديشمندان و دولتمردان کشورهاي مختلف جهان بوده، اما پژوهش منظم درباره علل افزايش و يا کاهش جمعيت و مطالعه تحولات جمعيتي و ارتباط آن با مسائل و پديده هاي ديگر در چند سده به ويژه چند دهه اخير گسترش اصولي يافته است.
برخي از دلايل افزايش توجه و اهتمام به مطالعات جمعيتي عبارتند از :
1ـ پيشرفت علم آمار و انجام سرشماري ها و مطالعات آماري در جهان
2ـ افزايش بي رويه جمعيت در برخي نقاط جهان به ويژه کشورهاي جهان سوم
3ـ اهميت تعداد جمعيت و مختصات آن در زندگي اجتماعي و اقتصادي کشورهاي جهان
4ـ نقش افزايش يا کاهش جمعيت در برنامه ريزي ها
5- لزوم اتخاذ سياستي خردمندانه در مورد جمعيت
در واقع جمعيت شناسي را مي توان جزء علوم نوپديد دانست.از اين رو بيان تعريفي لغوي از اين واژه براي شناخت هر چه بهتر از مفهوم آن امري لازم و ضروري به نظر مي آيد. واژه دموگرافي (جمعيت شناسي) که از دو ريشه دموس (مردم) و گرانوس (نوشتار يا نگارش) ترکيب شده، براي نخستين بار در سال 1855م در کتاب آشيل گيارد فرانسوي تحت عنوان “اصول آمار انساني يا جمعيت شناسي تطبيقي” به کار رفته و از آن پس مصطلح شده است.9
براي جمعيت شناسي تعاريف گوناگوني در آثار جمعيت شناختي بيان شده است که در جمع بندي آنها مي توان به تعريف واحدي دست يافت که عبارت است از :
“مطالعه علمي و توصيف و تحليل آماري ساخت و حرکات جمعيت هاي انساني، بررسي سياستهاي جمعيتي و روابط متقابلي که ميان پديده هاي جمعيتي و عوامل اقتصادي ـ اجتماعي و زيستي وجود دارد.”10
با توجه به تعريف ارائه شده مي توان گفت، جمعيت شناسي علمي است که بر ميزان جمعيت نظارت نموده و با توجه به اوضاع و شرايط موجود به اتخاذ سياستهاي جمعيتي مناسب اقدام مي نمايد.
مطالعات جمعيت شناسي مي تواند در يک زمان مشخص يا در طول دوره معيني از زمان انجام شود. به نظر بسياري از جمعيت شناسان، جمعيت شناسي نوعي حسابداري دقيق انسانها و وقايع تولد، ازدواج، طلاق و مرگ آنهاست. در واقع، جمعيت شناسي حد فاصل ميان علوم طبيعي و علوم انساني و اجتماعي است که خصايص کيفي جمعيت ها، استعداد زاد و ولد و تجديد نسل و همچنين حرکات زماني و مکاني آنها را مورد مطالعه قرار مي دهد.
جمعيت شناس هر چند در وهله نخست مي کوشد وضع و ميزان جمعيت هاي انساني را “آنچنان که هست” نشان دهد، اما در عين حال با کوشش در کشف “چرايي” اين وضع، به تفکر درباره “آنچنان که بايد باشد” و راههاي رسيدن به آن موقعيت نيز مي پردازد. از اين رو گردآوري آمار و ارقام جمعيتي و انتشار آن در سطحي وسيع و گسترده، بدون آنکه مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و روابط و همبستگي ميان آنها روشن شود، تلاشي بيهوده است که قطعاً هدف علم جمعيت شناسي، چنين تلاشي نخواهد بود.11
هر چند که پديده هاي جمعيتي در ظاهر تنها داراي خصلتهاي کمي و آماري هستند، اما از آنجا که منشا اجتماعي داشته، و از يک سو تحت تاثير بسياري از شرايط، علتها و روندهاي جامعه قرار مي گيرند و از سوي ديگر روي پديده ها و مسائل اجتماعي مختلفي تاثير مي گذارند به همين جهت، جمعيت شناسي رشته اي از علوم اجتماعي تلقي مي شود. به عنوان مثال پديده هايي مانند تولد، مرگ و مهاجرت از يک طرف خصلتي زيستي و جمعيت شناختي دارند و از طرف ديگر متغيرهاي اجتماعي شمرده مي شوند.و به همين خاطر است که بيشتر بنيان گذاران جمعيت شناسي را اقتصاد دانان و جامعه شناسان و تحليل گران آمار تشکيل مي دهند.12
بر اساس مطالب گفته شده مي توان چنين نتيجه گرفت که جمعيت شناسي يکي از شاخه هاي علوم انساني است که موضوع آن جمعيت و هدف از آن نظارت بر تحولات جمعيتي مي باشد.
پس از شناخت علم جمعيت شناسي لازم است تا به تعريف و شناخت موضوع اين علم يعني مساله جمعيت نيز پرداخته شود که در ادامه توضيح اين مطلب خواهد آمد.
1-تعريف جمعيت
در اصطلاح آماري، هر مجموعه اي از عناصر متمايز يا مجموعه اي از افراد انساني، گياهي و غيره که داراي حداقل يک صفت مشترک باشند، “جامعه يا جمعيت آماري” دانسته مي شود.در جمعيت شناسي، تمام يا بخشي از ساکنان يک ناحيه را “جمعيت” ناميده و معمولاً آن را به اصلي و فرعي تفکيک مي کنند. در اين مورد مي توان به نمونه هايي همچون “جمعيت ايران”، “جمعيت آذربايجان”، “جمعيت کشاورز” و غيره اشاره کرد. انواع اخير جمعيت را که نسبت به جمعيت کل کشور کوچکتر و محدودترند، “جمعيت محدود” يا “جمعيت فرعي” و جمعيت کشور را “جمعيت اصلي” مي نامند. بنابراين “جمعيت فرعي يا محدود” جمعيتي است در داخل جمعيت اصلي کشور که به لحاظ خصوصيات اقتصادي، اجتماعي و جغرافيايي مورد بررسي قرار مي گيرد و به اعتبار يکي از اين صفات، نامي بر آن گذاشته مي شود.
همانطور که گفته شد، کلمه جمعيت ممکن است به هر اجتماعي از افراد انساني، در هر مکان، خواه به طور مستمر يا موقت، اطلاق شود ليکن در جمعيت شناسي، آنچه به عنوان تعريف نهايي از جمعيت ارائه مي شود عبارت است از: “تجمعي از افراد انساني که در منطقه اي معين (روستا، شهر، شهرستان، استان يا کشور) به طور مستمر و معمولاً به شکل مجموعه اي از خانوارها زندگي مي کنند و پايگاه سياسي، شرايط ملي و قومي واحدي دارند.”13
بنابراين، جمعيت هاي خاصي که براي منظوري خاص در زماني مشخص و مکاني معين دور هم گرد آيند لزوماً در جمعيت شناسي مورد نظر نيستند.
در علم جمعيت شناسي، جمعيت ها از دو جنبه مورد توجه قرار مي گيرند :
1ـ اجتماعي ـ اقتصادي : به عنوان مجموعه اعضاي جامعه با روابط اجتماعي و اقتصادي معين
2ـ زيستي و طبيعي : به عنوان مجموعه افراد زيستي
نکته حائز اهميت آن است که، اولاً جنبه هاي طبيعي و اجتماعي ـ اقتصادي جمعيت، شامل تمام افراد ازجمله افراد فعال، کودکان و پيراني که در توليد اجتماعي نيز شرکت ندارند و همچنين کارفرمايان هم مي شود ثانياً با دگرگوني شرايط اجتماعي ـ اقتصادي، ويژگي هاي زيستي جمعيت؛ همچون بهداشت، زاد و ولد، مرگ و مير و نظاير اينها نيز تحت الشعاع قرار مي گيرند.
به همين دليل است که تحولات اجتماعي ـ اقتصادي نقشي اساسي در خصوص تصميم گيري در سياستهاي جمعيتي از سوي دولتها را ايفا مي نمايد. و هر نظام اجتماعي، قانون جمعيتي ويژه‌اي دارد که از نظام هاي ديگر متفاوت است.در نگاهي دقيق تر مي توان گفت رشد جمعيت در يک جامعه در سايه تحولات اجتماعي ـ اقتصادي به عوامل زيادي از جمله؛ سطح نيروهاي توليدي، شرايط و روابط اجتماعي، نظام هاي اقتصادي و معيشتي، حکومت و قانون، اخلاق، دين و مذهب، افکار و جريانات سياسي و سرانجام شرايط طبيعي و جغرافيايي وابسته است که هر اندازه مناسبات ميان اين عوامل پيشرفته تر و پيچيده تر باشد، همان قدر نقش عمده رشد جمعيت بر عهده نظام اجتماعي خواهد بود.14
پس از معرفي و شناخت موضوع جمعيت، لازم است تا به نظريات جمعيت شناسي که در خصوص ميزان جمعيت وجود دارد پرداخته شود.
2-نظريات جمعيت شناسي
در ميان جمعيت شناسان، چهار نظريه مهم پيرامون ميزان جمعيت وجود دارد که در ادامه به تفصيل به معرفي و بيان آنها پرداخته خواهد شد.
2-1)نظريه افزايش جمعيت
اولين نظريه در بحث جمعيت شناسي، ديدگاه طرفداران افزايش جمعيت است. طرفداران اين نظريه ضمن بيان عقيده خود سعي نموده اند تا به دلايلي نيز براي اثبات عقيده خويش تمسک نمايند که در ادامه، اين عقيده به تفصيل بيان خواهد شد.
گاهي اينطور گفته مي شود که اين نظريه بيشتر در قديم الايام طرفداراني داشته است و طرفداران آن با توجه به اينکه قدرت يک قوم را به واسطه کثرت جمعيت آن مي پنداشتند، با تحديد نسل، مخالف و از افزايش جمعيت يک قوم و يا يک کشور، جانبداري مي کردند به عنوان مثال در جهت حمايت از افزايش جمعيت مقرراتي وضع مي نمودند که طبق آن به پدراني که سه فرزند داشتند قطعه زميني اهدا مي شده است و يا خانواده هاي پر جمعيت از ماليات معاف مي شده اند.15
طرفداران اين نظريه با عنوان کردن اينکه امکانات کره زمين براي تغذيه تعداد بسيار زيادي، به مراتب بيشتر از آنچه که اکنون موجود است کافي مي باشد، به انتقاداتي که در خصوص افزايش جمعيت بدون توجه به امکانات و شرايط، بيان مي گرديد، توجهي نمي نمودند.16 به عنوان مثال يکي از مخالفين تحديد مواليد و کاهش جمعيت چنين اعتقاد داشته است که زمين قادر است با استفاده از تکنولوژي تا نُه ميليارد انسان را تغذيه کند.
ريشه عمده اين تفکر در فضاي خاص گذشته تاريخ است که قدرت يک قوم را در کثرت جمعيت که طبيعتاً به کثرت سپاه و نيروي کار و بالطبع آباداني و عظمت سياسي و اقتصادي آن قوم مي انجاميد، تعريف مي کرده اند.حقيقتي که در زمان خود مسلم بوده و قابل انکار نيست بلکه در زمان حاضر نيز، هنوز رنگ و بوي اين حقيقت باقي است و جوامع و اقوام و پيروان مذاهب به واسطه کثرت جمعيت داراي حوزه هاي قدرتمندتري از سلطه و نفوذ مي باشند. از اين رو نمي توان از اين واقعيت چشم پوشي نمود که کثرت جمعيت براي يک گروه تا حدود بسياري قدرت سياسي و اقتصادي و مهمتر از اينها، اقتدار فرهنگي را در پي دارد و حتي مي توان مدعي شد که در هر حال کثرت جمعيت اقتضاي اقتدار را داراست و اگر چنين اقتداري به فعليت نمي رسد به واسطه موانعي است که در رابطه با فقر و تهيدستي گريبانگير جوامع مي باشد و شايد بتوان گفت به همين دليل است که خداوند در آيه شريفه “وَ يُمدِدکُم بِأَموالٍ و بنينَ”17، اولاد را در کنار اموال، از جمله مصاديق مدد الهي برمي شمارد.18
بنابراين طبق اين نظريه، اعمال سياست افزايش جمعيت به صورت مطلق، از سوي دولتها براي حفظ کيان سياسي، اجتماعي و فرهنگي امري لازم و ضروري بوده و اساساً اصل، در سياستهاي جمعيتي بايد بر محور افزايش مواليد قرار بگيرد.
در مقابل اين ديدگاه، ديدگاه ديگري وجود دارد که در جهت مقابل اين نظريه قرار مي گيرد. کاهش جمعيت، عقيده اي ديگر در باب نظريه هاي جمعيتي است که در ادامه بيان خواهد شد.
2-2)نظريه کاهش جمعيت
بيان يک نکته در معرفي اين نظريه لازم به نظر مي رسد و آن اين است که در کتابهاي جمعيت شناسي عموماً از اين نظريه با عنوان “مخالفين افزايش جمعيت” نام برده مي شود در حاليکه بهتر آن است که در نامگذاري اين ديدگاه از عنوان، “موافقين کاهش جمعيت” استفاده گردد زيرا از مخالفين افزايش جمعيت، مي توان، طرفداران نظريه “جمعيت ثابت” و “جمعيت متناسب و مطلوب” هم نام برد در صورتيکه در هيچکدام از آنها تاکيدي بر کاهش مواليد نيست بخصوص در نظريه جمعيت مطلوب، اما اين نظريه ـ کاهش جمعيت ـ در صدد اثبات مطلوبيت کاهش جمعيت و تحديد مواليد مي باشد.
پيدايش اين نظريه در حدود دو قرن پيش مي باشد.از آنجا که قرن هجدهم و نوزدهم، قرون رونق انديشه هاي نظام ضد سرمايه داري در اروپا بوده است و مکاتبي از قبيل آنارشيسم و سوسياليسم در برابر انديشه هاي نظام سرمايه داري به وجود آمدند.
از اين رو مي توان گفت يکي از مهمترين عللي که همواره باعث رونق بازار اين گونه مکاتب اجتماعي ـ سياسي گرديد، فقر روز افزون جوامع آن روز اروپا بوده است. بنابراين از زماني که سوسياليستها در اروپا عقايد خويش را مطرح کردند و فقر را ناشي از توزيع نابرابر ثروت دانستند، نظام سرمايه داري هم در مقام پاسخگويي به روش هاي مختلفي متوسل گرديد و در برابر موج فراگير سوسياليسم که به وضوح پايه هاي کاپيتاليسم را تضعيف کرده بود، به جوابگويي تئوريک روي آورد.
يکي از عقايدي که در اين ميان مطرح شد و موافقين بسياري يافت و عمده تلاش خود را به نفي رابطه فقر و توزيع نابرابر ثروت معطوف کرد، نظريه فردي انگليسي به نام توماس رابرت مالتوس 1766م بود که در گذر زمان توسط خود وي و طرفدارانش پرورده شد. وي به وضوح فقر را ناشي از کثرت جمعيت مي دانست و بالطبع مبارزه با فقر را در مخالفت با ازدياد نسل منحصر مي گردانيد.19
از آنجايي که مباحث جمعيت شناسي بخصوص عقيده کاهش جمعيت، نوعاً با آراء و عقايد مالتوس همراه است و مجموعه اي در اين علم نگاشته نمي شود مگر آنکه آراي او را مطرح سازد، برخي مخالفين تحديد نسل، همه کساني که در موافقت با آن سخن گفته اند را مالتوس گرايان نام نهاده اند.20
جهت آشنايي بيشتر با فضاي بحث، ضروري است تا اين ديدگاه به شکل تفصيلي بيان گردد.
توماس رابرت مالتوس با انتشار کتابي به نام “رساله اي در باب اصول جمعيت” افکار عمومي را تحت تاثير قرار داد.وي ادعا کرد رشد جمعيت با تصاعد هندسي است ولي افزايش توليدات و محصولات غذايي با تصاعد عددي است.بنابراين آهنگ رشد جمعيت سريعتر از آهنگ افزايش توليدات و محصولات است، از اين جهت بايد براي جلوگيري از ازدياد نسل فکري شود. آهنگ رشد جمعيت با تصاعد هندسي است يعني رقم بعدي دو برابر رقم قبلي مي شود به اين ترتيب که يک نفر مي شود دو تا، دو تا مي شود چهار تا، چهارتا مي شود هشت تا و به همين ترتيب جمعيت رشد مي کند.
اما افزايش توليدات و محصولات به صورت تصاعد عددي است به اين معنا که در هر مرتبه، يک عدد معين به عدد قبلي افزوده مي شود مثلاً دو مي شود چهار، چهار مي شود شش، شش مي شود هشت و به همين ترتيب ادامه مي يابد.
وي معتقد بود، اگر فکري براي جلوگيري از ازدياد نسل نشود، خطرات بزرگي براي جامعه پيش مي آيد و توليدات جوابگوي جمعيت نيست، لذا بايد جلو افزايش نسل گرفته شود.21
البته ايشان با راههايي نظير سقط جنين و يا آزادي جنسي خارج از زناشويي و يا همجنس بازي نيز به صراحت مخالفت مي ورزيد، روي همين حساب، الزام اخلاقي قبل از ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را جهت کاهش مواليد پيشنهاد مي نمود.وي همچنين معتقد بود جامعه نبايد به افراد فقير کمک کند، تا در اثر سختي معيشت، ايشان کمتر داراي فرزند شوند. لکن در گذر زمان گروهي که به نام مالتوسي هاي جديد ناميده مي شوند از اين مرحله فراتر رفته و براي جلوگيري از تکثير جمعيت خود را پاي بند هيچ معيار اخلاقي نمي دانند.22
با توجه به موقعيت زماني دوران متفکراني چون مالتوس، طبيعي است که خاستگاه اين چنين عقايدي، حفظ نظام سرمايه داري و جلوگيري از روند سقوط اين نظام مي باشد.زيرا آنچه که وي و همفکرانش به آن معتقدند مي تواند درآمد سرانه ملي يک کشور را افزايش داده و دست حاکميت سياسي را در کاهش فقر باز نمايد. اما با نگاهي جهاني به اين مساله به سهولت دانسته مي شود که بدون توجه به توزيع برابر و عادلانه ثروت، فقر جهاني صرفاً با جلوگيري از کثرت جمعيت از بين نمي رود، هر چند روند شتابان فقر را کُند مي سازد.23
بنابراين مي توان گفت اگر نظريه کاهش ميزان مواليد در جوامع تنها متکي بر عقيده مبارزه با فقر باشد با اندک تاملي بنيانهاي اين عقيده فرو خواهد ريخت و اعتبار خود را از دست خواهد داد زيرا فقر در جامعه معلول علتهاي فراواني است که يکي از آنها مي تواند رشد بي رويه و بي حساب و کتاب جمعيت باشد.
در کنار اين نظريه، ديدگاه ديگري نيز در خصوص جمعيت وجود دارد که از آن تعبير به “جمعيت ثابت” مي گردد در ادامه ابعاد اين نظريه به روشني بيان خواهد شد.
2-3)نظريه جمعيت ثابت
مفهوم مورد بحث در نظريه جمعيت ثابت، “توقف و ثبات” جمعيت است. در اين نظريه مفاهيم “ثبات” و “توقف” يا “رکود” جمعيت را مترادف يکديگر مي گيرند و مفهوم “رکود” يا “توقف” جمعيتي را از آنها مراد مي کنند. طرفداران اين نظريه، نه با افزايش جمعيت موافقند و نه با کاهش آن، بلکه اعتقاد دارند وقتي جمعيتي به “حد کافي” رسيد، ديگر نبايد دچار نوسان شده و در جانب افزايش يا کاهش مواليد حرکت نمايد. زيرا که دگرگونيهاي مداوم جمعيت تعادل نظام اجتماعي و اقتصادي جامعه را بر هم مي زند.گفته شده اصطلاح “حد کافي” در اين نظريه، از کلام سقراط که آن را در “اعتدال” جمعيت جستجو مي کردگرفته شده و به کار رفته است.
طرفداران اين نظريه در پي اثبات عقيده خويش چنين استدلال مي نمايند، که جامعه به چهار طريق مي تواند از امکانات خود استفاده کند: 1ـ افزايش جمعيت 2ـ افزايش آسايش و رفاه افراد 3ـ افزايش ميزان مصرف 4ـ پس انداز، بنابراين اگر جامعه اي انديشه افزايش جمعيت را کنار گذارد، مي تواند همه امکانات خود را به تامين رفاه و مصرف بيشتر براي افراد جامعه و يا پس انداز و سرمايه گذاري امکانات موجود اختصاص دهد.24
از ديدگاه انديشمندان اين نظريه، ثبات جمعيت مي تواند آثار مثبتي در جامعه به دنبال داشته باشد و اگر جمعيت در حد کمال خود به ثبات برسد، اثرات بازده نزولي ديگر وجود نخواهد داشت، به عنوان نمونه، سهم سرانه زمين افزايش پيدا خواهد کرد، اما ساعات کاري کاهش يافته و اوقات فراغت بيشتر خواهد شد و در جامعه تعادل و توازني همه جانبه حاکم مي گردد.
اين نظريه نيز از جانب مخالفان آن، با انتقادهاي شديدي مواجه شد از جمله آنکه، سکون و ثبات جمعيت، عدم تحول و رکود جامعه را به دنبال خواد داشت و سبب افزايش جمعيت سالخورده و از کار افتاده مي گردد.گذشته از آن، تعيين “حدکافي” جمعيت، غير ممکن خواهد بود زيرا که اولاً تعيين حد و مرز آن امر مشکلي است ثانياً اگر مراد از حد کافي، “حد مطلوب” جمعيت باشد در اين صورت اين نظريه با نظريه جمعيتي متناسب يا مطلوب مشتبه مي شود.25
همانطور که مشخص مي گردد اين نظريه نيز توان لازم براي پاسخگويي به سوالات و انتقادات مطروحه از جانب مخالفان خود را نداشته و استقامت خود را در برابر انتقادات از دست مي دهد.
در پايان نظريه ديگري نيز با عنوان “جمعيت متناسب و مطلوب” وجود دارد که در ادامه به بيان اين نظريه پرداخته خواهد شد.
2-4)نظريه جمعيت متناسب و مطلوب
طبق اين نظريه، مطلوبترين ميزان تراکم جمعيتي که مي تواند بيشترين محصول فردي را ايجاد نمايد، حد مطلوب براي جمعيت ـ متناسب با اوضاع و شرايط موجودـ شناخته مي شود.26 اين نظريه در حقيقت آميخته اي از نظريه هاي قبل است و در شرايط متفاوت، احکام متفاوتي صادر مي نمايد.اگر در جامعه اي فقر شديدي حاصل شد مي توان جمعيت را کم نمود و اگر قدرت سياسي قومي خاص به واسطه قلّت جمعيت رو به ضعف نهاد، مي توان حکم به تکثير جمعيت کرد.
به عبارت بهتر، در اين قول نه کثرت و نه قلّت جمعيت هيچکدام مستقلاً اصالت ندارند و در واقع اين دو، مفهومي نسبي خواهند بود که تابع متغيرهاي ديگري هستند. اگر اين قول را از ديدگاه فقهي تفسير کنيم، کثرت و قلّت جمعيت فاقد حکم مستقلي مي باشند و با قرار گرفتن تحت عناوين ديگر داراي احکام شرعي مي شوند و في حد نفسه يا مطابق عقيده مرحوم شهيد صدر از موارد منطقة الفراغ مي باشند و يا اگر بپذيريم که هر مساله اي در عالم داراي حکمي از احکام خمسه تکليفيه است، مباح



قیمت: تومان


پاسخ دهید